eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
666 دنبال‌کننده
300 عکس
164 ویدیو
26 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ 🤝شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 📰توزیع آثار برتر در سکوهای نشر 🖊️آموزش نویسندگی و تجربه‌های ادبی 📚معرفی کتاب‌ها و مجلات الهام‌بخش @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
🗓 یوم الله به سختی و خستگی شب قبل فکر می‌کردم که دیدم حاج مهدی رسولی ایستاده پشت بلندگو و می‌خواند: جاوید شاه کربلا. چه حق بود این حرف. حدود هشت صبح روز خیلی خاص بهمن، از خوشِ شمالی پیچیدم سمت انقلاب. طرف همان کانون تجمعات مردمی پس از انقلاب در تهران. تا کمی به ده، به برنامه زنده خاله ستاره و عمو پویا نگاه می‌کردم. بعدش چرخی زدم دور میدان. سمت جنوبی مجسمه‌ای عجیب و نامتجانس. شاخ داشت و سم. وجودش آنجا سمی بود. ترکیبی از انسان و گاو یا چیزی شبیه آن دو. کار مصافی‌ها بود. تندیس خدای بعل ابلیسی‌ها، آماده برای گُر گرفتن و سوختن. به انتقام آتش انداختن سوی قرآن‌ها و مسجدهای خداپرستان. بعدش در جایی نزدیک سینما بهمن خودرو ضد شورش نوپو و مردم که یکی یا چندتا با یگان ویژه عکس یادگاری می‌گرفتند. قیافه یکی از آنان چه آشنا. مردم به‌ویژه نوجوانان ریخته بودند دور سرهنگ مهدی شریف کاظمی به خوش‌حالی و خنده و مرتب عکس. رفتم طرفش و به حساب حس خوبی که به‌ش داشتم و سر یک جمله‌ در مصاحبه‌ای، انگشتر توی دستم را درآوردم. مجری پرسیده بود: میان آتش آشوب‌ها و در خط مقدم مقابله با کودتاچی‌ها چی دلت را بیشتر شکست؟ گفته بود: فحش‌های رکیک. به‌ش گفتم: فرمانده! این فیروزه متبرک عتبات، متبرک ضریح غیرت عباس، هدیه من به تو. آن را که گرفت و داد دست همراهش، فهمیدم بقیه هم چیزهایی از سر شوق و سپاس به سرباز وطن داده‌اند. اولین بار بود که داشتم فکر می‌کردم چقدر به این پلیس‌ها بدهکاریم‌ها که صدایی برخاست. حجم عظیم جمعیت پشت سر هم. از سمت شرقی تهران. از انقلاب به آزادی. کاروانی با پارچه‌نوشته‌ها و ماشین‌هایی به ریخت و حال خون‌بارترین دهه‌ی انقلاب اسلامی ایران. میان صدای مجری پویا که می‌گفت: اینجا ایران ماست پرچم همیشه بالاست، از میدان عبور می‌کردند. من هم پی آنان راه افتادم. میان امواج خروشان دریای انقلاب به سمت آزادی و لابد استقلال. یکی از آن موج‌ها با صدای توفانی حاج مهدی. رسیده بودیم به خوش شمالی و حنجره‌ای که هم‌چنان بلند و رسا می‌گفت: جاوید شاه کربلا. که می‌شنیدم: نمی‌رسد به کسی لفظ شاه، تا که خداست ای اهل عالم! جاوید شاه کرب و بلا. که از جمعیت جدا بودم و پشت فرمان ماشین، رو به سفیدی کوه‌های بلندِ پیوسته به دماوند. می‌شنیدم که محمدحسین حدادیان می‌خواند: می‌گم که بشنون تموم شامیان، نمی‌رسه این خاک به حرامیان. با خودم گفتم: شکسته باد دست یزید و یزیدیان. آمین کوه‌ها را شنیدم و اجابت آسمان را. شب از ذهنم پریده بود در آن روز بی‌نظیر. خدای بٓعل داشت می‌سوخت با آتشی که خدای «الله» به جانش انداخته بود. ✍ استاد سعید احمدی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قَلبی به نامِ … 🇮🇷♥️ 🎙️ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📝 «داستان به چه کار آید؟» روایت رضا زنگی‌آبادی
🖋 نویسندگان بهتر از روان‌شناسان کاشف ذهن و درون انسان‌ها هستند. قسمت ۱,۳ ❓آیا در داستان خواندن، کارکردی به جز لذت هنری و سرگرمی وجود دارد؟ اگر هست آن کارکرد چیست؟ 🔖 بله. اگر بپذیریم اسطوره‌ها و جهان اساطیری، نیاکان بسیار کهن داستان‌های امروزی هستند باید به کارکرد آنها بیاندیشیم. اسطوره‌ها برای توضیح و فهم جهان در آن دوران بوده‌اند و این کارکرد همچنان به قوت خود باقی است. کارکرد داستان، فهم جهان و پیچیدگی‌های موجودی به نام انسان است و هر چقدر جهان پیچیده‌تر شده، به همان نسبت هم شکل‌های روایت داستان تغییر کرده و پیچیده‌تر شده است. در جهان پیچیده امروز شیوه‌های روایت داستان نیز بسیار پیشرفته‌تر شده است؛ هر چند نباید از جنبه سرگرمی داستان نیز به سادگی گذشت. سرگرم شدن و سرگرمی هم بخشی از وجوه پیچیده انسان است که خود می‌تواند مبنای خلق اثری داستانی باشد. لذت هنری نیز امری است که با داستان شکل گرفته و درک و سلیقه و برداشت ما از زیبایی و لذت هنری نیز امری برآمده از هنر و ادبیات است. ❓عده‌ای معتقدند که فرق است میان کسانی که داستان می‌خوانند و کسانی که داستان‌نمی خوانند آیا واقعاً چنین تفاوتی وجود دارد؟ 🔖 بله وجود دارد؛ همچنان که فرق است بین آدم باسواد و بی‌سواد. داستان امکان حضور و تجربه مشارکت در زندگی‌هایی را می‌دهد که ممکن است هرگز از سر نگذرانیم. در جهان واقع هر چقدر هم به کسی نزدیک باشید امکان شناخت و درک و پی بردن به جهان درون او تا حد زیادی سخت و گاهی غیرممکن است ولی در داستان می‌توانید شخصیتی را با همه زیر و بم آن ببینید؛ خواب‌ها، خیال‌ها، توهم‌ها، تصورات و همه درونیات او را مشاهده می‌کنید و همین باعث شناخت عمیق‌تر ما از جهان و انسان می‌شود. کسانی که داستان نمی‌خوانند انگار زندگی‌ها و شخصیت‌های عجیب ملاقات نکرده‌اند و افق دیدشان شاید محدودتر باشد. جهان داستان به خواننده امکان دیدن یک پدیده را از جنبه‌ها و زوایای مختلف می‌دهد، بنابراین از قضاوت ظالمانه دیگران پرهیز می‌کند و انسانی روادارتر می‌شود. شاید بشود تحقیق کرد و به این نتیجه رسید که آدم‌های متعصب کمتر داستان و رمان خوانده‌اند، هر چند می‌پذیرم که در میان داستان‌خوان‌ها و کتاب‌خوان‌ها و هنرمندان نیز آدم‌هایی هولناک و ترسناک وجود دارد که به همان پیچیدگی وجود آدمیزاد بازمی‌گردد. 🎙️ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🗓 خب، از تماشای حماسه ۲۲‌ دی و ۲۲ بهمن لذت بردید؟ حالا خودتون رو برای تماشای حماسه ۲۲ اسفند آماده کنید. 📌 این‌دفعه قراره با مردم جهان وارد میدان بشیم. ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🌿 سلام بر آنان که خشت‌خشت، جهان درون ما را گستردند. آنچه که بودیم و هرگز کافی نبود؛ آنچه که می‌توانستیم باشیم و آنها آن را خانه کردند. ✍🏻 محمدحسین نجفی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💬 (دبیرکل حزب‌الله لبنان): «انقلاب اسلامی ایران در کنار مستضعفان جهان ایستاد و روح مقاومت را در منطقه احیا کرد.» 📽 بازتاب شیوه مذاکرات ایران با طرف آمریکایی در عمان در یک انیمیشن عربی را ببینید. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🌸 سرکار خانم واحدی، با دلسوزی و دغدغه پیگیر تمرین‌های نویسندگی هنرجوهای بهانش هستند... 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎨 هر هنرمند، به تنهایی یک دنیاست. 💫 این خاصیتِ هنری است که در وجود اوست. اگر انسان فرصت میکرد تا غمگسارانه پای دل هنرمندان بنشیند، دنیای عجیب و زیبایی میدید؛ آمیخته‌ای از غمها و شادیها؛ آرزوها و نگرانیها و آرمانها؛ ولی متأسّفانه این مجال وجود ندارد. ✨ یکی از دوستان از هنر به عنوان جواهر سفید تعبیر کردند. آری؛ هنر گوهر بسیار گرانبهایی است که ارزش و گرانبهایىِ آن فقط بدین جهت نیست که دلها و چشمهایی را به خود جذب میکند - خیلی از چیزهایی که هنری نیست، ممکن است چشمها و دلهایی را به خود جذب کند - نه، این یک موهبت و عطیه الهی است. 🌸 حقیقت هنر - هر نوع هنری - یک عطیّه الهی است. اگرچه بُروز هنر در چگونگىِ تبیین است، اما این، همه حقیقت هنر نیست؛ پیش از تبیین، یک ادراک و احساس هنری وجود دارد و نکته اصلی آن‌جاست. 🎭 بعد از آن که یک زیبایی، یک ظرافت و یک حقیقت ادراک شد، از آن هزار نکته باریکتر ز مو که گاهی آدمهای غیر هنرمند نمیتوانند یک نکته‌اش را هم درک کنند، هنرمند با همان روح هنری و با آن چراغ هنر که در درون او برافروخته شده است، ظرایف و دقایق و حقایقی را ابراز میکند. این میشود هنر واقعی و حقیقی که ناشی از یک ادراک و یک بازتاب و یک تبیین است. 📅 ۱۳۸۰/۰۵/۰۱ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh