eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
پرنده ی دل من آسمان نمیخواهد به جز حریم تو هیچ آشیان نمیخواهد اگر چه سوخت پرش زیر آفتاب حرم به غیر گنبد تو سایبان نمی خواهد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♡ مـــردم می‌گویــند: آدمهـــای خوب را پیدا کنیــد و بـــدها را رهـــا کنید. امـــا باید اینــگونه باشد: خوبـــی را در آدم‌هــا پیدا کنیـد و بـــدی آن ها را نادیده بگیرید. زیرا هیـــچکس کامل نیـــست...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در دلم حسرت گندم شدنی بوده وهست دانه ام منتظر معجزه ی بارانم.....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عهد بستم به جز از صحن تو گندم نخورم هر کجا هم بروم جلد همین ایوانم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي(طه۳۹) و تو را بین همه محبوب کردم ❞خدا را که دارم انگار کسی دستی به قلبم میکشد، انگار کسی میگوید خیالت راحت من هستم ...و من تمام دلشوره هایم را میسپارم به باد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تداعی می کند برهان صبح جلوه اش آیات کوثر را خدا آکنده از نور وجودش خانه موسی بن جعفر را بهشت مشهد از دروازه های شهر قم رد شد از آن روزی که جانان آفرید از مضجع معصومه در قم باب خواهر را چه سعیی می کند بین صفای مشهد و قم زائر سلطان که مروه مروه حاجت می شود پای دلش شوق برادر را نسيمي كه شبي از كوي سقاخانه سلطاني اش رد شد سحر جاروب زد با سيل مژگان دامن صحن مطهر را همه تن می شوم غرق نماز حاجتش بر روی سجاده ببين در چشم من قد قامت پرواز را شوق کبوتر را هزاران حرز اگر شيخ بهائي هاي شاه عباس بنويسند نمی بندد برویم بی کران لطف شاه هشتمين، در را چرا آهوي دل سر روي خاك پاي زائرهاش نگذارد كه هر خاكي در اين منظومه خورشيد بالا مي برد سر را
پشت پرچین نگاهت چه شکوفه های امیدی همیشه در حال سر زدن است، خواهر آفتاب و غزل،حسنا تو همیشه مرا پرواز می دهی نازنین ! باغ خیال من را به اوج فواره ها می بری ، غزل. کلام وامدار زیبایی شعر توست، گل سوسن! حروف اسیر میشوند در بند زبانت تا غزل شکوفه دهد به دشت احساس ابیات تکامل بلوغ ذائقه توست رفیق! توتلفیق آیه و آینه ای... تکامل نجابت... روح لطیف بهاری... حسنای غزل... عطر بابونه و نعناع زیر سقف بازار های عتیق، حس بودن در کنارت، عروس مهتاب است در زمزمه آب ... چه دور است از تو کینه و خشم ، حقد را لگد کوب کرده ای با اطلسی قوافی و وزن .. و حسد را به مهر نوازش داده تا گستره آبی ها... تو زنِ آتش را ساخته ای تا نشان دهی احساس سوختن به تماشا نمیشود. باید سوخت تا روشنی داد، وچقدر ماهی مهربانوی شعر! حتی سوختن هم زیباست در غزل هایت. من واژه هایم را از تو وام گرفته ام طراوت شعرم را. تو سبز بودن را سروده ای تا سبزینه درخت باشی! بلوغ بارور شب! روزت مبارک بهترین استادم