دست و پای الکی نزن، حیف ذهنت که درگیر باشه، حیف قلبت که سنگین باشه، حیف چشمهات که خواب نره، حیف دستت که بلرزه، حیف زانوهات که بخواد سست شه، هیچی مهمتر از آرامش و خوشحالیت در لحظه، در دقیقه به دقیقهای که زندگی میکنی نیست، در آخر چیزی که سهم تو باشه سمتت میاد، موندی میمونه و رفتنی هم میره.
منِ بی تو .
شاید باورتون نشه ولی بعضی از آدمها با کسی رابطه ندارن، هیچ کراشی هم ندارن، دوست اجتماعی جنس مخالف ندارن، از یه اپ به اپ دیگه اسکرول میکنن، بدون اینکه کسی باشه باهاش حرف بزنن، سرکار میرن، برمیگردن خونه غذا میخورن، ورزش میکنن، میخوابن و روز بعد دوباره مثل من سرکار میرن، آخرش هم توی جامعه بهمون پسوند لاشی میزنن.
منِ بی تو .
یادته بهت گفته بودم من دو تا بال زخمی دارم؟ یادته؟ بهت گفته بودم من خودم زخمیام، تو دیگه بهم زخم نزن، بهت گفته بودم روحم آسیب دیده و احساساتم شکنندهس، گفته بودم بهت که قبل تو چقدر زمین خوردم، چقدر زخمی شدم، چقدر شکستم و دیگه جون یه زخم دیگه رو ندارم، تو هم قول دادی، قول داده بودی، قول دادی ولی بهش عمل نکردی، تو من رو نشکستی، زیر پاهات له کردی، خورد و خاکسترم کردی، پس ازم نخواه ببخشمت، نمیشه، نمیتونم.
منِ بی تو .
در نهایت دنبال تو افتادن باعث شد احمق به نظر بیام اما من فقط سعی میکردم بهت نشون بدم که برای تو تا کجا حاضرم پیش برم.
منِ بی تو .
یه روز دیگه هم در حالی که به بغلت نیاز داشتم و نبودی گذشت..
یه روز دیگه بدون حرف زدنت، بدون خندههات، بدون اینکه حتی بدونم حالت چطوره.
هرچی بیشتر میگذره، بیشتر میفهمم چقدر نبودنت سخته.
کاش فقط برای یه لحظه بودی،
همون یه بغلی که این روزا بیشتر از هر چیزی بهش نیاز دارم.
منِ بی تو .
دیگه چجوری باور کنم نیستی؟
وقتی هنوز هر چیزی منو یاد تو میندازه،
هنوز ناخودآگاه منتظرم یه روز برگردی
و هنوز یه جای دلم
فکر میکنه این رفتنت موقته..
منِ بی تو .