.
📚 #محور_زندگی_من
🔖 چرا حیفه که این کتابو نخونم ؟ 🤔
📌چون بهم می گه که چطوری شاهرخ ، طیب و ادواردو پذیرفته شدند ....
•°○ @bakelas_ha ○°•
.
#بریدهی_کتاب (۱) :
حسین به سیاه و سفید، رنگ محبت میدهد…
آدمها اگر با منش امام جلو نروند، و عالم اگر با اندیشه امام اداره نشود، پیشرفت علم هم مقابل نفهمی و ظلمش را نمیگیرد! حتی آب خوردن هم، به رنگ پوست بستگی دارد!!
آرمان نژاد پرستی، مجوز کشتن آدم ها می شود!!
#محور_زندگی_من
•°○ @bakelas_ha ○°•
.
#بریدهی_کتاب (۲) :
کسی هست که دوست داشتنش آرامم میکند؛ چون میدانم او بیشتر مرا دوست دارد!
دوستم دارد و همیشه هست!
دوستم دارد و همیشه پشت و پناه من و همه است!
دوستم دارد، هرچقدر هم که به او بدی کنم!
#محور_زندگی_من
•°○ @bakelas_ha ○°•
.
#بریدهی_کتاب (۳) :
۱. یک گره خیلی کوچک است؛ اما اثر دارد.
۲. اثری که هیچ گره دیگری ندارد…
۳. وجودت نقشه قالی تو است؛ هر تصمیمی، یک گره کوچکی در نقشه است که به زندگی ات می زنی.
۴. گره ها با وجود کوچک بودنشان، نسقش قالی را می سازند و اگر نباشند، جایشان خالی می شود و قالی خراب!
۵. مواظب باش نقشه وجودت خراب نشود.
۶. هر انتخاب ما گره ای است که بر نقش وجودمان حک می شود، اگر اشتباه کنیم چه می شود؟!
۷. هر نگاه تو، هر کلام تو، هر تصمیم تو، گره ای است بر نقش دلت.
#محور_زندگی_من
•°○ @bakelas_ha ○°•
.
.
هر وقت کتابخونه مدرسه می رفتم این کتاب رو می گرفتم و می خوندم ... 😊
#نظرات_شما
#محور_زندگی_من
•°○ @bakelas_ha ○°•
.
#خاطره_من_و_رفیقم_در_سفر
سفر خیلی هیجان انگیز است.
مخصوصا اگر با خودت یک رفیق ببری!
من یک رفیق دارم که هرکجا بروم از خود جدایش نمی کنم!
اسمش کتاب است!
امتحانش کنید رفیق همراه و خوبی ست!
مثلا دارد صحبت می کند اما تو خوابت گرفته و دیگر به حرف هایش گوش نمی دهی و می روی!
اما جنبه اش عجیب بالاست.
دفعه ی بعدی که پیشش بیایی از ادامه ی ماجرا برایت تعریف می کند.
اهل سوسول بازی و قهر و قهرکشی هم نیست.
خلاصه ما که عجیب با این رفیق شفیق حال
می کنیم.
یک بار که در راه سفر بودیم با کتاب (سایه ی ملخ) مشغول بودم و نگاه از آن برنمی داشتم.
به جاهایی از کتاب رسیدم که دیدم نه… دیگر نمی شود تنها خواند.
سطح آدرنالین آزاد شده بیشتر از آن بود که بتوانم ساکت بنشینم و اطلاعات کتاب را با خانواده به اشتراک نگذارم.
شروع کردم باهیجان به تعریف کردن و عجیب آنجا بود که خانواده هم سفت و سخت میخ حرف هایم بودند!
تا آنجا که خوانده بودم را تعریف کردم…
انتظار داشتم همه از کتاب تعریف کنند اما اعضای خانواده بروبر نگاهم کردند.
بالاخره خواهرم گفت خب بقیه اش چی شد؟
چرا نصفه نیمه تعریف می کنی که آدم تو خماری بمونه؟
تازه فهمیدم دلیل سکوت خماری بوده!
خندیدم و گفتم وقتی بقیه اش را خواندم، تعریف می کنم!
تا رسیدن به مقصد سایه ی ملخ ها به پایان رسید. من خواندم و خانواده تعریفش را شنیدند…
خانواده ام خیلی با رفیقم خو گرفته اند 🙂
•°○ @bakelas_ha ○°•
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷🔹
یه #خاطره خیلی زیبا و خیلی تأثیرگذار بشنوید از دوران کودکی مجید واشقانی بازیگر کشورمون
و نظر جالبش دربارهی قدرت دفاعی امروز #ایران
•°○ @bakelas_ha ○°•
▪️◾️ اَلسَّــــلامُ عَلَى الْحُسَـــیْنِ ◾️▪️
▪️◾️ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ◾️▪️
▪️◾️ وَ عَــــلى اَوْلادِ الْـــحُسَـیْنِ ◾️▪️
▪️◾️ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُـسَیْنِ ◾️▪️
🚩 عاشورای حسینی و سالروز شهادت سید و سالار شهیدان امام حسین﴿ع﴾ و اصحاب باوفایش بر شما کتابخونای فرهیخته تسلیت باد.💔
•°○ @bakelas_ha ○°•