🔰 درسگفتارهای نویسندگی
فصل دوم (جوشش و شکوفایی)
قسمت ۳/۳
📝 آزادنویسی در صحنه و صفحهی قلم و عالم نویسندگی راه و اقدامی است که ناممکن را ممکن میسازد؛ خرقعادتی که از هیچ نیز واژه میآفریند؛ بیبهانه و بیموضوع؛ بیآنکه در جستوجوی معنای خاصی باشیم یا بخواهیم کلام را جرحوتعدیل کنیم. فقط مینویسیم؛ بیوقفه، بیترس و بیهدف؛ اگرچه موضوعِ ما بیحوصلگی خودمان باشد در نوشتن؛ اینکه نمیدانم چه بگویم یا به چه بیندیشم. مهم و اصل و هدف در اینجا فقط نوشتن است؛ بیکله و یککله و بیتوقف تا وقتی که انگشتان از حرکت بازبایستند؛ چیزی مثل تمرین حبس نفس در زیر آب.
🔸 گاهی شخصیترین و دمدستترین چیزها مثل یک خاطره هم به ذهن نمیآیند. آیا باید دست روی دست گذاشت و انتظار کشید؟ هرگز! همیشه میشود نوشت؛ بیبهانه و دلیل و موضوعی خاص و از پیش مشخص.
🔹 حرفهایترینِ نویسندگان هم گاهی دچار حالتی میشوند که دست و دلشان به نوشتن نمیرود. برای آنان نیز، آزادنویسی همان نقشی را دارد که نرمشِ پیش از مسابقه برای ورزشکاران چیرهدست. گرمکردن عضلاتِ ذهن، آمادهسازی قلم و غبارزدایی از آن راهی دارد به نام آزادنویسی که البته اشتباه نشود، این غیر از بداههنویسی است؛ چه بداهه در نظم و چه در نثر. مرز باریکی بین این دو مفهوم وجود دارد.
🔸 ما آدمیزادیم؛ ماشین تولیدِ محتواهای بیروح که نیستیم. ربات و هوش مصنوعی هم نیستیم. روزهایی هست که خستگی، رنجیدگی یا بیماری، تاروپودِ وجودمان را میفشارد و آن شورِ نوشتن منسجم و پرمعنا در ما میخوابد؛ اما در این میان، خطرِ بزرگ برای قلم، دست روی دست گذاشتن است؛ چیزی که بهتدریج به بیانگیزگی یا انسدادی ذهنی بدل میشود و گاهی تا مدتها با ما میماند. راه رهایی و جستن و گریختن از این حالت جمودی یا خمودی، همان آزادنویسی است.
🔹 قلم را برمیداریم و مینویسیم؛ بیپروا از معناداری یا نامفهومی و بیعنایت به پیوندِ جملات یا گسستِ آنها. این، همان «اتودِ نوشتاری» است؛ سیاهمشقی برای خلقهای کلامی؛ مثل آن نقاشی که پیش از آفرینش در آن هنر تجسمی و اثری نهایی، طرحهایی میزند آزاد، یا خوشنویسی که پیش از نگارشِ چلیپا و دیگر ترکیبات، صفحاتی را به مشق پر میکند و بعد هم آنها را دور میریزد. این سیاهمشقهای بهنظر بیهدف، اگرچه گاهی خودشان میشوند اثری هنری، هدف اصلی آنها همان آزادنویسی است؛ نه آفرینش هنری و نه انتشار. اینها چه برای ورزشکار، چه برای نقاش یا خوشنویس و چه برای نویسندهی مبتدی یا حرفهای، حرکت و پیشروی است برای قدرتمندتر شدن.
🔻 نوشتن بدون هیچ ملاحظهای، رگههای درونی ذهن را جاری و قلم را بارور و تناور میکند. 🔺
🔚 پایان
✍🏻 استاد سعید احمدی
#راهنمای_نویسندگی
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
فراخوان یادداشت - شماره 59.pdf
حجم:
353.3K
💥 #فراخوان یادداشت
❇️ پنجاه و نهمین شماره نشریه «دیدهبان اندیشه»
💢 با موضوع شرقگرایی و دو فرهنگِ «کره و ژاپن»
💠 در سه پرونده: موج شرقگرایی، موج فرهنگی کره، موج فرهنگی ژاپن
✔️ یادداشتهای ارسالی باید حداکثر 1500 کلمه و حتیالامکان دارای ارجاعدهی مناسب باشند.
✔️یادداشتهای تاییدشده همراه با مشخصات نویسندگان آنها در شماره آتی نشریه منتشر خواهند شد.
✔️حقالزحمه نگارش یادداشت بر اساس تعداد کلمات و طبق اِشِل وزارت علوم پرداخت خواهد شد.
📩 مهلت ارسال آثار: 10 آذر 1404
🌐 لینک ارسال آثار: @mohammad4731
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📝 "این چند خط را به آقای فردوسیپور برسانید"
🔸 سلام به شما و صد سپاس به خداوند متعال بابت آن که متوجه شدیم شما راجع به گزارهی وحدت کشورهای اسلامی و ضرورت آن آشنایی دارید.
🔹 اما احیاناً جنابتان اطلاع ندارد که ایران هم یک کشور اسلامی است و دست بر قضاء اخیراً درگیر نبرد سخت با یک نیروی اهریمنی و غیر اسلامی بود؟
🔸 قطعاً ما گوشمان کَر و چشممان بینایی ندارد که نتوانستیم از شما دستخطی، موضعی، حمایتی به نفع ایرانِ عزیزِ اسلامی بشنویم و ببینیم؛ وگرنه از شما وطنپرستی و مسلمانی جاریست؛ الحمدلله.
🔹 خدایتان ناکرده و رویمان به دیوار که نیت ندارید از عقاید حقه و مبانی مستحکم خود دست بکشیم؟! عجیب آنکه تعجبمان دو مقابل میشود آنهنگام که میبینیم به آقا وحید که قهرمانی میآورد، پیروزی میسازد و افتخار خلق میکند خراش میزنید اما به دیگران نه! به ما تماشاچیانِ معمولی حق بدهید که شک کنیم و کدر شویم و اخم به چهره بیاوریم. چراکه سبکگویی از وزینی چون شما نشاید است...
🔻 راستی تا چند شب پیش دلمان برای نودِ بدون شما تنگ میشد اما حالا؟ نه! 🔺
✍🏻 مهدی_ایزدی
#یادداشت_اختصاصی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
#سلسله_یادداشت (۱/۴)
🔰 کتاب مسئله آینده است.
🖨️ اگر امروز طبع و نشر کتاب مشکل دارد، فردا این مشکلات افزایش مییابد و شاید حتی انتشار کاغذی کتاب تعطیل شود و همه، کتابها و مقالات را در گوشیهای موبایل بخوانند. این تحول بیارتباط با علایق و روحیات مردم نیست. اگر صورت رجوع به علم و اطلاعات تغییر میکند، این تغییر تناسبی با روزگار مردمان و درک و فهم و روحیات آنان دارد. در این وضعیت که فقط صورت کتاب تغییر نمیکند، مضمون آن هم دگرگون میشود، تا آنجا که شاید دیگر نتوان نام کتاب بر آنها نهاد.
🌍 جهان امروز به انبار اطلاعات تبدیل شده است. زمان ما، زمان اطلاعات است. در جهان پر از معلومات و انبوه اطلاعات، باید نگران بود که اطلاعات جای فهم و درک را بگیرد. جهان ما اکنون به انبار اطلاعات تبدیل شده است و هر روز این انبار بزرگتر میشود. مردم زمان ما هم مردم دیگر میشوند و پاسخ پرسشهایشان را بهآسانی در صفحه موبایل خود پیدا میکنند. وقتی اطلاعات عمومی چندان بر زندگی آدمی غالب شود که جای دانایی را نیز بگیرد، کار چاپخانه هم به پایان میرسد.
📱 اکنون، بیشتر مردمان نیاز خود به اطلاعات را با رجوع به فضای مجازی برآورده میکنند. گزارش بعضی پژوهشها را هم در آنجا میتوان یافت.اما مرجع دانشآموزان، معلمان و دانشگاهیان هنوز کتاب چاپی است.بهنظر میرسد که مدرسه و دانشگاه از نشر دیجیتال چندان استقبال نمیکنند، یا لااقل هنوز نیازی به نشر اینترنتی احساس نشده است. حتی هواداران هوش مصنوعی هم به طلب آن برنخاستهاند.
✍🏻 #دکتر_داوری_اردکانی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
#سلسله_یادداشت (۲/۴)
🔰نگران توسعه نشر دیجیتال نیستم.
🧠 نشر دیجیتال بیشتر مرجع جویندگان اطلاعات عمومی و علم مصرفی است. من چندان بیمناک این نشر نیستم. در طی سه هزار سال، آثار تفکر، خرد و دانایی در کتاب آمده است. کتاب نهفقط وسیله یادگیری، بلکه شریک و رفیق تامل و تحقیق اهل نظر و متفکران و دانشمندان بوده است. آنچه مایه نگرانی است، این است که مبادا اطلاعات جای دانایی را بگیرد، تفکر نیز بیشتر در پرده رود. در این صورت دیگر به کتاب چاپی هم نیازی نیست.
📚 نسبت کتاب با علم و سیاست همیشه یکسان نبوده است. علم تکنولوژیک عین قدرت است و اگرچه به حکومتها و سیاستمداران فرمان نمیدهد که چه بکنند. میتواند قدرت آنها را محدود و معین کند. در قدیم، سیاست گرچه از علم بینیاز نبوده، به آن وابستگی نداشته است. در زمان ما، سیاست به علم و تکنولوژی وابسته است. در قدیم، علم و سیاست نوعی وابستگی پنهان به یکدیگر داشتهاند. سیاستی که در دوره اسلامی تاریخ ایران پدید آمد، نوعی هماهنگی با نهضت علمیفرهنگی داشت، اما وابسته به از علم نظری نبود و علم را بیشتر نوعی زینت و مایه فخر تلقی می کرد.
✍🏻 #دکتر_داوری_اردکانی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
نقد حماسه سجادیه -بخش1.mp3
زمان:
حجم:
32.5M
نقد "حماسه سجادیه"
بخش ۱/۳
✍🏻 #سیدمهدی_شجاعی
🎙️دکتر محمود مطهرینیا
🎙️استاد احمد شاکری
#نقد
#معرفی_کتاب
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
نقد حماسه سجادیه-بخش2.mp3
زمان:
حجم:
42M
نقد "حماسه سجادیه"
بخش ۲/۳
✍🏻 #سیدمهدی_شجاعی
🎙️دکتر محمود مطهرینیا
🎙️استاد احمد شاکری
#نقد
#معرفی_کتاب
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
نقد حماسه سجادیه-بخش3.mp3
زمان:
حجم:
22.7M
نقد "حماسه سجادیه"
بخش ۳/۳
✍🏻 #سیدمهدی_شجاعی
🎙️دکتر محمود مطهرینیا
🎙️ استاد احمد شاکری
#نقد
#معرفی_کتاب
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔨 هفت بار
🖨️ همسر تالستوی هفت بار رمان آناکارنینا را بازنویسی کرد تا این کتاب چاپ شود.
📝 دستخط تالستوی بد بود. برای چاپ باید نسخهای واضح کتابت میشد. لذا همسر تالستوی او را در این امر یاری میکرد.
‼️ اما ماجرا به این سادگی نبود. این نویسندهی زبردست و سختگیر، دقت بسیاری بر آثارش داشت و پس از هر دور ویرایش آنها را تغییر میداد، مطالبی حذف میکرد و مباحثی میافزود. تا آنجا که همسر تالستوی ناچار شد هفت بار آناکارنینا را با دستان خودش از نو بنویسد.
🔻 این کتاب اینگونه به دست ما رسیده. با زحمت زنی که سالها گمنام نگهداشتهشد. 🔺
#سرگذشت
#تالستوی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
#سلسله_یادداشت (۳/۴)
🔰 اهمیت صاحبان خرد عملی در زمانه ما
🧠 ما آثار خرد را درک میکنیم و میشناسیم، وجود خرد را نیز تصدیق میکنیم، اما نمیدانیم این خرد از کجا آمده، چگونه تحقق پیدا کرده و آیا در جایی که پنهان شده، چه شرایطی باید فراهم شود تا دوباره ظهور کند؟ ما علم نظری را میآموزیم. درس سیاست هم داریم، درسی که سیاستمداران به آن نیاز دارند و از آن در کار خود بهره میبرند. اما با آموختن علم سیاست، کسی سیاستمدار نمیشود. علم عملی در قیاس علم نظری، بهنحوی آشکارتر با درک زمان نسبت دارد.صاحبان خرد عملی، سخنگویان زمان خویشاند. آنها اگر باشند زمان و امکانهایش را خوب میشناسند و احیاناً صاحب فضیلت اخلاقی و اهل درک و فهم سیاسیاند.
🔬 خرد عملی زمان ما متحد با علم و تکنیک است، این خرد چنانکه پیداست در همهجا به یک اندازه وجود ندارد و به نظر میرسد هر جا هم که باشد رو به ادبار دارد. اقوام و کشورهایی هم هستند که از آن بسیار کم و کمتر بهره دارند، و شاید در جهان جاهایی را بتوان یافت که نشان خرد در آنها نباشد. جایی که خرد همبسته علم و تکنولوژی و فلسفه نباشد، سیاست نیز راهیاب و کارساز و سامانبخش اوضاع و حلال مشکلات نمیتواند باشد. یعنی وقتی سیاست به علم و تکنیک بستگی دارد، سیاستمداران نمیتوانند بیاطلاع از اوضاع جهان کار کشور خود را تدبیر کنند.
✍🏻 #دکتر_داوری_اردکانی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh