من از همه انتظار داشتم یه روزی زخمم بزنن،
ولی از تو نه..
تو آخرین آدمی بودی که فکر میکردم قراره دلمو بشکنی.
هنوزم اون زخمی که زدی خوب نشده،
حتی کمرنگم نشده..
ولی من چیزی نمیگم،
چون با همهی اینا هنوز دوستت دارم
و نمیتونم چیزی رو به روت بیارم.
منِ بی تو .
من هرکاری که برای بقیه نکردم برای تو کردم، ناراحتم کردی بخشیدمت. بدون اینکه معذرت خواهی کنی و پشیمون باشی. هربار کوتاه اومدم و چیزایی که اذیتم میکرد رو نگفتم، هربار بیشتر از قبل درکت کردم، هزار بار متنهای طولانیو با گریه برات تایپ کردم، جلوی همه پشتت درومدم ازت دفاع کردم، تو روی خانوادم بخاطرت واستادم، و در آخر تو همه اینارو وظیفه دونستی و هیچدوم برات مهم نبود و به چشمت نیومد. پس منم تصمیم گرفتم از زندگیت برم بیرون تا آدم بدهی داستانی باشم که برای بقیه تعریف میکنی.
منِ بی تو .