شکوه همت آران ببین که بی کلک است
میان حومه ی کاشان نگین دُر تَک است
فدای چهره ی زیبای دختران کویر
که رویشان همه دریاچه ی پراز نمک است
کویر خشک مرنجاب و خاک پر عطش اش
مشابه لب تشنه همیشه پر ترک است
فراست وادب و همت بلند اینجا
میان مردم آران همیشه مشترک است
به رغم اینکه شرایط همیشه دشوار است
فضای معنویش رشک دیده ی ملک است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
تقدیم به مردم خوب آران
برای نوه ام محمد متین
متین، نوهٔ عزیزتر از،جانم
جگر گوشه ام ، روشنای دیده ام ،
چشمهایم را می بندم
میبینمت...
بین قفسههای کتاب و مغازه....
بین فرمولهای ریاضی و قفسه ها بین آدمها
و در اینهمه شلوغی
چقدر آرام و استوار ایستادهای
پسرم ، امیدم ، زندگی ام
چشمهایت پر از اشتیاق فهمیدن است و شوق کار
و من چقدر به تو افتخار میکنم
جان دلم روشنی دیده ام تمام زندگی ام
کتابهایت بوی دانش میدهند
تو آموختهای
که چگونه
با دانش وکار
هر دو را به مقصد برسانی
هم ذهنت را پرورش دهی
هم دستانت را
نوهٔ عزیزم
میدانم گاهی خسته میشوی
گاه از بس خواندهای
سردرد میگیری
گاه از بس ایستادهای
پاهایت درد میگیرد
اما بدان
این خستگیها
پلهای محکمی میسازند
به سوی فردایی روشن
پسرم
تو نه تنها درس میخوانی
که زندگی را میآموزی
نه تنها کار میکنی
که مسئولیت را میآموزی
و این هر دو
تو را به مردی کامل بدل میکند
نفسم عشقم امیدم
من همیشه نگران تو ام
آخر مادربزرگ که نمیتواند
نگران نوهاش نباشد
اما بیشتر
به تو افتخار میکنم
چون میبینم
چگونه با اقتدار
این راه سخت را میپیمایی
آرامشم ، ضربان قلبمی
تمام زندگی منی
همه امیدمی ...دور چشمان معصومت بگردم
دور سرت بگردم عزیزکم
تو تمام دارایی من هستی
قدردان خدایم
خدایی که مرا دوست داشت
و تورا به ما داد
تو هدیه ی باارزش خدایی ....
دستانم همیشه برای سلامت ؛ خوشبختی ؛ و موفقیتت به سمت خداست ...
آرزویم دیدن رسیدن به آرزوهایت ست ...
مثل همیشه به خدا میسپارمت...
یادت نرود ...
خدا همیشه درقلب های مهربان ست
فدای قلب مهربانت ..
هیچگاه یاد خدا را فراموش نکن
خدا همیشه کنارت هست
وتنهایت نمیگذارد
تمام زندگی ام ..آرامشم ، قلبم ، نفسم ، همه وجودم
مراقب خودت باش
یادت نرود بعد از خدا اگر گاهی دلت گرفت اگر کسی نبود تو رابفهمد
من هستم .
مثل همیشه عاشقت هستم ومی مانم
بدان که دلخوشی دنیای من هستی
خانهٔ مادربزرگ
همیشه پذیرای توست
با چای داغ و آغوشی گرم
و گوشی شنوا
برای شنیدن حرفهایت
عشق الهی
در سرمای جهان
گرمابخش وجودت
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
برای مرصاد، نوهی عزیزم
مرصاد، ای روشنی چشمان ما
امسال
قدم به سرزمین قشنگ پیشدبستانی گذاشتی
با کولهپشتی کوچکت
که پر از رویاهای رنگارنگ بود
نور دیده ام
میبینم که دستان کوچکت
مداد را تازه یاد گرفته
و با نقاشیهای کودکانهات
جهان را تازه میکنی
هر خطی که میکشی
قصهای میشود برای گفتن
عزیزتر از،جانم
چه زیبا میخوانی
"الف با آ آ آ"
و چه شیرین میشمری
اعداد را با انگشتان کوچکت
گویی تمام دنیای دانش
در مشت کوچک تو جا میگیرد
نوهی عزیزم
وقتی صبحگاهان
یونیفورم ات را میپوشی
و کولهات را بر پشت کوچکت میاندازی
چقدر قشنگ میشوی
همچون پروانهای
که تازه بال گشوده است
مرصادِ من
در مدرسه
نه تنها الفبا میآموزی
که رفاقت را
و مهربانی را
در نان و پنیری که با دوستت تقسیم میکنی
پسرکم
به درختان
به پرندهها خیره میشوی
میدانم
داری با آنها صحبت میکنی
به زبان خودت
مرصاد عزیز
بدان که این راه تازه شروع شده
فقط آغاز ماجراجویی بزرگ توست
همانقدر از یادگیری لذت ببر
که از بازی کردن شاد میشوی
من همیشه
کنارت هستم
همانگونه که اکنون
در حیاط مدرسه
انتظارت را میکشم
با بستهای شیرینی
و چشمانی پر از انتظار
برای شنیدن قصههای تو
از روزی که گذرانده ای
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
تو خود گفتی که در دین نیست اکراه
منم بنده همان رسوای گمراه
اگر دستم نگیری بر نخیزم
توکلت و توکلت و علی الله
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
الهی شرمگینم روسیاهم
همانم که بدونت بی پناهم
بگو یارب که بخشیدی مرا باز
تو خود گفتی که میبخشی گناهم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
پس از چهل بهارِ سکوت
تو را در حوالیِ پاییز
پیدا کردم. . .
هنوز هم
چشمانت
همان آسمانِ گمشدهٔ کلاسِ سوم است
که در آن
پروازِیک پرستو را
تماشا میکردیم.
روی دستهایت
نقشِ روزهای رفته بود
اما لبخندت
هنوز
بوی آبنباتِ توتفرنگی میداد.
عشقِ کودکی
هرگز نمیمیرد
فقط
در پشتِ درختانِ بلندِ روزها
پنهان میشود
و منتظر میماند
تا روزی
بادِ یک دیدار
شاخهها را کنار بزند
و باز
یکدیگر را
دوباره
در آغوش بگیریم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#هم_کلاسی