بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۹۶
نام سوره: هود
شماره آیه:《۹۶》
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا وَ سُلْطَانٍ مُّبِينٍ
ما، موسى را با آیات خود و دلیل آشکارى فرستادیم.
#تفسیر_آیه
قهرمان مبارزه با فرعون
بعد از پایان داستان شعیب و اصحاب مدین ، اشاره به گوشه اى از سرگذشت موسى بن عمران و مبارزاتش با فرعون مى کند، و این هفتمین داستان پیامبران در این سوره است.
سرگذشت موسى(علیه السلام)، از تمام پیامبران در قرآن بیشتر آمده است; زیرا در بیش از سى سوره، بیش از صد بار به ماجراى موسى، فرعون و بنى اسرائیل اشاره شده است.
ویژگى سرگذشت موسى، نسبت به پیامبرانى همچون شعیب، صالح، هود و لوط که در گذشته خواندیم، این است که آنها بر ضد اقوام گمراه، قیام کردند، ولى موسى، علاوه بر این، در برابر حکومت خودکامه اى همچون دستگاه جبار فرعون نیز قیام نمود.
اصولاً، همیشه آب را باید از سرچشمه صاف کرد، و تا حکومت هاى فاسد بر سر کارند هیچ جامعه اى روى سعادت نخواهد دید، و رهبران الهى در این گونه اجتماعات قبل از همه باید این کانون هاى فساد را در هم بکوبند.
ولى، باید توجه داشت که در این قسمت از سرگذشت موسى، تنها یک گوشه را مى خوانیم، گوشه اى که در عین کوچکى، پیام بزرگى براى همه انسان ها دارد.
نخستین آیه، مى گوید: ما موسى را با معجزاتى که در اختیار او قرار دادیم و منطقى قوى و نیرومند فرستادیم (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآیاتِنا وَ سُلْطان مُبین).
سُلْطان که به معنى تسلط است، گاهى در سلطه ظاهرى و زمانى در سلطه منطقى به کار مى رود.
سلطه اى که مخالف را در بن ست قرار دهد، به گونه اى که هیچ راهى براى فرار نیابد!
به نظر مى رسد سلطان در آیه فوق در همان معنى دوم به کار رفته، و آیات، اشاره به معجزات روشن موسى است (مفسران احتمالات دیگرى نیز درباره این دو کلمه داده اند).
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۹۷
نام سوره: هود
شماره آیه:《۹۷》
إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ ۖ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ
به سوى فرعون و اطرافیانش. امّا آنها از فرمان فرعون پیروى کردند. در حالى که فرمان فرعون، مایه رشد و نجات نبود.
#تفسیر_آیه
اما این که موسى را براى هدایت چه کسى فرستاده، در آیه بعد مى فرماید: موسى را با آن معجزات کوبنده و آن منطق نیرومند، به سوى فرعون و ملاء او فرستادیم (إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ).
همان گونه که بارها گفته ایم، مَلَأ به کسانى گفته مى شود که، ظاهر آنها چشم ها را پر مى کند، هر چند توخالى هستند، و در منطق قرآن بیشتر به اعیان، اشراف، و شخصیت هاى قلابى که اطراف قدرت هاى ستمگر را مى گیرند، اطلاق شده.
اما، اطرافیان فرعون که با قیام موسى(علیه السلام)، منافع نامشروع خود را در خطر مى دیدند، حاضر نشدند در برابر او و معجزات و منطقش تسلیم گردند لذا از فرمان فرعون پیروى کردند (فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ).
اما فرمان فرعون، هرگز ضامن سعادت آنها و مایه رشد و نجات نبود (وَ ما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشید).
البته، این موفقیت براى فرعون به سادگى به دست نیامد، او از هر گونه نیرنگ، توطئه و نیروئى براى پیشرفت اهداف خود، و شوراندن مردم بر ضد موسى(علیه السلام) استفاده مى کرد، و در این راه، حتى هیچ نکته روانى را از نظر دور نمى داشت.
گاهى مى گفت: موسى مى خواهد سرزمین هاى شما را بگیرد، و شما را که صاحبان اصلى آنها هستید بیرون کند (یُریدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُم).
گاهى احساس مذهبى قوم خود را تحریک مى کرد، و مى گفت: من از این مرد مى ترسم که آئین شما را دگرگون سازد (إِنِّی أَخافُ أَنْ یُبَدِّلَ دینَکُمْ).
گاه مى گفت: من از این مى ترسم، او سرزمین شما را به فساد بکشد (أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الأَرْضِ الْفَسادَ).
گاهى به موسى تهمت مى زد.
زمانى تهدید مى کرد.
بار دیگر قدرت و شوکت خود را به رخ مردم مصر مى کشید.
و زمانى ادعاى رهبرى داهیانه اى که ضامن خیر و صلاحشان است داشت.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۹۸
نام سوره: هود
شماره آیه:《۹۸》
يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ ۖ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ
روز قیامت، او در پیشاپیش قومش خواهد بود. و (به جاى چشمه هاى زلال بهشت) آنها را وارد آتش مى کند. و چه بد آبشخورى است (آتش). که بر آن وارد میشوند!
#تفسیر_آیه
و از آنجا که روز رستاخیز، هر قوم و ملت و گروهى، با رهبر خویش وارد محشر مى شوند، و پیشوایان این جهان، پیشوایان آن جهانند، مى فرماید: فرعون نیز که رهبر گمراهان عصر خود بود، در پیشاپیش قومش وارد صحنه قیامت مى شود (یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ).
اما به جاى این که، این پیشوا پیروان خود را در آن گرماى سوزان به سوى چشمه گوارائى از آب زلال ببرد آنها را به آتش دوزخ وارد مى سازد (فَأَوْرَدَهُمُ النّارَ).
و چقدر زشت و ناپسند است که، آتش، آبشخورگاه انسان باشد که بر آن وارد گردد (وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ).
همان چیزى که به جاى تسکین عطش، تمام وجود انسان را مى سوزاند، و در عوض سیراب کردن بر تشنگیش مى افزاید.
باید توجه داشت که، ورود در اصل به معنى حرکت به طرف آب، و نزدیک شدن به آن است، ولى بعداً، به هر نوع داخل شدن بر چیزى کلمه ورود اطلاق شده است.
وِرد (بر وزن ذِکْر) به معنى آبى است که انسان بر آن وارد مى شود، و به معنى ورود بر آب نیز آمده است.
و مَوْرُود به معنى آبى است که بر آن وارد مى شوند (اسم مفعول است).
بنابراین، معنى جمله وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ چنین مى شود: آتش، بد آبشخورگاهى است که بر آن وارد مى شوند .
ذکر این نکته نیز لازم به نظر مى رسد که، جهان پس از مرگ ـ همان گونه که قبلاً هم اشاره کرده ایم ـ عالمى است که اعمال و افعال ما در این دنیا در مقیاس وسیعى در آنجا مجسم مى شود، خوشبختى ها و بدبختى هاى آن جهان پرتوى است از کارهاى ما در این جهان، آنها که در اینجا رهبران بهشتیان بودند، در آنجا نیز گروه ها را به سوى بهشت و سعادت مى برند، و آنها که رهبر ستمگران، گمراهان و دوزخیان بودند، در آنجا نیز پیروان خود را به سوى جهنم مى برند، و خود جلودار آنها هستند!.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۹۹
نام سوره: هود
شماره آیه:《۹۹》
وَ أُتْبِعُوا فی هذِهِ لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ
آنان در این جهان و روز قیامت، لعنتى به دنبال دارند; و چه بد عطائى است (لعن و دورى از رحمت خدا)، که نصیب آنان مى شود!
#تفسیر_آیه
این آیه مى گوید: آنها در این جهان از رحمت خدا دور، و به مجازات و کیفرهاى سخت او گرفتار شدند، و در میان امواج خروشان غرق گردیدند و در روز رستاخیز نیز از رحمت خدا دور خواهند بود (وَ أُتْبِعُوا فی هذِهِ لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ).
نام ننگین آنها، همیشه در صفحات تاریخ به عنوان یک قوم گمراه و جبار ثبت مى گردد، بنابراین، هم در این دنیا خسارت کردند و هم در جهان دیگر.
و آتش دوزخ چه بد عطائى است که به آنها داده شده است (بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ).
رِفْد در اصل به معنى کمک کردن به انجام کارى است، حتى اگر چیزى را تکیه به چیز دیگرى بدهند، از آن تعبیر به رِفْد مى کنند، ولى کم کم این کلمه بر عطا و بخشش اطلاق شده; چرا که کمکى است از ناحیه عطا کننده به شخص عطا شونده.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۱۰۰
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۰》
ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصیدٌ
این از اخبار شهرها و آبادى هاست که ما براى تو بازگو مى کنیم; که بعضى (هنوز) بر پا هستند، و بعضى درو شده اند (و از میان رفته اند)!
#تفسیر_آیه
در آیات این سوره، سرگذشت هفت قوم از اقوام پیشین و گوشه اى از تاریخ پیامبرانشان بیان شد، که هر کدام قسمت قابل توجهى از زوایاى زندگى پرماجراى انسان را روشن مى ساخت، و هر یک درس هاى عبرت فراوانى در برداشت.
در اینجا، به تمام آن داستان ها اشاره کرده، به صورت یک جمع بندى مى فرماید:
این ماجراها گوشه اى از اخبار شهرها و آبادى ها است، که ما داستانش را براى تو بازگو مى کنیم (ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَیْکَ).
همان شهرها و آبادى هائى که قسمتى از آن هنوز بر پاست، و قسمتى همچون کشتزار درو شده به کلى ویران گشته است (مِنْها قائِمٌ وَ حَصیدٌ).
قائِم اشاره به شهرها و آبادى هائى است که، از اقوام پیشین بر پا مانده اند، مانند سرزمین مصر که جایگاه فرعونیان بود، و پس از غرق شدن این گروه ظالم و ستمگر، همچنان بر جاى ماند، باغ هایش و کشتزارهایش و بسیارى از عمارت هاى خیره کننده اش.
حَصِید به معنى درو شده، اشاره به سرزمین هائى همچون سرزمین قوم نوح و لوط که یکى در زیر آب غرق شد و دیگرى زیر و رو و سنگباران گردید.
✍تهیه و تنظیم :عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۱۰۱
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۱》
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ شَیْء لَمّا جاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ ما زادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبیب
ما به آنها ستم نکردیم; بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم روا داشتند! و هنگامى که فرمان مجازات الهى فرا رسید، معبودانى را که غیر از خدا مى خواندند، آنها را یارى نکردند; و جز بر هلاکت آنان نیفزودند!
#تفسیر_آیه
اما گمان مبر که ما به آنها ستم کردیم، آنها خودشان به خویشتن ظلم کردند (وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ).
آنها به بت ها و خدایان دروغینشان پناه بردند، اما خدایانشان را که به جاى اللّه مى خواندند، هیچ مشکلى را در برابر فرمان پروردگار از آنها نگشودند (فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ شَیْء لَمّا جاءَ أَمْرُ رَبِّکَ).
آرى این خدایان قلابى جز ضرر و زیان و هلاکت و بدبختى، بر آنها نیفزودند (وَ ما زادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبیب).
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۱۰۳
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۳》
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الْآخِرَةِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَ ذَٰلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ
در این (سرگذشت پیشینیان)، نشانه اى است براى کسى که از عذاب آخرت مى ترسد. همان روزى که مردم در آن جمع آورى مى شوند، و روزى که همه آن را مشاهده مى کنند.
#تفسیر_آیه
و از آنجا که، مجازات ظالمان و ستمگران یک قانون کلى و عمومى است، بلا فاصله مى فرماید: در این سرگذشت هاى عبرت انگیز و حوادث شوم و دردناکى که بر گذشتگان گذشت، علامت و نشانه اى است براى یافتن راه حق، براى کسانى که از عذاب آخرت مى ترسند (إِنَّ فی ذلِکَ لاَ یَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الآْخِرَةِ).
چرا که دنیا در برابر سراى دیگر، همه چیزش کوچک و ناچیز است، حتى مجازات ها و عذاب هایش و جهان دیگر از هر نظر وسیعتر مى باشد، و آنها که ایمان به رستاخیز دارند، با دیدن هر یک از این نمونه ها در دنیا تکان مى خورند و عبرت مى گیرند، و راه خود را باز مى یابند.
در پایان آیه، اشاره به دو وصف از اوصاف روز قیامت کرده، مى گوید: آن روزى است که همه مردم براى آن جمع مى شوند (ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّاسُ).
و آن روزى است که مشهود همگان است (وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ).
اشاره به این که، همان گونه که قوانین و سنن الهى در این جهان عمومى است، اجتماع مردم در آن دادگاه نیز عمومى، و حتى در یک زمان خواهد بود، روزى است آشکار براى همه، آن چنان که تمام انسان ها در آن حاضر مى شوند و آن را مى بینند.
جالب این که، مى فرماید: یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّاسُ و نمى گوید فِیْهِ النّاس این تعبیر، اشاره به آن است که رستاخیز تنها ظرف اجتماع مردم نیست، بلکه یک هدف و یک مقصد است که انسان ها در مسیر تکاملى خود به سوى آن پیش مى روند.
در سوره تغابن آیه ۹ نیز مى خوانیم: یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِکَ یَوْمُ التَّغابُنِ: در آن روز که روز جمع و اجتماع است، همه شما را گردآورى مى کند و آن روزى است که همه احساس غبن مى کنند !.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۱۰۴
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۴》
وَ مَا نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَّعْدُودٍ
و ما آن (مجازات) را، جز تا زمان محدودى، تأخیر نمى اندازیم!
#تفسیر_آیه
و از آنجا که، ممکن است بعضى بگویند: سخن از آن روز، نسیه است و معلوم نیست کى فرا مى رسد، لذا قرآن بلافاصله مى گوید: ما آن روز را فقط تا زمان محدودى تأخیر مى اندازیم (وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلاّ لاَِجَل مَعْدُود).
آن هم، براى مصلحتى که روشن است، تا مردم جهان میدان هاى آزمایش و پرورش را ببینند.
و آخرین برنامه انبیاء پیاده شود.
و آخرین حلقه سلسله تکامل، که این جهان استعداد آن را دارد ظاهر گردد، و بعد پایان اعلام شود.
تعبیر به مَعْدُود (شمرده شده)، اشاره به نزدیکى رستاخیز است; زیرا هر چیزى که قابل شمارش باشد، و تحت عدد واقع شود، محدود و نزدیک است.
خلاصه، تأخیر آن روز هرگز نباید ظالمان را مغرور کند; چرا که قیامت گر چه دیر آید بیاید و حتى تعبیر به دیر آمدن هم درباره آن صحیح نیست!.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۱۰۵
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۵》
يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ
آن روز که (قیامت و زمان مجازات) فرارسد،هیچ کس جز به اجازه او سخن نمى گوید. گروهى از آنها بدبختند و گروهى سعادتمند.
#تفسیر_آیه
سعادت و شقاوت
در آیات گذشته، اشاره اى به مسأله قیامت و اجتماع همه مردم در آن دادگاه بزرگ شده بود.
در آیات مورد بحث، گوشه اى از سرنوشت مردم را در آن روز بیان مى کند، نخست مى گوید:
هنگامى که آن روز فرا رسد، هیچ کس جز به اراده پروردگار سخن نمى گوید (یَوْمَ یَأْتِ لاتَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاّ بِإِذْنِهِ).
گاه چنین تصور مى شود، این آیه که دلیل بر سخن گفتن مردم در آن روز به اجازه پروردگار است، با آیاتى که مطلقاً نفى تکلم مى کند منافات دارد، مانند آیه ۶۵ سوره یس : الیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ:
امروز بر دهان آنها مهر مى نهیم، و به جاى آن دست هایشان با ما سخن مى گویند، و پاهایشان به کارهائى که انجام داده اند گواهى مى دهند .
و آیه ۳۵ سوره مرسلات مى خوانیم: هذا یَوْمُ لایَنْطِقُونَ: امروز روزى است که آنها سخن نمى گویند .
به همین دلیل، بعضى از مفسران بزرگ معتقدند: اصولاً در آن روز سخن گفتن مفهومى ندارد; چرا که سخن گفتن وسیله اى است براى کشف باطن و درون اشخاص، و اگر ما حسى داشتیم که از افکار هر کس مى توانستیم به وسیله آن آگاه شویم، هیچ گاه نیازى به تکلم نبود.
بنابراین، در قیامت که کشف اسرار مى شود، و همه چیز به حالت بروز و ظهور در مى آید، اصولاً تکلم معنى ندارد.
