تا یکیو با اسم قشنگ سیو میکنی، گند میزنه. تا یکیو پین میکنی، گند میزنه. تا یکیو بهش احترام میذاری، گند میزنه. تا به یکی اعتماد میکنی، گند میزنه. تا یکیو توی دلت از بقیه جدا میکنی، گَند میزنه. تا یکیو از خط قرمزات عبور میدی، گند میزنه. تا یکیو از رو عشق بغل میکنی، گند میزنه. یه طوری شده که فقط کافیه بفهمن دوسشون داری؛ یهو صدو هشتاد درجه عوض میشن و گند میزنن به همه چی و میشن یکی عین بقیه.
منِ بی تو .
واقعیت اینه که
هیچی فراموش نشده؛ زمان چیزی رو حل نکرده؛ آدمای جدید نتونستن جایگزین قبلیا بشن؛ یکی بهترش نیومده و دیگه نتونستی اون حسارو تجربه کنی دوباره؛ زخمات هیچوقت خوب نشده بودن فقط بهشون عادت کرده بودی؛ کارمایی وجود نداشته و دنیا بیحسابتر از حد تصورت بوده؛ روزای خوبتم بچگیات جا گذاشتی.
واقعیت اینه که تو هیچوقت خوب نشده بودی فقط کم کم داشتی به دنیا و زشتیاش عادت میکردی؛ به پروسهی زشت و بیرحم زندگی تو بزرگسالی.
- سایرن.
منِ بی تو .
تشکرکردن رو یاد بگیرید؛
از نگهبان پارکینگ،از راننده اسنپ،از شریک عاطفی،از دوستی که برات کاری انجام داده،از همکاری که کمکت کرده،آدمها برده ما نیستند.
منِ بی تو .
دلم میخواد برات اون آدمی باشم که میای پیشش غر میزنی
و از چیزایی که کلافت کردن میگی، نه اونی که الکی بهش میگی خوبم.
منِ بی تو .
من ناراحت نیستم ولی خوشحالم نیستم، زندگی داره میگذره ولی من حس میکنم خودمو لای زمان و خاطراتش جاگذاشتم، من متعلق به این زمان نیستم، انگار تویه سیاهچاله ازخاطرات گیرافتادم که درش ازبیرون قفل شده و راه نجاتی نیست.
منِ بی تو .