روزها میآیند و میروند
اما جمعه !!!! امان از،جمعه
همچنان روی حرف خود مانده
در پای انتظار میسوزد
و با این درد
میسازد...
خم به ابرو نمی آورد
فقط دلتنگی اش را به آسمان می رساند
به غروب ..
که او هم هر چه غم هست را تلمبار کند روی دلهای ما...
کسی نیست به این جمعه بفهماند
آخر نجیب ترین روزها
دیگر تو را با دلتنگی چکار
نمک روی زخم مان نریز
خدا را خوش نمیاد
جمعه تنها روزی بود که پدر همیشه کنارمان بود جمعه جمع مان جمع بود...
قصه ی ظهر جمعه را مگر میشود فراموش کرد
دلخوشی ما فقط تو هستی..
کمی بخند ...
دلخوشی کودکانه ما...
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#جمعه_های_دلتنگی
شب میآید
بیصدا
از لبهی پنجره
و دلتنگیاش را
روی میز سکوت
پهن میکند
#اعظم_کلیابی
#اعظم_کلیابی
زندگی کجاست در گرگ و میش
سپیده و طلوع...
بوی نان داغ نمیآید...
و نیز صدای پای عابران ..
صدای همهمه همسایه...
آواز بلبلان..
زمزمه جویبار ..
عطر بابونه و نعنا ...
و...
و دستی که با پیاله ی سفالی در آب فرو رفته است.
محروم مانده ام
در آغاز آفرینش...
حتی از،تماشای
چراغی بر لب ایوان
گویا همه در سکوت سنگین
این برج بلند گم شدهاست
آسمان اینجا، آن آبی همیشگی نیست...
ستارههایش کمفروغاند و
ماه،غریبی غمگین بر بالکن خانه ام میتابد.
دلم برای خانه ای تنگ شده که ریشههایم در آن جان داشت.
کوچه های آشتی کنان
برای دیوارهای کاهگلی
که قصههایم را در سینه خود
نگه میداشتند.
دلتنگی،مرا به آغوش کوچههای بنبست میبرد...
جایی که زمان،
آرام بود دلخوشی ها زیاد ...
ومن حتی با ماه وستاره حرف میزدم
اینجا فقط هوای سایه ها را دارند..
همسایهها ولی تا ابد تنهایند
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش لطفی کنی و آخرِ کارم باشی🕊🥀🖤
اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها
وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ.