📌فرهنگ نقد در بیان رهبری
در نقد کردن، من سال گذشته یکی از توصیههایم این بود که انتقاد کنید، نقد اشکال ندارد؛ سؤالاتی در این زمینه مطرح شده که خب چه طوری، چه جوری نقد کنیم؟
مثلاً در وضع جنگی، در وضعیّت معارضه دشمنان چه جوری نقد کنیم که به اینها برنخورد؟ نقد اشکال ندارد منتها نقد کردن با تهمت زدن فرق میکند؛ مراقب باشید وقتی نقد میکنید، کسی را متّهم نکنید. سؤال مطرح بشود؛ اشکال ندارد، سؤال مطرح بشود، ابهام مطرح بشود، و فرصت جواب دادن به وجود بیاید.
گاهی هست که طرف [مقابل] بعضی از سؤالات را هم نمیتواند جواب بدهد؛ یعنی فرصت جواب ندارد یا امکان جواب دادن نسبت به این قضیّه نیست؛ در اینطور موارد حتّی ابهام را هم مطرح نکنید. با یک چنین شیوههایی، فرضیّات احتمالی را مسلّم ندانید.
🗓۱۴۰۳/۱۲/۲۲
#رهبر_نویسندگان
#نقد_درون_گفتمانی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 کیش و مات
درب آسانسور باز شد. پیرمردی عصا به دست وارد مطب شد. با نیم نگاهی به اطراف، به سمت پنجره رفت و همانجا روی صندلی نشست.
طولی نکشید که سر صحبت را با بغل دستیاش باز کرد. از هر دری گفتند. جوری مسائل سیاسی، نظامی و اقتصادی کشور را تجزیه و تحلیل میکردند که یک لحظه احساس کردم آنتن شبکه ۴ و برنامه میزگرد سیاسی اجتماعی است.
پیرمرد در لابلای حرفهایش دو بار با قاطعیت گفت: «اینها برا حضور تو خیابون، شبی ۲ میلیون تومان میگیرن».
جوان خوش قد و قامتی، سمت چپ پیرمرد با یک صندلی فاصله نشسته بود. رو کرد به پیرمرد و گفت: «پدر جان! شنیدم شما هم برا نیومدن تو خیابون، شبی ۳ میلیون تومان میگیرین، درسته؟!»
پیرمرد برآشفته شد و گفت: «کی این چرندیات رو گفته؟» جوان بی درنگ پاسخ داد: «همونایی که اون چرندیات رو به شما گفتن تا شما هم یه میلیون بذاری روش و این طرف اون طرف جار بزنی!»
داشتم از خنده میترکیدم. به زور خودم را کنترل کردم. پیرمرد بدجور کیش و مات شد و دیگر چیزی نگفت اما مطمئنم در دلش داشت به جوان بد و بیراه میگفت.
✍🏻 #لیلا_خدایار
–هیئت تحریریه بهانش
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خانم معلم کلاس اول که موقع دیدن نقاشیم گفتی چرا گلاتو آبی رنگ کردی مگه گل آبی داریم؟
خواستم بگم: آره داریم...
✍🏻 #راضیه_واحدی
–تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 دنیای زیباتر
روی لبهی جدول کنار خیابان نشسته بودم. به عکسی که در دست راست داشتم نگاه کردم؛ همان عکسی که پایینش نوشته بودند «رهبر شهید». کنارم پسربچهای با عجله مشقهایش را مینوشت. هر بار که مردم در پاسخ مداح «حیدر حیدر» میگفتند، او هم دستهایش را مشت میکرد و همراهی میکرد و بعد دوباره سرش را میبرد روی دفترش.
دیدنش مرا پرت کرد به سالهای دور؛ کلاس پنجم دبستان، مدرسهی معاد. زنگ فارسی بود. معلم با صدای کشیدهی «قژ» در، وارد شد؛ کتوشلوار سورمهای اتوشده، دست راست در جیب شلوار. مستقیم رفت طرف پنجرهی آهنی زنگزده، آن را باز کرد و بوی شکوفههای زردآلوی باغ پشت مدرسه یکباره پرید توی بینیمان. بعد سمت تخته رفت، گچ سفید را برداشت و نوشت: «به نظر شما چه چیزی بیشترین زیبایی را به دنیا میبخشد؟»
با صدای بمش گفت: «دفترها رو دربیارید و جواب این سؤال رو بنویسید.» ده دقیقه گذشت. یکییکی بچهها را صدا زد تا پاسخشان را بخوانند. علی نوشته بود «باغها». رضا نوشته بود «دریاها»… نوبت من شد. قلبم تند میزد. نفس عمیقی کشیدم و گفتم: «بعضی آدمها.»
کلاس یکباره زد زیر خنده. معلم دستی به صورت تازهاصلاحشدهاش کشید و گفت: «احسنت! چه جواب قشنگی.» خندهها خوابید و سکوت نشست روی کلاس.
آرام چشمهایم را باز میکنم. از آن سالها تا امروز، روزگار چند بار دیگر هم همان «احسنت» را به من هدیه داده است. بلند میشوم. پسرک هنوز مشغول نوشتن است. دوباره به عکس در دستم نگاه میکنم و زیر لب میگویم: «برای تمام زیباییهایی که به دنیای ما بخشیدی… ممنونم.» و بعد در میان جمعیت گم میشوم.
✍🏻 #محمدمهدی_نیکی
–هیئت تحریریه بهانش
#روایت
#رهبرشهید
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از شبکه نویسندگان
تولید محتوا و انتشار ویژه ایام جنگ رمضان
شبکه نویسندگان انقلاب اسلامی
با همکاری
خانه نویسندگان بهانش
(قسمت دوم)
۱ـ تابع ولایت بوده، هستیم و خواهیم ماند.
✍️مهدی تقیلو
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1776267063505028718
۲ـ قصهی غصهها
✍️ سعیده اجتهادی _ آوینا
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1776267868679236880
۳ـ دلداری به سبک کودکانه
✍️لیلا خدایار
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1776268686268193500
۴ـ مای عراقی
✍️فاطمه مصطفوی
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1776270520277094516
۵ـ چــهـار دقیــقه مانده
✍️مرضیه اکبرزاده
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1776271369479355663
۶ـ من هنوز زندهام؟
✍️ابوالفضل گلستانی
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1776272934378406310
۷ـ چه کسی برنده شد؟ (کنکاشی در یک تصمیم سید شهید امام علی خامنهای)
✍️علی شفیعی
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1776273803767616023
🔸 خانه نویسندگان بهانش
https://eitaa.com/bahanesh
🔸شبکه نویسندگان؛ محلی برای نوشتن جمعی
https://eitaa.com/writersnetwork
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻خاطره شنیدنی بازدید غیرمنتظره رهبر شهید از تمرین ارکستر صداوسیما
#داوود_نماینده گوینده، بازیگر و دوبلور در برنامه «من ایرانم» بازدید غیرمنتظره رهبر شهید از ارکستر صداوسیما را روایت کرد.
#پاتوق_خبری_نویسندگان
#رهبر_هنرمندان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
پایداریِ صلح، جز در سایهی سلاح، تضمین نمیشود.
✍🏻 #پردیس_قاسمیان
–تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰ذوقِ نویسندگی؛ شهوتِ نوشتن
لطفاً ننویسید!
قبل از خواندن، کمی چایِ صلح بنوشیم: دوستِ من، نویسنده آن است که عمیقترین معنا را با کمترین کلمات حواله کند، نه آنکه با رگبارِ کلماتِ مشقی، معانی را به زورِ توضیح به مخاطب تحمیل کند.
ذوق هنری: این شوقی مقدس است. حتی اگر در جبههی شر شکوفا شود، باز هم شرف دارد! لااقل به اصالتِ هنر هتاکی نمیکند.
ذهنِ مخاطب، حریمِ امنِ اوست. وای بر آنکه حرمتِ آن را خدشهدار کند. نویسندهی با ذوق، شکنجهگرِ سادیسمیِ مفاهیم و جلادِ مازوخیسمیِ خویش است. او پیش از آنکه مبادا غذایی با چربیِ زیاد طبخ کند و به خوردِ مخاطب بدهد، خود و کلماتش را در دادگاهِ بیرحمِ ویرایش، بارها محکوم به اعدام میکند.
شهوت نوشتن: ذاتاً هرزهای بیش نیست؛ حتی اگر لباسِ رزمِ تفکرِ خمینیِ کبیر را به تن کند؛ چراکه آن آبِ زلال را با لَجَن زخم میزند.
مثلا نقابِ روشنفکریِ دروغین بر چهره میزند؛ روی مبل مینشیند و به خیالِ خامِ خود، تنها با فشردنِ دکمهی انتشار، رسالتش را به انجام میرساند! تا برقِ تیغِ نقد به چشمش میخورد، پشتِ بهانههای «این از قلبم نشت کرد، پس نیازی به ویرایش ندارد» پنهان میشود.
خیر دوستِ من. ادبیات، زبالهدانِ فورانهای لحظهای نیست. حالا ای مبعوثانِ رسالت جهاد تبیین! کمی عذاب وجدان داشته باشید.
✍🏻 #محمدمهدی_حبیبی
–باشگاه نویسندگان بهانش
#نقد_درون_گفتمانی
#تمرین_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔻دکتر راندا گاراد، پزشک و فعال سیاسی استرالیایی با انتشار تصویری از مسجد نصیرالملک شیراز در صفحه ایکس خود نوشت:
🔹ترامپ کاری را انجام داده که هیچ کمپین گردشگری نمیتوانست انجام دهد. او علاقه زیادی به فرهنگ ایرانی برانگیخته است. پست هایی در مورد تاریخ، معماری، غذا، موسیقی و ویدیوهای لگو به سرعت در حال پخش شدن است. نفرتی که دههها از ایران به ما القا شده بود، به سرعت به حمایت و احترام تبدیل شد.
#پاتوق_خبری_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
حالا درسته این تجمعات بعضی وقتا منتهی میشه به خونهی بخت…
ولی یهکم کار اداری اینا داره
برا تجمع، با آرایش شبِ عروسی نرو که عزیزجان.
✍🏻 #راضیه_واحدی
–تحریریه بهانش
#نقد_درون_گفتمانی
#کوتاه_نوشت #طنز
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh