قسم به چادر و گهواره ای که غارت شد
نصیب دشمن اهل حرم حقارت شد
گرفت تا که به دستش علی اصغر را
تمام عرش از این غم دچار حیرت شد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
کاش علی را سوی نامردان نمیبردی حسین
حرمله با تیر میخواهد که سیرابش کند
باز گردانش به خیمه مادرش دلواپس است
شاید امشب لحظه ی بر دامنش خوابش کند
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
یا اباالفضل، شکوه علمت دیدنی ست
همه جا زمزمه و شور غمت دیدنی اس
تو خدای ادب و عشق و وفا و کرمی
صاحب جود وسخا هستی و صاحب علمی
تا لب علقمه رفتی و ننوشیدی آب
سوختی بر لب آب از عطش طفل رباب
آب هم بر ادبت غبطه خورد حضرت ماه
علقمه تا به ابد میکند احساس گناه
دست دادی سر سقائی ی طفلان حرم
عالمی را ادبت حضرت جان ریخت بهم
چه کسی گفت در آن معرکه کم آوردی ؟
زخمها خوردی و ازمشک حراست کردی
تا یل ام بنین وارد میدان شده بود
دشمن آشفته وحیران و هراسان شده بود !
همه جا هلهله و چشم و سر و نیزه و دست
تا بگیرند زعباس علی مهر شکست
مشک شد پاره و این غصه چه دلگیرت کرد
آخرین ضربه نامرد زمین گیرت کرد...
هیبت هاشمی و حیدری ات دیدنی است
آن دو دستی که جدا شد، زتو بوسیدنی است
دست دادی که بگیری ز تهی دستان دست
لقب باب حوائج چه برازنده ات است
دست درمانده ام ای میر علمدار بگیر
که توئی صاحب اعجاز و شه با تدبیر
چشم عالم به کرامات و عنایات شماست
ای که آن دست جدا ازتنتان ، دست خداست
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
تو هستی دختر زهرا چه والا دختری زینب
که داری برهمه عالم مقام سروری زینب
شکیبا بوده ای در آتش غمهای بی پایان
به خوبی امتحان دادی، رفیع و برتری زینب
همه مبهوت این حجب و حیا و صبر و ایثارند
تو هستی وارث زهرا نماد کوثری زینب
کلام قاطعت مانند شمشیر علی بران
میان کفر ودین کردی به خوبی داوری زینب
تو خواندی خطبه ای غرا، که کاخ ظلم را لرزاند
رسالت دار عاشورا چنان پیغمبری زینب
شجاعت ها به پا کردی به شمشیر بیان خود
نشان دادی در آن عرصه، شکوهِ محشری زینب
زدی بر هم به یک خطبه اساس کفر و عصیان را
بلاغت در بیان داری شبیه حیدری زینب
به صبر و علم وایثارت ندیده کس در این دنیا
شبیه مریم عذرا،مثال هاجری زینب
دلت خون بود از داغ و ندیدی غیر زیبایی
در آن ساعت که می دیدی سر بی پیکری زینب
عطش درجان طفلان حرم بود وتو عطشان تر
برای بوسه بر حنجر عجب نام آوری زینب
ندارد طاقت شرح غمت را هیچکس بانو.!!
خدا داند چه می دیدی در آن بی یاوری زینب
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
نامت به لب آوردم واین نام به لب ماند
دل در تب رویای حریمت همه شب ماند
هرسال به دل گفته ام امسال، ولی حیف
امسال هم از قافله ی عشق عقب ماند
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
زینب است او شفیعه ی دوسرا
مثل مادر یگانه بی همتا
کس ندیده به علم وحلم و ادب
دختری مثل دختر زهرا
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
بعد از آن عصر پر از حادثه ی عاشورا
بود پروانه کنار گل پر پر تنها
چه دلی داشت ، زمانی که تو را دید حسین!!
جای گلبوسه زلعلت گل خون چید حسین!!
گفت من زینبم ای خسرو شیرین دهنان
توئی آن ماه که در برکه ی خون شد غلتان!!
گفت ای کشته ی افتاده به خون بی کفنم
ای حسین. تشنه لب. ای کشتهٔ دور از وطنم
چقدر زخم بر آن پیکر عریان زده اند
تاول داغ بران غنچه ی عطشان زده اند
تویی ان زمزم عشق و تویی آن باب نجات.
پسر فاطمه هستی و قتیل العبرات؟
بایتیمان غریب تو چه ها باید کرد
دردشان را به چه تدبیر دوا باید کرد؟
به کجا شکوه برم داغ علی اکبر را؟
داغ آن اینه ی صورت پیغمبر را؟
مادرش نیست ولی من به فدای سر او
کاش میشد ببرم سمت حرم پیکر او
یادگار حسنم قاسم رعنایم کو
بوی جد و پدر و فاطمه را میداد او
او یتیم حسن و نور دوچشم زهراست
میوه ی باغ دلم قاسم من بی همتاست
یاحسین از علم و مشک و سر ودست بگو
از لب تشنه ی آن ساقی سرمست بگو
یا حسین بعد تو این حادثه ها در راهند
همه ی اهل زمین در غم آل و لله اند
کربلا قبله ی عشاق شما خواهد شد
وحریمت به خدا قبله نما خواهد شد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی