eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
358 دنبال‌کننده
706 عکس
464 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
در باد می پیچد صدای آشنایت. پیچیده امشب عطر نرگس در هوایت در پچ پچ شب با گل شب بوشنیدم بوسه زده شبنم به چال گونه هایت باران دوباره می زند حالم عجیب است!! شاید خبر دارد خودش از ماجرایت مضمون تازه می سراید اشک چشمم با مطلع ای کاش ، می مُردم برایت... تا از تو بنویسد قلم واژه به واژه هی اشک می ریزد ردیف رد پایت. نازک تر از گل در غزل حرفی نگفتم؟ از واژه ها پیداست هستم مبتلایت!!! گفتند آغوش خدا باز است امشب حتما اجابت می شود بانو ! دعایت...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر زمان محروم از چشم عدالت می‌شوم بین این نامردمی ها بد قضاوت می‌شوم می‌کشد آتش به جانم غصه‌ها بی اختیار وقتی آزرده‌‌دل از بخل جماعت می‌شوم کارد وقتی هم‌نفس با استخوانم می‌شود ضرب در دلبستگی ها ، بی‌نهایت می‌شوم می‌کنم سجده به درگاه الهی با خشوع می‌نشینم تا سحر غرق عبادت می‌شوم می‌شود جاری به لب‌هایم فقط ذکر خدا خوب می‌دانم که مشمول عنایت می‌شوم بین موج اشک و زاری ، در سپهر آرزو می‌کنم پرواز و سرشار از سعادت می‌شوم تکیه گاهم هست در هر جا فقط نام خدا خار چشم دشمنان تا بی نهایت می‌شوم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تا که بانو تکیه‌ گاهت هست درگاه خدا خار چشم دشمنان از استقامت می‌شوی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اما امیدوارم حقیقت این باشد که؛ «غدًا نُشفَّى وغدًا نَنسَّى وغدًا نُدرك أن لا شَيء يَبقى. _فردا شفا خواهیم یافت، فردا فراموش خواهیم کرد، و فردا درخواهیم یافت که هیچ چیز ماندگار نیست
خداروشکر که گذشت و میگذره عزیزِمن اما؛ «سأخبرک یوماً؛ کم كُنتْ مُتعباً هذه الایام وَ كَم من الوقت صمدتْ.» _یه روزی بهت میگم؛ چقدر این روزا خسته بودم و چقدر دوام آوردم🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو ای قرار هر شبم‌ که مستم از،سبوی تو دلم نشسته باز هم خمار گفتگوی تو! پرانده خواب از سرم، دوباره شور عاشقی نمی‌خورم به جان تو. قسم ولی به موی تو_ تمام دفترم شده غزل غزل نشانی ات وچشم واژه ها همه، اسیر جستجوی تو دراین سکوت شهر شب، در انزوای کوچه ها بگو چگونه آورم دوباره رو به سوی  تو؟ در آتش فراقم و مسیح من ؛ تو نیستی! صلیب میکشاندم به سمت آرزوی تو بیا بهانه ی غزل، ردیف حال خوب من غزل گرفته باز هم دوباره رنگ وبوی تو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا