🕌 جلوی حرم وایسادم گفتم:
✨ امام رضا خیلی مردی
بازم آقا بغلم کردی
منو حتی خودم نمیخوام
تو ولی دعوتم کردی
اذن دخول خوندم، درب ورودی رو بوسیدم و عمیق گفتم: «آخیش»
✍🏻 آقای ادمین
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🕌 حرم امام رضا جان به نیابت از همهی اعضای خیلی عزیز بهانش زیارت انجام دادم.
🤲🏻 دعای من برای جمعمون این بود که حضرتِ پروردگار به برکت امام رضا علیهالسلام، روایتِ حق رو از طریق ما و در وجود ما به جریان بندازه.
🕊️ اصلا من میشم نامهرسون،
شما بنویسید، من برای آقا میخونم.
اگه با انتشارش توی کانال مشکلی نداشتید، بگید بهم.😅
🔗🔗 https://daigo.ir/secret/2811666419
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 درسگفتارهای نویسندگی
فصل دوم (جوشش و شکوفایی)
قسمت ۲/۳
🚪 ورود وجه قلمی ما به صحنه، همراه با صمیمیت، سادگی و روانی قلم، مسیرهای مختلفی دارد؛ اما فکر میکنم پیشنهاد بهتر این است که از راههای راحتتر، در دسترستر و زودبازدهتری برویم. علاقمندان، وقتی میپرسند از کجا شروع کنیم؟ پاسخم دو چیز است: آزادنویسی و خاطرهنویسی.
🔸 نخست، دومی را میگویم؛ چون از زوایایی، رجحان دارد.
🔹 «خاطرهنویسی» از مهمترین قالبهای نویسندگی است. خاطره یعنی غلبه حضور ما در واژهها با ویژگیها و حالات گوناگون؛ یعنی بیحضوری مخاطبِ غیر؛ یعنی خودم و نوشتنم؛ یعنی خودم دربارهی خودم؛ بیریا و صادقانه. خاطره احساس دارد، تصویر دارد، رنگ دارد، ریخت و قیافه دارد، زمان دارد، مکان دارد، قصه دارد و مهمتر از همه، واژه دارد. خاطره نفس و نبض دارد و جوانه و جنین در حال رشد قلم ماست.
🔸 چه کسی؟ چه هنگام؟ کجا؟ چه اتفاقی؟ و چگونه؟ همراه با نوع مواجهه ما با آن ماجرا در خاطره، آن را از حالت کلیگویی و از پشت دیوار شب نگریستن خارج میکند. ما را به بهتر دیدن عادت میدهد. چشم تیزبین و ربیزبین ما را به متن زندگی باز میکند. پخمگی، کودنی و بلاهت بیمتنی را از ما دور میکند. بسیاری از ویژگیهای ارزشمند هنری را در ما زنده میکند. دیگر، چیزی برای ما معمولی نخواهد بود. جهان میان ذرات را پیش چشم ما میگذارد. به ما سیر و سلوک میدهد. سکوی پرش ما برای سیر در آفاق و انفس است. دیگر آنی نخواهیم بود که از دیدن یک باغچه، یک پر گل، یک گربه لاغر، یک پریز از جا درآمده توی دیوار، یک خطکشی رنگورو رفتهی عابر در خیابان و دیگر چیزها مجذوب نشویم. دیگر آنی نخواهیم بود که زاغچههای سر یک مزرعه را جدی نگیریم. ما دیگر «درختان» را درخت، «برگها» را برگ، «آبها» را آب، «آدمها» را آدم نخواهیم دید. هر شاخه، تاریخی است از رستن و پژمردن و مردن. هر قطره، یعنی حلقهی سنگین و پولادین اتصال دریا و خشکیها.
🔸 از دل خاطرهنویسی به اینجا میرسیم که بین خطها، سطحها، حجمها، بافتها، رنگها، اصوات، بوها و برداشتها، تفاوتهای چشمگیری ببینیم. سنگی جان میگیرد، آدمی سنگ میشود و قواعد مرسوم زیستی رایج به هم میریزد. صلحی جهانی است در ما که مرزهای هستی و هرآنچه در آن وجود دارد را عین مرزهای قراردادی کشورها در هم میشکند. اینطور، دنیای درون ما به زندگی بازمیگردد. نسبت واقعی ما با مناسبات جهان و دنیای پیرامون، رو میآید. نظم و نظامی نو در ما میآفریند.
🔸 این اتفاق کمی نیست؛ اگرچه تمرین میخواهد و کوشایی.
🔹 خاطرهنویسی یعنی غفلت و تغافل ممنوع! خاطرهنویسی یعنی طراحی و پیریزی صداوسیمای نویسنده؛ زیرا ندای درونی و نگاه هر کسی با دیگری تفاوت دارد. هر خاطره، واگویی انحصاری نویسنده است درباره همه چیزهایی که با دیگران مشترک است. اصالت امضای نویسنده در خاطرهنویسی چونوچرای خاصی ندارد.
✍🏻 استاد سعید احمدی
#راهنمای_نویسندگی
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🗓️ دیروز آقای مهدی قزلی یه خاطرهای از کتابخوانی آقا گفت که برگای جمعیت ریخت. خلاصهاش این بود که آقا راجع به کتاب اخیر مهدی قزلی (روایت اول شخص از شخص اول) که حاشیهنگاریهای دیدارهای خصوصی و عمومی آقاست یه سری نکات داشتن. حالا اینش هم مهم نیست. آقا کتاب رو کی خونده باشن خوبه؟ تو ایام جنگ ۱۲روزه!
🔻 آرامش فردی یه بحثه، فرماندهی جنگ یه بحثه، رعایت نکات امنیتی و جابهجایی و... یه بحثه، نکته نوشتن رو کتاب یه بحثه، این که کتاب خوندن حتی وسط جنگ هم جزو روتین روزانهت باشه یه بحثه...؛ بعد از طرف میپرسی چرا کتاب نمیخونی میگه وقت ندارم. 🔺
✍🏻 تقی دژاکام
#یادداشت_اختصاصی
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثَارَکُمْ
مرا قصهّگوی نشانههایتان قرار دهد.
🔸 زیارت جامعهکبیره
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 هنر متعالی در بیانات امام خمینی (ره)
(قسمت دوم)
🔸 باید این نکته را مورد توجه قرار داد که زندگی امروز بشر، از اقسام مختلف هنر تاثیر میپذیرد. لذاست که ضرورت دارد به مقولهی هنر توجه ویژهتری بشود.
🔹 هنر در صورتیکه بیهدف و یا در جهت اهداف طاغوت پیش برده شود، زیانبارتر از هرگونه تبلیغ دیگری، در این راستا عمل خواهد کرد. هنر با قدرتی که دارد میتواند ملتی را از آنچه که هست تهی سازد و به چیز دیگری بدل کند.
🔸 در دورهی گذشته «شاعران درباری و نویسندگان مزدور و گویندگان وابسته بر ضد اسلام، و خدمتگزاران به کشور و اسلام، از رجال پاکدامن گرفته تا علمای بزرگ طراز اول، با قلم و زبان و شعر و مقاله، آنان را از ملت و ملت را از آنان جدا کردند، و سایه شوم استبداد و استعمار را در طول پنجاه سال، آن چنان بر سرتاسر کشور عزیزمان گستردند که احدی را مجال گفتن حق نماند.» «۱»
🟠 در رژیم سابق تمام چیزها خصوصاً فرهنگ و هنر، محتوایش عوض شده بود. یعنی کسی که نام سینما را میشنید خیال میکرد که آنجا باید مرکز فساد و سوء اخلاق و مرکز مخالفت با همه چیز باشد، و یا کلمه تئاتر در ذهن انسان چیز مبتذلی بود که از آن بهره فساد برده شود، هکذا همه چیز دیگر.» «۲»
🔵 در دوران جمهوری اسلامی ضرورت دارد که اقسام هنر، با الهام از تعالیم دینی، اخلاقی و انقلابی به عرصهی زندگی مردم وارد شود. این ورود نه تنها خنثی کنندهی توطئهی دشمنان است بلکه میتواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای اشاعهی فرهنگ «ایرانی-اسلامی» مورد استفاده قرار بگیرد. لذاست که میبایست «نویسندگان و روشنفکران متعهد و رسانههای گروهی بر حجم تبلیغات خود افزوده و تبلیغات دامنهدار دشمنان جمهوری اسلامی ایران را خنثی نمایند.»
🔻 این حضور فعال در عرصهی هنر هم مردم را از زیباییهای هنر بهرهمند میسازد و هم بمباران فرهنگی دشمن را پاسخ میدهد. «۳» 🔺
🎙️ امام خمینی (ره)
🗓️ ارجاعات:
«۱» پیام به رئیس جمهوری و دادستان کل انقلاب (عفو عمومی به مناسبت سال نو)، ۲۸ اسفند ۱۳۵۸
«۲» سخنرانی در جمع مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد، ۱۷ آبان ۱۳۶۲
«۳» پیام به بسیجیان و ملت ایران در هفته بسیج، ۴آذر ۱۳۶۰
#رهبر_نویسندگان
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🤥 تهمت
🧓🏻 مردی روستایی تبر خویش گم کرد. بدگمان شد که مگر پسر همسایه دزدیده است و به مراقبت او پرداخت. در رفتار و لحن کلامش همه، حالتی عجیب یافت؛ چیزی که گواهی میداد، دزدِ تبر اوست.
🔨 اندکی بعد، روستایی تبرش را بازیافت. آخرین باری که به آوردن هیمه(هیزم سوختنی) رفته بود، تبر در کوه بر جای مانده بود.
🎭 چون بار دیگر به مراقبت پسر همسایه پرداخت، در رفتار و کلام او هیچ چیز عجیبی نیافت؛ هیچ چیز گواهی نمیداد که دزد تبر اوست!
✍🏻 احمد شاملو
#داستانک
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🤗 برای مریم و اوستا قادر
🎬 #درخت_گردو
#عاشقانهها
#دیالوگ_نویسی
#معرفی_فیلم
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh