اون طوری حرف زد که انگار من هیچوقت شرایطش رو درک نکردم. آیا وقتی به بدترین و سختترین روزهات رسیده بودی، ترکت کردم؟ آیا بعد از اینکه تمام ضعفها و عیبهات رو فهمیدم، ازت فاصله گرفتم؟ این رو بدون که حتی وقتی دروغها و چیزهای دردناک دیگهای هم سر راهم قرار گرفتن بازم کنار تو موندم. پس دیگه دنبال چجور عشقی هستی؟
منِ بی تو .
امروز یه بغض عجیبی گلومو گرفته، دلم میخواد فقط یه بار یکی حامیِ من باشه؛ یه بابا که پشت من وایسه و نذاره همهچی رو خودم تنهایی بکشم.
خستهام از این همه تنهایی، از اینکه همیشه باید کار کنم، دوام بیارم، خودمو جمع کنم و وانمود کنم چیزی نیست.
آخه چرا زندگی برای من انقدر سخته؟
منِ بی تو .
شاید هزاربار بدون اینکه عذرخواهی کنی، ببخشمت. ولی یه چهارشنبه چون از لحن سلام دادنت خوشم نمیاد برا همیشه میرم و تو هیچوقت نمیفهمی که بخاطر سلام گفتنت نبوده.
منِ بی تو .