پشت سرت باران به باران گریه کردم ...
آن شب برای خاک ایران گریه کردم...
خواندم برایت ایت الکرسی دوباره
با خواندن آیات قران گریه کردم...
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#مادرانه
#پادگان
#جنگ
#جنوب
#سرباز
#بداهه
گفتی می آیی بعد مدتها عزیزم...
چشمم به راهت مانده ای خوش قد وقامت!!
این چند ماه هی حرف رفتن می زدی تو!!
اصلا برای چه نوشتی ...تا قیامت،،،،
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#جنوب
#جنگ
#پادگان
#سربازان_شهید
#مادرانه
#بداهه
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
در باد می پیچد صدای آشنایت.
پیچیده امشب عطر نرگس در هوایت
در پچ پچ شب با گل شب بوشنیدم
بوسه زده شبنم به چال گونه هایت
باران دوباره می زند حالم عجیب است!!
شاید خبر دارد خودش از ماجرایت
مضمون تازه می سراید اشک چشمم
با مطلع ای کاش ، می مُردم برایت...
تا از تو بنویسد قلم واژه به واژه
هی اشک می ریزد ردیف رد پایت.
نازک تر از گل در غزل حرفی نگفتم؟
از واژه ها پیداست هستم مبتلایت!!!
گفتند آغوش خدا باز است امشب
حتما اجابت می شود بانو ! دعایت...
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
«دلتنگیِ من برای جمعه،
خلاصهی تمام عطشهایِ من برای دیدن توست.
دنیا بیش از حد تاریک است،
و چشمهای ما، بیش از حد تشنهیِ نورِ حضورِ تو...
کاش این انتظار،
به پایانِ رسیدن تو گره بخورد.»
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#مخاطب_خاص
#ظهور_نزدیک_است
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نام او که سه ساله ست و باب حاجات است
دو دست کوچک بی بی پر از کرامات است
قسم به زلف سیاهی که سوخت از آتش
نخی ز چادر او رشته ی عنایات است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#رقیه_بنت_الحسین
"شام" است و سکوت و گریه ی پنهانی
من مانده ام و درد و غم ویرانی
بابا! تو بیا که دخترت منتظر است
برگشته به عشق تو به این مهمانی
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#بداهه
#رقیه_بنت_الحسین
شام" است و سکوت و گریه ی پنهانی
شام است و تمام چشم ها بارانی
ای ماه بیا به دیدن حضرت گل
دارد به گمانم سفری روحانی.....
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#رقیه_بنت_الحسین
#بداهه