eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
673 دنبال‌کننده
290 عکس
159 ویدیو
26 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ 🤝شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 📰توزیع آثار برتر در سکوهای نشر 🖊️آموزش نویسندگی و تجربه‌های ادبی 📚معرفی کتاب‌ها و مجلات الهام‌بخش @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 درس‌گفتارهای نویسندگی فصل دوم (جوشش و شکوفایی) قسمت ۲/۳ 🚪 ورود وجه قلمی ما به صحنه، همراه با صمیمیت، سادگی و روانی قلم، مسیرهای مختلفی دارد؛ اما فکر می‌کنم پیشنهاد بهتر این است که از راه‌های راحت‌تر، در دسترس‌تر و زودبازده‌تری برویم. علاقمندان، وقتی می‌پرسند از کجا شروع کنیم؟ پاسخم دو چیز است: آزادنویسی و خاطره‌نویسی. 🔸 نخست، دومی را می‌گویم؛ چون از زوایایی، رجحان دارد. 🔹 «خاطره‌نویسی» از مهم‌ترین قالب‌های نویسندگی است. خاطره یعنی غلبه حضور ما در واژه‌ها با ویژگی‌ها و حالات گوناگون؛ یعنی بی‌حضوری مخاطبِ غیر؛ یعنی خودم و نوشتنم؛ یعنی خودم درباره‌ی خودم؛ بی‌ریا و صادقانه. خاطره احساس دارد، تصویر دارد، رنگ دارد، ریخت و قیافه دارد، زمان دارد، مکان دارد، قصه دارد و مهم‌تر از همه، واژه دارد. خاطره نفس و نبض دارد و جوانه و جنین در حال رشد قلم ماست. 🔸 چه کسی؟ چه هنگام؟ کجا؟ چه اتفاقی؟ و چگونه؟ همراه با نوع مواجهه ما با آن ماجرا در خاطره، آن را از حالت کلی‌گویی و از پشت دیوار شب نگریستن خارج می‌کند. ما را به بهتر دیدن عادت می‌دهد. چشم‌ تیزبین و ربیزبین ما را به متن زندگی باز می‌کند. پخمگی، کودنی و بلاهت بی‌متنی را از ما دور می‌کند. بسیاری از ویژگی‌های ارزشمند هنری را در ما زنده می‌کند. دیگر، چیزی برای ما معمولی نخواهد بود. جهان میان ذرات را پیش چشم ما می‌گذارد. به ما سیر و سلوک می‌دهد. سکوی پرش ما برای سیر در آفاق و انفس است. دیگر آنی نخواهیم بود که از دیدن یک باغچه، یک پر گل، یک گربه لاغر، یک پریز از جا درآمده توی دیوار، یک خط‌کشی رنگ‌ورو رفته‌ی عابر در خیابان و دیگر چیزها مجذوب نشویم. دیگر آنی نخواهیم بود که زاغچه‌های سر یک مزرعه را جدی نگیریم. ما دیگر «درختان» را درخت، «برگ‌ها» را برگ، «آب‌ها» را آب، «آدم‌ها» را آدم نخواهیم دید. هر شاخه، تاریخی است از رستن و پژمردن و مردن. هر قطره، یعنی حلقه‌ی سنگین و پولادین اتصال دریا و خشکی‌ها. 🔸 از دل خاطره‌نویسی به اینجا می‌رسیم که بین خط‌ها، سطح‌ها، حجم‌ها، بافت‌ها، رنگ‌ها، اصوات، بوها و برداشت‌ها، تفاوت‌های چشمگیری ببینیم. سنگی جان می‌گیرد، آدمی سنگ می‌شود و قواعد مرسوم زیستی رایج به هم می‌ریزد. صلحی جهانی است در ما که مرزهای هستی و هرآنچه در آن وجود دارد را عین مرزهای قراردادی کشورها در هم می‌شکند. این‌طور، دنیای درون ما به زندگی بازمی‌گردد. نسبت واقعی ما با مناسبات جهان و دنیای پیرامون، رو می‌آید. نظم و نظامی نو در ما می‌آفریند. 🔸 این‌ اتفاق کمی نیست؛ اگرچه تمرین می‌خواهد و کوشایی. 🔹 خاطره‌نویسی یعنی غفلت و تغافل ممنوع! خاطره‌نویسی یعنی طراحی و پی‌ریزی صداوسیمای نویسنده؛ زیرا ندای درونی و نگاه هر کسی با دیگری تفاوت دارد. هر خاطره، واگویی انحصاری نویسنده است درباره همه‌ چیزهایی که با دیگران مشترک است. اصالت امضای نویسنده در خاطره‌نویسی چون‌وچرای خاصی ندارد. ✍🏻 استاد سعید احمدی ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🗓️ دیروز آقای مهدی قزلی یه خاطره‌ای از کتابخوانی آقا گفت که برگای جمعیت ریخت. خلاصه‌اش این بود که آقا راجع به کتاب اخیر مهدی قزلی (روایت اول شخص از شخص اول) که حاشیه‌نگاری‌های دیدارهای خصوصی و عمومی آقاست یه سری نکات داشتن. حالا اینش هم مهم نیست. آقا کتاب رو کی خونده باشن خوبه؟ تو ایام جنگ ۱۲روزه! 🔻 آرامش فردی یه بحثه، فرماندهی جنگ یه بحثه، رعایت نکات امنیتی و جابه‌جایی و... یه بحثه، نکته نوشتن رو کتاب یه بحثه، این که کتاب خوندن حتی وسط جنگ هم جزو روتین روزانه‌ت باشه یه بحثه...؛ بعد از طرف می‌پرسی چرا کتاب نمی‌خونی میگه وقت ندارم. 🔺 ✍🏻 تقی دژاکام 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیبایی... چه ساده و زیبا خودش رو معرفی کرد. بی‌آلایش. ساده. با چشمایی که خیلی درد پشتش بود. با دستایی پر از چین و چروک. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
✨ وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثَارَکُمْ مرا قصهّ‌گوی نشانه‌هایتان قرار دهد. 🔸 زیارت جامعه‌کبیره 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 هنر متعالی در بیانات امام خمینی (ره) (قسمت دوم) 🔸 باید این نکته را مورد توجه قرار داد که زندگی امروز بشر، از اقسام مختلف هنر تاثیر می‌پذیرد. لذاست که ضرورت دارد به مقوله‌ی هنر توجه ویژه‌تری بشود. 🔹 هنر در صورتی‌که بی‌هدف و یا در جهت اهداف طاغوت پیش برده شود، زیان‌بار‌تر از هرگونه تبلیغ دیگری، در این راستا عمل خواهد کرد. هنر با قدرتی که دارد می‌تواند ملتی را از آن‌چه که هست تهی سازد و به چیز دیگری بدل کند. 🔸 در دوره‌ی گذشته «شاعران درباری و نویسندگان مزدور و گویندگان وابسته بر ضد اسلام، و خدمتگزاران به کشور و اسلام، از رجال پاکدامن گرفته تا علمای‌ بزرگ طراز اول، با قلم و زبان و شعر و مقاله، آنان را از ملت و ملت را از آنان جدا کردند، و سایه شوم استبداد و استعمار را در طول پنجاه سال، آن چنان بر سرتاسر کشور عزیزمان گستردند که احدی را مجال گفتن حق نماند.» «۱» 🟠 در رژیم سابق تمام چیزها خصوصاً فرهنگ و هنر، محتوایش عوض شده بود. یعنی‌ کسی که نام سینما را می‌شنید خیال می‌کرد که آنجا باید مرکز فساد و سوء اخلاق و مرکز مخالفت با همه چیز باشد، و یا کلمه تئاتر در ذهن انسان چیز مبتذلی بود که از آن بهره فساد برده شود، هکذا همه چیز دیگر.» «۲» 🔵  در دوران جمهوری اسلامی ضرورت دارد که اقسام هنر، با الهام از تعالیم دینی، اخلاقی و انقلابی به عرصه‌ی زندگی مردم وارد شود. این ورود نه تنها خنثی کننده‌ی توطئه‌ی دشمنان است بلکه می‌تواند به عنوان ابزاری قدرت‌مند برای اشاعه‌ی فرهنگ «ایرانی-اسلامی» مورد استفاده قرار بگیرد. لذاست که می‌بایست «نویسندگان و روشنفکران متعهد و رسانه‌های گروهی بر حجم تبلیغات خود افزوده و تبلیغات دامنه‌دار دشمنان جمهوری اسلامی ایران را خنثی نمایند.» 🔻 این حضور فعال در عرصه‌ی هنر هم مردم را از زیبایی‌های هنر بهره‌مند می‌سازد و هم بمباران فرهنگی دشمن را پاسخ می‌دهد. «۳» 🔺 🎙️ امام خمینی (ره) 🗓️ ارجاعات: «۱» پیام به رئیس جمهوری و دادستان کل انقلاب (عفو عمومی به مناسبت سال نو)، ۲۸ اسفند ۱۳۵۸ «۲» سخنرانی در جمع مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد، ۱۷ آبان ۱۳۶۲ «۳» پیام به بسیجیان و ملت ایران در هفته بسیج، ۴آذر ۱۳۶۰ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🤥 تهمت 🧓🏻 مردی روستایی تبر خویش گم کرد. بدگمان شد که مگر پسر همسایه دزدیده است و به مراقبت او پرداخت. در رفتار و لحن کلامش همه، حالتی عجیب یافت؛ چیزی که گواهی می‌داد، دزدِ تبر اوست. 🔨 اندکی بعد، روستایی تبرش را بازیافت. آخرین باری که به آوردن هیمه(هیزم سوختنی) رفته بود، تبر در کوه بر جای مانده بود. 🎭 چون بار دیگر به مراقبت پسر همسایه پرداخت، در رفتار و کلام او هیچ چیز عجیبی نیافت؛ هیچ چیز گواهی نمی‌داد که دزد تبر اوست! ✍🏻 احمد شاملو 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 درس‌گفتارهای نویسندگی فصل دوم (جوشش و شکوفایی) قسمت ۳/۳ 📝 آزادنویسی در صحنه و صفحه‌ی قلم و عالم نویسندگی راه و اقدامی است که ناممکن را ممکن می‌سازد؛ خرق‌عادتی که از هیچ نیز واژه می‌آفریند؛ بی‌بهانه و بی‌موضوع؛ بی‌آنکه در جست‌وجوی معنای خاصی باشیم یا بخواهیم کلام را جرح‌وتعدیل کنیم. فقط می‌نویسیم؛ بی‌وقفه، بی‌ترس و بی‌هدف؛ اگرچه موضوعِ ما بی‌حوصلگی خودمان باشد در نوشتن؛ اینکه نمی‌دانم چه بگویم یا به چه بیندیشم. مهم و اصل و هدف در اینجا فقط نوشتن است؛ بی‌کله و یک‌کله و بی‌توقف تا وقتی که انگشتان از حرکت بازبایستند؛ چیزی مثل تمرین حبس نفس در زیر آب. 🔸 گاهی شخصی‌ترین و دم‌دست‌ترین چیزها مثل یک خاطره هم به ذهن نمی‌آیند. آیا باید دست روی دست گذاشت و انتظار کشید؟ هرگز! همیشه می‌شود نوشت؛ بی‌بهانه و دلیل و موضوعی خاص و از‌ پیش‌ مشخص. 🔹 حرفه‌ای‌ترینِ نویسندگان هم گاهی دچار حالتی می‌شوند که دست و دلشان به نوشتن نمی‌رود. برای آنان نیز، آزادنویسی همان نقشی را دارد که نرمشِ پیش‌ از مسابقه برای ورزشکاران چیره‌دست. گرم‌کردن عضلاتِ ذهن، آماده‌سازی قلم و غبارزدایی از آن راهی دارد به نام آزادنویسی که البته اشتباه نشود، این غیر از بداهه‌نویسی است؛ چه بداهه در نظم و چه در نثر. مرز باریکی بین این دو مفهوم وجود دارد. 🔸 ما آدمی‌زادیم؛ ماشین تولیدِ محتواهای بی‌روح که نیستیم. ربات و هوش مصنوعی هم نیستیم. روزهایی هست که خستگی، رنجیدگی یا بیماری، تاروپودِ وجودمان را می‌فشارد و آن شورِ نوشتن منسجم و پرمعنا در ما می‌خوابد؛ اما در این میان، خطرِ بزرگ‌ برای قلم، دست‌ روی دست گذاشتن است؛ چیزی که به‌تدریج به بی‌انگیزگی یا انسدادی ذهنی بدل می‌شود و گاهی تا مدت‌ها با ما می‌ماند. راه رهایی و جستن و گریختن از این حالت جمودی یا خمودی، همان آزادنویسی است. 🔹 قلم را برمی‌داریم و می‌نویسیم؛ بی‌پروا از معناداری یا نامفهومی و بی‌عنایت به پیوندِ جملات یا گسستِ آن‌ها. این، همان «اتودِ نوشتاری» است؛ سیاه‌مشقی برای خلق‌های کلامی؛ مثل آن نقاشی که پیش از آفرینش در آن هنر تجسمی و اثری نهایی، طرح‌هایی می‌زند آزاد، یا خوشنویسی که پیش از نگارشِ چلیپا و دیگر ترکیبات، صفحاتی را به مشق پر می‌کند و بعد هم آن‌ها را دور می‌ریزد. این سیاه‌مشق‌های به‌نظر بی‌هدف، اگرچه گاهی خودشان می‌شوند اثری هنری، هدف اصلی آن‌ها همان آزادنویسی است؛ نه آفرینش هنری و نه انتشار. اینها چه برای ورزشکار، چه برای نقاش یا خوشنویس و چه برای نویسنده‌ی مبتدی یا حرفه‌ای، حرکت و پیش‌روی است برای قدرتمندتر شدن. 🔻 نوشتن بدون هیچ ملاحظه‌ای، رگه‌های درونی ذهن را جاری و قلم را بارور و تناور می‌کند. 🔺 🔚 پایان ✍🏻 استاد سعید احمدی ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فراخوان یادداشت - شماره 59.pdf
حجم: 353.3K
💥 یادداشت ❇️ پنجاه و نهمین شماره نشریه «دیده‌بان اندیشه» 💢 با موضوع شرق‌گرایی و دو فرهنگِ «کره و ژاپن» 💠 در سه پرونده: موج شرق‌گرایی، موج فرهنگی کره، موج فرهنگی ژاپن ✔️ یادداشت‌های ارسالی باید حداکثر 1500 کلمه و حتی‌الامکان دارای ارجاع‌دهی مناسب باشند. ✔️یادداشت‌های تاییدشده همراه با مشخصات نویسندگان آنها در شماره آتی نشریه منتشر خواهند شد. ✔️حق‌الزحمه نگارش یادداشت بر اساس تعداد کلمات و طبق اِشِل وزارت علوم پرداخت خواهد شد. 📩 مهلت ارسال آثار: 10 آذر 1404 🌐 لینک ارسال آثار: @mohammad4731 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
📝 "این چند خط را به آقای فردوسی‌پور برسانید" 🔸 سلام به شما و صد سپاس به خداوند متعال بابت آن‌ که متوجه شدیم شما راجع به گزاره‌ی وحدت کشورهای اسلامی و ضرورت آن آشنایی دارید. 🔹 اما احیاناً جناب‌تان اطلاع ندارد که ایران هم یک کشور اسلامی است و دست بر قضاء اخیراً درگیر نبرد سخت با یک نیروی اهریمنی و غیر اسلامی بود؟ 🔸 قطعاً ما گوش‌مان کَر و چشم‌مان بینایی ندارد که نتوانستیم از شما دست‌خطی، موضعی، حمایتی به نفع ایرانِ عزیزِ اسلامی بشنویم و ببینیم؛ وگرنه از شما وطن‌پرستی و مسلمانی جاری‌ست؛ الحمدلله. 🔹 خدایتان ناکرده و رویمان به دیوار که نیت ندارید از عقاید حقه و مبانی مستحکم خود دست بکشیم؟! عجیب آن‌که تعجب‌مان دو مقابل می‌شود آن‌هنگام که می‌بینیم به آقا وحید که قهرمانی می‌آورد، پیروزی می‌سازد و افتخار خلق می‌کند خراش می‌زنید اما به دیگران نه! به ما تماشاچیانِ معمولی حق بدهید که شک کنیم و کدر شویم و اخم به چهره بیاوریم. چراکه سبک‌گویی از وزینی چون شما نشاید است... 🔻 راستی تا چند شب پیش دلمان برای نودِ بدون شما تنگ می‌شد اما حالا؟ نه! 🔺 ✍🏻 مهدی_ایزدی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh