eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
358 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک ماه پر از خیر وسعادت آمد در ماه خدا ماه شفاعت آمد مهمان شده ام به سفره ی رحمت حق ماهی که درآن اصل ضیافت آمد
افتاده به‌سر شور و هوای رمضان از راه، رسیده ربنای رمضان از پاقدمِ ماهِ پُر از رحمت و خیر سبز است زمین به پیش پای رمضان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خدایی که به پرندگان،مسیر را نشان میدهد، انسان را در نیمه راه رها میکند؟ هر کی نباشه،خدا هست اینو یادت باشه ‎‌‌‌‎‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌
♥️🍃 این زندگى نیست که زیباست، این ما هستیم که زندگى را زیبا یا زشت مى‌بینیم. دنبال رسیدن به یک خوشبختى بى نقص نباشید! از چیزهاى کوچک زندگى لذت ببرید ... اگر آن‌ها را کنار هم بگذارید، مى‌توانید کل مسیر را با خوشحالى طى کنید ... ❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«بِالنهايه حتي و اِنْ لَمْ تَكوني لي يَسعِدُني اِنَكِ كُنتِ جُزءٌ مِنْ حَياتي. » _در نهایت حتی اگر مالِ من نبودی خوشحالم که بخشی از زندگی من بودی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آزاده باشیم و حقیقت را بگوییم در وادی اندیشه راه حق بجوییم گاهی بگوییم از غم و بی‌هم نوایی از سست‌عهدی‌ها و رنج بی‌وفایی هرچند خوب است از گل و ریحان بگوییم از شمع از پروانه و هجران بگوییم هرچند درد عاشقی درد کمی نیست این درد را غیر صبوری مرهمی نیست لیلا و مجنون گر میان قصه هایند لیلا و مجنون های ما هم آشنایند پیوسته باید از غم ایران بگوییم از راهیان جاده ی ایمان بگوییم از جنگ  از تحریم از فقر  و نداری از سرزمین خوب ایران پاسداری از سفره های خالی با درد پیوند از مرد و زن های سترگ چون دماوند از کودکان کار و از مردان  بیکار پای برهنه در مسیر سخت و دشوار از کشتی میهن که در امواج دریا تا ساحل امنی کشانیده است خود را از زلزله از سیل و از آتش بگوییم این درد ها را در دل آتش بجوییم از شاهدان و لاله‌های خفته در خاک از شیرهای بیشه‌ از مردان بی باک آه ای زمین لاله گون  ای خاک ایران ای بیشه ات جولانگه خیل دلیران ای سرزمین لاله ها و سرو آزاد خاکِ سرشته با گِل شیرینِ فرهاد فرهاد ما دل را به دریای جنون زد خود را به آب و آتش و بر خاک وخون زد از کوی شیرین آمد و تا مرزها رفت از سرزمین عشق تا کوی خدا رفت ای آنکه در خاکت شقایق خانه دارد مستی ی ما تاثیر از این میخانه دارد باید بگویم قصه ی آزادی‌ات را فرّ و شکوه و شوکت و آبادی ات را