بهتر نیست دایرهی مخاطبینِ سخنانِ حفظِ وحدتی خود را کمی بزرگتر بگیرید که علاوه بر مردم در خیابان، خبرگزاریها و تعدادی از مسئولین هم جا شوند؟!
✍🏻 #راضیه_واحدی
–تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📖 #پاره_کتاب
اندوهی که از اعماق تفکر سرچشمه نگیرد، اندوه نیست، عزای باطل و بیاعتباری بهخاطر سرکوبیدن امیال فردیست؛ و انسان متفکری که گهگاه گرفتار اندوه نشود، علیل و ناقص است: دور از دریا، دور از طوفان، دور از پرواز، دور از شکفتن روح است.
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📙 #آتش_بدون_دود
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🧩 انفصال نسلی شعر امروز و دیروز؛
مسئله «شاعر بیبدیل»
شما از انفصال شعر کنونی و نثر کنونی با شعر دوره قبل از خود صحبت میکنید. ما در همان دورهای که آن شاعرِ فرضاً برجسته این شعر را گفته، ممکن است ده نفر شاعر دیگر داشته باشیم که همان برجستگی را، یا بهتر از آن را داشته باشند. حالا آن شاعری که مورد نظر من بوده - که نمیخواستم اسمش را بیاورم و نمیآورم - شعرش در دانشگاه نیاید، اما شعر «اخوان» بیاید. که فکر نمیکنم از لحاظ نشان دادن رتبه شعر دوره قبل، بالاتر از همه باشد.
«اخوان» با من دوست بود. هم زمان ریاست جمهوری با من یک نوع ارتباط رقیق داشت و هم بعد از ریاست جمهوری - این آخری که از یک سفرِ ظاهراً یکساله به اروپا، برگشته بود - نامهای به من نوشت و شعری گفت و بعد هم از دنیا رفت. بنابراین، «اخوان» اشکالی ندارد. واقعاً چه لزومی دارد که ما به سراغ اینکه کاملاً میتواند مورد استفاده قرار گیرد، نرویم؟
یعنی اینطور میخواهم بگویم که الان ضرورتی وجود ندارد؛ اگرچه من هیچ ایرادی نمیبینم که اگر حقیقتاً ما الان شاعر بزرگی داریم، شعرش مورد استفاده دانشجو قرار گیرد و از لحاظ علمی رویش کار شود. من هیچ این را ممنوع نمیدانم؛ لااقل از نظر من ممنوع نیست. اینکه برنامهها چگونه است، اطّلاعی ندارم؛ لیکن چنین شاعری به این شکل واقعاً من سراغ ندارم.
🗓 ۱۳۷۷/۰۲/۰۷
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
سلام
چون مطالب زنگ نویسندگی زیاده، هشتگ ثابت براش قرار ندادیم. اینطور دستهبندی کردیم:
#راهنمای_نویسندگی
#نویسندگی_خلاق
#ویراستاری
#مصاحبه_نویسندگان
#تمرین_نویسندگی
#نقد_دبیر
🔰 حکایتِ یک خانه
راست و حسینیاش، بنا کردن «خانه» برای نویسندگان، با یک دست آجر گذاشتن پیش نمیرود. اینجا یک هیئت تحریریه قبراق داریم که بار اصلیِ کلمات روی دوش آنهاست. گهگداری رفقای گرافیک، خط و ربطی میکشند و عکسنوشتهای میزنند. و ادمین عزیزی که چراغ این حجره را روشن نگه میدارد.
بنده در این میانه تقریباً هیچکارهام. گیرم نام «دبیر» روی ما گذاشته باشند؛ اما کارم فقط جفتوجور کردن این جمع است، شاید در حکم نخ تسبیحِ دانههای خوشتراش.
خلاصه که این سفره، حاصل یک تیم است با دغدغهای روشن: قد کشیدن نویسندگان جبهه انقلاب. به این امید که فردا روزی، همین قلمها باری از روی زمینِ فرهنگ بردارند. من این پادویی برای کلمات را دوستتر دارم.
#ناشناس_با_دبیر
#روایت_بهانش
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh