Farzad Farokh10. Farzad Farokh - Divanegi.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
عشق و جنگ در یکچیز مشترک بودند که آدمیزاد بعد از آنها، هرگز به آن آدمی که قبلاً بود باز نمیگشت.
اگرچه زخمی ازجنگی صلابت داری ای میهن
نشان دادی به دنیا، استقامت داری ای میهن!
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#جنگ
#پایداری_حماسه_ایثار
#ابیات_حماسی
#ایران_جان
هدایت شده از هنرمندان کشور دوست🇮🇷
نوشتن شعر بانوان شاعر کانون بسیج هنرمندان توسط هنرمندان اصفهانی
باید بسازم سنگرم را در خیابان
یاری کنم تا رهبرم را در خیابان
باید که دشمن بشود هر روز و هر شب
فریاد حیدر حیدرم را در خیابان
شاعر: بانو اعظم کلیابی
خوشنویس : آقای شهریاری
#میدان_هنر
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
با ما همرا باشید ◇●•
💠کانون بسیج هنرمندان کاشان
💠 @b_h_kashan
خاکِ میهن حرم ماست که حرمت دارد
"یک نفر این تبر فتنه زمین بگذارد"
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
(پیرو صهیون) 🇺🇸
ای سگِ زردِ گرفتارِ به چنگالِ پلنگ!
که کنون باختهای حیثیتت را در جنگ
لاف تا کِی بزنی در بَرِ مَردانِ عمل ؟!
که نصیبت بشود هیچ درین جنگ و جدل
چون که دیوانه و دربندِ جنونی، نادان!
شک نکن عاقبتت هست نگونی، نادان!
دست بَردار، ازین عربدههای پوچت
که رسیدهاست کنون ساعتِ صِفر کوچت
خامفکری! که بناگاه زدی تن به خلیج
ابلهی را مکن اینگونه به عالم ترویج
کردهای تنگ چنان "تنگهی هرمز" بر خود
که ازین تنگه مُحال است تورا آمد و شد
بود پوشالی، بس هیمنهات ای شیّاد !
در بَرِ ملتِ ایران همهاش رفت به باد
کودکان را کُشی و باک نداری از ننگ ؟!
نیستی مَرد که گویم به تو مردانه بجنگ
بود اگر مَسلکِ ما مثل تو اکنون، نادان!
میشد از موشکِ ما کشورتان قبرستان
فخرِ ما هست که در مکتب قرآن هستیم
تابعِ امرِ خداییم و "مسلمان" هستیم
تو ولی مُرتدی و نیست تو را ، آیینی!
که کنون غرقِ دنائت شدی از بیدینی
در عمل چون شدهای پیروِ صهیون پلید
مَسلکت را نتوان نیز ، "مسیحی" نامید
آن که دل بست به پیمان شما نادان است
چون ندانست که معبود شما شیطان است
با خداییم و گرفتار شیاطین نشویم
تا که مانندِ خبیثانِ "اِپِستین" نشویم
چون به آیینِ "مسلمانی" خود پابستیم
تا ابد، مَستِ مِیِ (ساقی) کوثر هستیم.
سید محمدرضا شمس (ساقی)
#شمس_ساقی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@shamssaghi
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
شهدای میناب5ce55cec86244a0481fd05a9da31fa5a.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
یک ماتم بی انتها با چند کودک
دنیای ما شد نینوا با چند کودک
یکباره طوفان شد زمین پیچید درهم
بغضی که با غم شد رها با چند کودک
جای صدای خنده های کودکانه
فریادهای بی صدا با چند کودک
کیف و کتابی در میان دود وآتش
میسوخت بین شعله ها با چند کودک
دیدم به روی دفتری افتاده عکسی
یک رهبر بیادعا با چند کودک
زیبای من رنگ لباست آسمانی ست
پرواز کردی تا کجا با چند کودک
جنگ است و میدانم بهایش خون دلهاست
باشد قبول اما چرا با چند کودک؟
حالا معلم میشمارد دختران را
انگار جا مانده از آنها چند کودک !!
تاریخ ازاین پس با دل خون مینویسد
میناب شد کربوبلا با چند کودک
#اعظم_کلیابی
💠 حوزهی هنری انقلاب اسلامی کاشان
🆔️@honarkashan