eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلامی به زیبایی آسمان به ابر و به باران و رنگین کمان سلامی پر از مهر و شادی و نور به ایران به این خاک پر از غرور
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در اين صبح زيبـا تمام خوبے ها را برایتان آرزو میڪنم نه خوشے ها را خـوشے ها آن اسـت ڪه شما مے خواهید و خوبے ها آن است ڪه خــدا برایتان میخواهد 🌸 صبحتـون بـخیر
بیا ترانه ی لبریز از، غزل هایم بریز طعم عسل را به کام دنیایم تو ای بهانه ی شادی مگر نمی‌دانی؟! چقدر بی تو غمینم چقدر تنهایم بیا که بی تو شکسته پَرِ کبوترِ دل ببند! بال مرا! حضرتِ مداوایم! کنار خمره‌ی انگور چشم تو خوبم نفس‌ترین غزلم! با تو مست و شیدایم مرا نگاه تو کرده‌ست عاشقِ خالق تمام هستی و جانم!... امید فردایم به انتظار تو تن داده‌ام به بی‌تابی که عطر یوسفی ات میکند زلیخایم جدالِ روزِ و شب خشک‌و خسته‌ام بی‌تو ترنمِ شبِ شبنم بزن به رویایم مرا پناه بده در حصارِ آغوشت بیا بهانه‌ی سرتاسرِ غزل‌هایم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
درچل حصار امن تو آسوده خاطریم تا زنده ایم خادم این صحن و این دَریم مارا نیاز نیست به غوغای سلسبیل وقتی که در کرامت مهرت شناوریم شاهان خورند غبطه به شان ومقام ما زیرا گدای خانه ی فرزند باقریم هرجای سجده درحرمت میشود بهشت پس با نماز صحن تو از عرشیان سریم
این سرزمین که قطعه ای از کربلا شده است یاد آور شهید سر ازتن جدا شده است نامش بلند گشته به تاریخ خط خون چون نخل سر بریده که خون خدا شده است اینجا هوای زائر دلداده می خرند این آستان به خشت اجابت بنا شده است خیل ملک به دور و برش مانده در طواف چشم فلک به قبله ی او آشنا شده است شد اردهال کعبه ی دلهای بی قرار این سرزمین که مامن امید ها شده است
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
غمگین مباش حـال جهان خوب مے شود ،، https://eitaa.com/sahdser
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نیامدی و دوباره به خویش رو کردم شبانه با لب لیوان بگو‌مگو کردم تمام شب به کفایت شراب خوردم و بعد اذان صبح که شد با همان وضو کردم نخواستی به زبانم بیایی اما من حروف نام تو را خارِ در گلو کردم نیامدی که بدوزم به چشم‌های تو چشم نشستم و جگر خویش را رفو کردم نواخت عقل به گوشم کشیده‌ای که: ببین! دو چشمه اشک شدم حفظ آبرو کردم چه جای خرده بر او اشتباه از من بود که عقل ناقص را با تو رو‌به‌رو کردم تو آرزوی بزرگی نمی‌توانم گفت که با نیامدنت ترک آرزو کردم غلامرضا طریقی