🔰سخنی با شورای عالی امنیت ملی، هیأت مذاکره کننده ایرانی و مقام امنیتی آگاه
سلام علیکم
خدا قوت بابت مدیریت چهل روزهی جنگ نظامی و همچنین ایستادگی قدرتمندانه و بدون کوتاه آمدن از منافع کشورمان ایران در دور اول مذاکراتی که در اسلام آباد گذشت. بخصوص در شرایطی که حتی جان خود شما عزیزان هم تهدید میشود. توسط دشمنی که حالا در پروندهاش هزاران بار نقض پیمان، ترور و شهادت رهبر، فرماندهان و سیاسیون کشورمان و ۱۶۸ لاله ی پرپر میناب است.
شنیدهایم که به خاطر تهدیدات و خطرات امنیتی مجبور شده اید در سفر بازگشت از پاکستان در مشهد فرود اضطراری داشته باشید و باقی مسیر را به صورت زمینی به تهران بروید. اخباری که دل ما ملت را میلرزاند که مبادا مسئولان دیگری از این کشور بی خود و بی جهت به شهادت برسند. دعای ما مردم ایران در یک هفته گذشته پشت سرتان بود تا هم سالم و سلامت بمانید و هم پیروز در میدان مذاکرات شوید. ولی با وجود حمایت کردن هایمان، همچنان ترسها و ابهاماتی از این مذاکرات برایمان باقی است. چون دشمنی که با آن در میدان دیپلماسی مبارزه میکنید دشمنی است که به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیست. إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ (توبه،۱۲)
آقایان محترم. جنگ ما با این دو دولت تروریستی، مانند جنگ های هالیوودیای شده که یک طرف آن انسان ها و طرف دیگر هیولاهای بدون فهم و رحمی اند، که جز له کردن و جلو رفتن کار دیگری بلد نیستند. هیچ صحبتی را نمیفهمند و تنها چیزی که جلویشان را میگیرد مشت متقابلیست که بر صورتشان فرود میآید. حال با توجه به این دشمن که هیچ نمیفهمد و هیچ کار خلافی(حتی ترور تیم مذاکره کننده) از او بعید نیست، واقعا متوجه نمیشویم چرا با چنین موجوداتی باید سر میز مذاکره و صحبت نشست. آنهم برای دور دوم! وقتی که نه قرار است ما از مواضع خود کوتاه بیاییم و نه آنها به حدی موشک خورده اند که دست از تهدید و زیاده خواهی بردارند.
فرموده بودید که برای گرفتن غرامت از دشمن مذاکره میکنید. و یا برای دیکته کردن مواضع خودمان و تثبیت سیاسی آنچه در میدان نظامی بدست آوردهایم. هرچند در آن چهل روز جنگ نظامی به اعتراف داخلی و خارجی دست ما بالاتر از دشمن بود، اما واقعا به نظر نمیآید دشمن ما آنقدر ضربه خورده باشد که گردن کج کند و مواضع ما را بی چون و چرا بپذیرد. تهدید های مکرر آن سگ زرد، قلدری ها و حملات اسرائیل به لبنان و ترک میز مذاکره توسط آمریکایی ها در دور اول نشان از این مطلب دارد که به قدر کافی تنبیه نشده اند. و حالا باز با این شرایط قرار است دور دوم مذاکرات، روز پنجشنبه برقرار شود؟ واقعا عجیب است!
به ترامپ نگاه کنید. اگر میخواهید مذاکره کنید به شیوهی او مذاکره کنید. در کاخش نشسته و مواضع و خواسته هایش را میگوید تا طرف مقابل اجرا کند و پشت سرش هم تهدید هایش را توئیت میکند. البته تا به حال ترسو تر از آن بوده که تهدید هایش را به طور کامل عملی کند و ما ایرانی ها هم شجاع تر از آن بوده ایم که با اینچنین بادهایی بلرزیم. باد هایی از سمت حکومتی در آستانهی زوال!
آقایان محترم! خواستهی ملت از سرگیری قدرتمندانه تر جنگ است. اگر بنایی بر صحبت دارید، در محل کارتان در ایران بنشینید و بگویید که مثلا اگر تا فلان روز دیگر بهمان مبلغ را به عنوان غرامت پرداخت نکنید، فلان منافع یا پایگاهتان در منطقه را شخم میزنیم. اینطور زبان را او خوب میفهمد! چون او عاشق دنیایش هست. دنیایش را تهدید کنید تا به خواسته هاتان تن بدهد. وگرنه او زبان دیپلماسی را به هیچ وجه نمیفهمد و این مذاکرات هیچ سودی برایمان نخواهد داشت.
✍🏻 #محمدهادی_شریفی
–هیئت تحریریه بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌آتشبس!
سلاح خطرناک جنگ شناختی
✍🏻 #علی_موسوی
پینوشت: در مورد آتشبس، تحلیلهای مختلف سیاسی، نظامی و... میتوان ارائه داد. این تحلیل صرفا از زاویه رسانهای است.
#یادداشت_اختصاصی
#سواد_روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰اسلام باید خفه بماند
نام رهبر جنبش ضد استعماری هندوستان؟ ماهاتما گاندی. تنها و تنها او. نقشبسته بر کتب تاریخ و نشسته بر تریلر فیلمهای سینمایی.گاندی را میشناسم، مردی نیمه برهنه با ردایی سپید بر دوش که دندههایش قابل شمارشند و گویی از مال جهان تنها عینکی ته استکانی به او رسیده. رهبر انقلاب هند. این را از همان سالهای ابتدای دبستان میدانستم، از کتابهای تاریخ و فیلمهای مکرر هندی در بازخوانی نقش او در مبارزات ضد استعماری؛ همین شد که در ذهنم انقلاب هند با نام او گره خورده.
حالا در بازخوانی مجدد تاریخ، نام رهبران دیگری به میان میآید؛ مولانا شاه عبدالعزیز دهلوی، مولانا محمودالحسن، مولانا ابوالکلام آزاد، مولانا محمدعلی، مولانا شوکت علی. نکتهی عجیب، خالی بودن کتابها و رسانهها از این حضور تاریخی است. همین مولانا شاه عبدالعزیز معروف به سراجالهند، فتوای تاریخی لزوم مجاهدهی مسلمانان با انگلیسیها به عنوان دشمن محارب، را صادر کرد که ریشهی تمامی مبارزات مسلمانان برای اخراج انگلیسیها از هند شد یا مولانا محمودالحسن مبدع نظریهی عدم همکاری با انگلیس بود.
شاید و شاید، کسی یا کسانی نخواستهاند نام اسلام و شهرهاش به ظلمستیزی عالمگیر شود، که اسلام تنها مکتب ذوابعاد است. شاید و تنها شاید مطرح کردن یک هندو به عنوان رهبری ظلمستیز، قابل هضمتر باشد که او هندوست، با آئینی که تارک دنیا بودن اصل است و مشروعترین نعمتهای الهی در آن نامشروع؛ او میتواند راهبر باشد اما الگو هرگز، که دنیایی که با تکنولوژی و رفاه خو گرفته، این حجم از ترک نعمات را بر نمیتابد. اما یک مسلمان نباید رهبر معرفی شود که او به تمامی وجوه الگوست، که اگر زهد دارد تارک دنیا نیست، اگر آخرت را مقدم میداند دنیا را رها نمیکند.
نقش گاندی را قطعا نمیتوان در این مبارزه نادیده گرفت که اگر انقلابی هست در اجماع قلوب تپندهی مبارزان و ید با کفایت سردمداران انقلاب است. اما چرایی دوختهشدن لبان تاریخ در بیان نقش دیگر راهبران، پای شبههای را باز میکند که شاید و فقط شاید دست استعمار از آستینی دیگر بیرون زدهاست.
منبع: طرح کلی اندیشهی اسلامی/ آیتالله سید علی خامنهای _ مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان/ ترجمه و تألیف آیتالله سید علی خامنهای
✍🏻 #سعیده_اجتهادی
–هیئت تحریریه بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🔻از خجالت مُردَم!🔺
🎙️ آیتالله حائریشیرازی:
رهبر شما عاشق است! شیراز بودم که به من زنگ زد و گفت: «آه، شوقا». از خجالت مُردم! اصلاً عشق و محبت از او میبارد.
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔻نامزدهای دوازدهمین هفته هنر انقلاب معرفی شدند
۱. محسن چاووشی
در سال گذشته که کشورمان درگیر دو جنگ تحمیلی ۱۲روزه و رمضان بود، قطعات موسیقی «علاج» و «حسبیالله» را تولید کرد که موسیقی را به مفهوم وطندوستی گره زد و واکنشهای مثبت بسیاری را از سوی شنوندگان دریافت کرد. او در پرالتهابترین روزهای ایران، روحیه مقاومت را زنده نگه داشت و امید را در دلهای مردم تقویت کرد.
۲. سیدعلی میرفتاح
هنرمند نقاش در نخستین روزهای پس از جنگ، یک جنبش داوطلبانه شبانه را آغاز کرد. او تصاویر شهدای جنگ را بر دیوارهای تهران نقش زد و یاد آنها را در قلب شهر جاودانه ساخت. این هنرمند در جنگ تحمیلی رمضان مانند جنگ ۱۲روزه راوی قهرمانان ملت شد و این بار از رهبر شهید و عزیز ملت، تصویری ماندگار بر بوم ساخت.
۳. مریم شعبانی
کارگردان و نویسنده تئاتر «برای هانا» است که روایتی حماسی از زیستن در میانه جنگ را به تصویر کشید و با مفهوم مقاومت گره خورد. او در میانه آشوبهای دیماه، نمایش خود را بهصورت رایگان اجرا کرد و در جریان جنگ تحمیلی رمضان نیز با نمایش «فرشتههای میناب» روی صحنه بود.
۴. سیروس مقدم
از هنرمندان باسابقه عرصه تصویر، در سالی که گذشت با مجموعه تلویزیونی «پایتخت ۷» در ایام نوروز مهمان خانههای مردم بود و توانست رکوردهای قابل توجهی را از حیث میزان مخاطب و تماشا ثبت کند.
۵. محمد میرکیانی
نویسنده برجسته کشورمان با کتاب «قصه ما مثل شد» توانست به تیراژ یک میلیون نسخه برسد و اثرش به یکی از پرمخاطبترین آثار حوزه ادبیات کودک و نوجوان ایران بدل شود.
#پاتوق_خبری_نویسندگان
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌فرهنگ نقد در بیان رهبری
در نقد کردن، من سال گذشته یکی از توصیههایم این بود که انتقاد کنید، نقد اشکال ندارد؛ سؤالاتی در این زمینه مطرح شده که خب چه طوری، چه جوری نقد کنیم؟
مثلاً در وضع جنگی، در وضعیّت معارضه دشمنان چه جوری نقد کنیم که به اینها برنخورد؟ نقد اشکال ندارد منتها نقد کردن با تهمت زدن فرق میکند؛ مراقب باشید وقتی نقد میکنید، کسی را متّهم نکنید. سؤال مطرح بشود؛ اشکال ندارد، سؤال مطرح بشود، ابهام مطرح بشود، و فرصت جواب دادن به وجود بیاید.
گاهی هست که طرف [مقابل] بعضی از سؤالات را هم نمیتواند جواب بدهد؛ یعنی فرصت جواب ندارد یا امکان جواب دادن نسبت به این قضیّه نیست؛ در اینطور موارد حتّی ابهام را هم مطرح نکنید. با یک چنین شیوههایی، فرضیّات احتمالی را مسلّم ندانید.
🗓۱۴۰۳/۱۲/۲۲
#رهبر_نویسندگان
#نقد_درون_گفتمانی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 کیش و مات
درب آسانسور باز شد. پیرمردی عصا به دست وارد مطب شد. با نیم نگاهی به اطراف، به سمت پنجره رفت و همانجا روی صندلی نشست.
طولی نکشید که سر صحبت را با بغل دستیاش باز کرد. از هر دری گفتند. جوری مسائل سیاسی، نظامی و اقتصادی کشور را تجزیه و تحلیل میکردند که یک لحظه احساس کردم آنتن شبکه ۴ و برنامه میزگرد سیاسی اجتماعی است.
پیرمرد در لابلای حرفهایش دو بار با قاطعیت گفت: «اینها برا حضور تو خیابون، شبی ۲ میلیون تومان میگیرن».
جوان خوش قد و قامتی، سمت چپ پیرمرد با یک صندلی فاصله نشسته بود. رو کرد به پیرمرد و گفت: «پدر جان! شنیدم شما هم برا نیومدن تو خیابون، شبی ۳ میلیون تومان میگیرین، درسته؟!»
پیرمرد برآشفته شد و گفت: «کی این چرندیات رو گفته؟» جوان بی درنگ پاسخ داد: «همونایی که اون چرندیات رو به شما گفتن تا شما هم یه میلیون بذاری روش و این طرف اون طرف جار بزنی!»
داشتم از خنده میترکیدم. به زور خودم را کنترل کردم. پیرمرد بدجور کیش و مات شد و دیگر چیزی نگفت اما مطمئنم در دلش داشت به جوان بد و بیراه میگفت.
✍🏻 #لیلا_خدایار
–هیئت تحریریه بهانش
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh