بنظر من که...
اگر می خواهی از ته دل ذوق کنی،
هی با خودت تکرار کنی چه محشر بود، چه محشر بود،
اگر می خواهی لبهات تا بناگوش باز بشه.
اگر میخواهی یه عشق زیبا رو ببینی
این کتاب رو بخون…
#رویای_نیمه_شب
•°○ @bakelas_ha ○°•
جرعهای از کتاب:
بیچاره قنوا که گمان میکند شما میتوانید شوهر خوبی برایش باشید.
بیچاره من که هیچ امیدی به زندگی ندارم .
به کسی علاقه دارم که دست نیافتنی است،
قنوا که خواستگاران فراوانی دارد و سرانجام با یکی مانند خودش ازدواج خواهد کرد .
امینه روی صندوق نشست و با پشت دست اشکش را پاک کرد . داستان عجیبی است. ریحانه به دیگری علاقه دارد، شما به او، قنوا به شما، پسر وزیر به او، من به پسر وزیر، و این رشته سر دراز دارد ...
(ص ۹۵)
#رویای_نیمه_شب
•°○ @bakelas_ha ○°•
جرعهای از کتاب:
گفتم اگر کسی به عشق من مبتلا میشد طبیعی بود، ولی کار به عکس شده است. این من هستم که گرفتار شدهام، اما باور کنید که عشق گاهی ناخواسته به خانه دل پا میگذارد، دو نگاه به هم گره میخورد و آنچه نباید بشود میشود.
بازهم شبحی از چهره ریحانه را در نور دیدم. همان ریحانه گذشته بود اما چیزی در او تغییر کرده بود که قلبم را درهم میفشرد. آن چیز مرموز که باعث میشود تا دیگر مثل گذشته نتوانم به او نگاه کنم و بگویم و بخندم. از همه مهمتر همان حالت تبآلود و غمگینی چشمهایش بود؛ انگار از بستر بیماری برخاسته بود. در عین حال، از زیباییاش که با حجب و حیا در آمیخته بود، تعجب کردم.
آنها خداحافظی کردند و رفتند. نگاه ریحانه چنان شوری به دلم انداخت که احساس کردم قلبم را به یکباره کند و با خود برد. تصمیم گرفتم به یاد آن دیدار آن دو سکه را برای همیشه نگه دارم.
(صفحه ۲۳)
#رویای_نیمه_شب
•°○ @bakelas_ha ○°•
بریده ای از کتاب:
ریحانه گفت: «حرف شما درست است، ولی فراموش نکنید یک سال طول کشید تا نیمی از خوابم تعبیر شد. از کجا معلوم که تعبیر شدن نیمه ی دومش یک سال دیگر طول نکشد. احتمال دارد تا مدتی دیگر آن جوان با عشق و علاقه به خواستگاریم بیاید. اما حالا چه؟ اگر به او بگویم که چنین خوابی را دیده ام و در انتظار خواستگاری اش هستم، ممکن است بگوید خواب دیده ای خیر باشد! من دیگری را دوست دارم.
#رویای_نیمه_شب
23.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸کتاب صوتی رویای نیمه شب
اگر دوست دارید چند صفحهای از اول کتاب رو بچشید و ببینید متنش چطور هست این کلیپ رو از دست ندید ...✨
#رویای_نیمه_شب
•°○ @bakelas_ha ○°•
🔸خاطره کتاب پرحجمی که قصه ایست برای لیلی شدن
دوسالی بود که هر بار از جلوی کتابخونه رد می شدم می گفتم یه روز اینو باید بخونم ببینم چیه …
ولی هر بار اسمش و حجش منو جذب نمی کرد..
همش تعریف می شنیدم بعضی ها می گفتند از خواندنش خسته شدیم و بعضی ها هم با کلی لذت ازش حرف میزدند..
تا اینکه دو روز پیش انگار حس کردم داره صدام میزنه و بی اختیار رفتم و برِش داشتم…
دو روزه که دارم باهاش زندگی می کنم و لحظه به لحظه حس می کنم لیلا شدم
و حتی گاهی دلم برای مبینا تنگ میشه
و دلم داداش علی می خواد
و پدری که مثل کوه هست از صبر و استقامت…
بعضی از صفحه هاش ازش چیزهایی یاد گرفتم که شاید چندین سال بود کتابی به این زیبایی بهم این ها رو یاد نداده بود… قصه لیلی یا لیلا خیلی متفاوت بود از قصه های دیگر،
وسطاش به نویسندش غبطه خوردم و دعاش کردم…
حس خوب کتاب رو دوباره به روح و جانم کشوند…
نمی دونم نظر بقیه چیه ولی من خیلی دوسش داشتم چون زندگی ام را زیباتر کرد.
رنج مقدس شاید داستان لیلی شدن آدم ها باشه برای رسیدن به خدا…
•°○ @bakelas_ha ○°•
سلاااااام
صبحتون بخیر
چند نفر از دوستان عزیزمون نظرشون رو در مورد کتاب رویای نیمهشب برامون فرستادن ...
تشکر زیاد🌺
هرکس خونده نظرش رو برامون بفرسته...🌹