به بیانى دیگر: سراى آخرت سراى پاداش است، نه دار عمل، و به همین دلیل، در آنجا خبرى از اختیار انسانى و سخن گفتن به میل و اراده خویشتن نیست، بلکه در آنجا تنها انسان است و اعمالش و آنچه به آن مربوط است.
بر این اساس، اگر سخن هم بگوید، همچون سخنان دنیا که از اختیار و اراده، براى کشف اسرار درون سرچشمه مى گیرد، نیست، هر چه بگوید، یک نوع انعکاس و بازتاب اعمال اوست، اعمالى که در آنجا ظاهر و آشکار است.
روى این اصل، سخن گفتن در آن روز، همانند تکلّم در دنیا نیست، که انسان بتواند به میل خود راست بگوید، یا دروغ.
به هر حال، آن روز، روز کشف حقائق اشیاء و باز گشت غیب به شهود است، و شباهتى با این جهان ندارد.
ولى، این برداشت از آیه فوق، با ظاهر آیات دیگر قرآن چندان سازگار نیست; چرا که قرآن گفتگوهاى زیادى از مؤمنان و مجرمان، پیشوایان و جباران و پیروان آنها، همچنین شیطان و فریب خوردگانش، و دوزخیان و بهشتیان نقل مى کند، که نشان دهنده وجود سخنانى همانند سخنان این جهان است.
حتى، از بعضى از آیات قرآن استفاده مى شود که: پاره اى از گناهکاران در برابر بعضى از سئوالات دروغ هم مى گویند، مثلاً در سوره انعام آیات ۲۲ ـ ۲۴ مى خوانیم:
وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکاؤُکُمُ الَّذینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ * ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا وَ اللّهِ رَبِّنا ما کُنّا مُشْرِکینَ * انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ
آن روز که همه آنها را محشور مى کنیم، به مشرکان مى گوئیم معبودهائى را که شریک خدا مى دانستید کجا هستند؟ * پاسخ و عذر آنها جز این نیست که مى گویند: به خدائى که پروردگار ماست سوگند، که ما مشرک نبودیم * ببین چگونه به خودشان نیز دروغ مى گویند، و آنچه را به دروغ شریک خدا مى پنداشتند از دست مى دهند .
بنابراین، بهتر آن است که در پاسخ سئوال مربوط به تناقض ظاهرى آیات مربوط به تکلم، همان جوابى را بگوئیم که بسیارى از مفسران گفته اند و آن این که:
مردم در آن روز مراحل مختلفى را مى پیمایند، که هر مرحله ویژگى هائى دارد، در پاره اى از مراحل، هیچ گونه پرسش و سئوالى از آنها نمى شود و حتى مهر بر دهانشان مى نهند، فقط اعضاى پیکرشان که آثار اعمال را در خود حفظ کرده اند، با زبان بى زبانى سخن مى گویند.
اما در مراحل دیگر، قفل از زبانشان برداشته مى شود و به اذن خداوند به سخن مى آیند، به گناهان خود اعتراف مى کنند، و خطاکاران یکدیگر را ملامت مى نمایند.
بلکه سعى دارند گناه خویش را بر گردن دیگرى نهند!.
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۱۰۶ و ۱۰۷
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۶》
فَأَمَّا الَّذینَ شَقُوا فَفِی النّارِ لَهُمْ فیها زَفیرٌ وَ شَهیقٌ
اما آنها که بدبخت شدند، در آتشند و براى آنان در آنجا، زفیر و شهیق (ناله هاى طولانى دم و بازدم) است.
#تفسیر_آیه
در این آیه ، حالات شقاوتمندان و سعادتمندان را در عبارات فشرده و گویائى چنین شرح مى دهد:
اما آنها که شقاوتمند شدند، در آتش دوزخ زفیر و شهیق دارند، و ناله و نعره و فریاد سر مى دهند (فَأَمَّا الَّذینَ شَقُوا فَفِی النّارِ لَهُمْ فیها زَفیرٌ وَ شَهیقٌ)
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۷》
خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ إِنَّ رَبَّکَ فَعّالٌ لِما یُریدُ
جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمان ها و زمین بر پاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مى دهد!
#تفسیر_آیه
در این آیه اضافه مى کند: آنها جاودانه تا زمانى که آسمان ها و زمین بر پاست در آتش خواهند ماند (خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الأَرْضُ).
مگر آنچه پروردگارت اراده کند (إِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ).
چرا که خداوند هر کارى را اراده کند انجام مى دهد (إِنَّ رَبَّکَ فَعّالٌ لِما یُریدُ).
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۱۰۸ و ۱۰۹
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۸》
وَ أَمَّا الَّذینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّةِ خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذ
اما آنها که خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمان ها و زمین بر پاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! بخششى است قطع نشدنى!
#تفسیر_آیه
و اما آنها که سعادتمند شدند در بهشت جاودانه خواهند ماند، تا آسمان ها و زمین برپاست (وَ أَمَّا الَّذینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّةِ خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الأَرْضُ).
مگر آنچه پروردگار تو اراده کند (إِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ).
این بخشش و عطیه اى است که هرگز از آنان قطع نمى شود (عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذ).
نام سوره: هود
شماره آیه:《۱۰۹》
فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَٰؤُلَاءِ ۚ مَا يَعْبُدُونَ إِلَّا كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ ۚ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ
پس تردیدى در (باطل بودن) معبودهایى که آنها مى پرستند، به خود راه مده. آنها همان گونه این معبودها را پرستش مى کنند که پدرانشان قبلاًمى پرستیدند. و ما نصیبشان را بى کم و کاست به آنان خواهیم داد.
#تفسیر_آیه
استقامت کن، استقامت!
این آیات، در حقیقت به عنوان دلدارى و تسلى خاطر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، و بیان وظیفه و مسئولیت او نازل شده است، و در واقع یکى از نتایج مهمى که از شرح داستان هاى اقوام پیشین گرفته مى شود، همین است که پیامبر و به دنبال او مؤمنان راستین از انبوه دشمنان نهراسند، و در شکست قوم بت پرست و ستمگرى که با آن روبرو هستند، شک و تردیدى به خود راه ندهند و به امدادهاى الهى مطمئن باشند.
لذا، در نخستین آیه مى فرماید: شک و تردیدى در مورد چیزى که اینها پرستش مى کنند به خود راه مده، که اینها هم از همان راهى مى روند که گروهى از پیشینیان رفتند، و پرستش نمى کنند مگر همان گونه که نیاکانشان از قبل پرستیدند، بنابراین، سرنوشتى بهتر از آنان نخواهند داشت (فَلا تَکُ فی مِرْیَة مِمّا یَعْبُدُ هؤُلاءِ ما یَعْبُدُونَ إِلاّ کَما یَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ).
و لذا بلا فاصله مى گوید: ما حتماً نصیب و سهم آنها را بدون کم و کاست از مجازات و عذاب خواهیم داد و چنان چه به راه حق باز گردند، نصیب آنها از پاداش ما محفوظ است (وَ إِنّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصیبَهُمْ غَیْرَ مَنْقُوص).
با این که، جمله مُوَفُّوهُم خود به معنى اداى کامل حق است، ذکر کلمه غَیْرَ مَنْقُوص (بى کم و کاست) براى تأکید بیشتر روى این مسأله است.
در حقیقت، این آیه، این واقعیت را مجسم مى کند که آنچه از سرگذشت اقوام پیشین خواندیم، اسطوره و افسانه نبود، و نیز اختصاصى به گذشتگان نداشت، سنتى است ابدى و جاودانى، درباره تمام انسان هاى دیروز و امروز و فردا.
منتها، این مجازات ها در بسیارى از اقوام گذشته به صورت بلاهاى هولناک و عظیم صورت گرفت، اما در مورد دشمنان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) شکل دیگرى پیدا کرد، و آن این که خدا آن قدر قدرت و نیرو به پیامبرش داد، که توانست به وسیله گروه مؤمنان، دشمنان لجوج و بى رحم را که به هیچ صراطى مستقیم نبودند، در هم بشکند.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قران_جلسه_۱۱۰ و ۱۱۱
نام سوره: هود
شماره آیه:
《۱۱۰》 وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ۚ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ما به موسى کتاب آسمانى دادیم. سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر فرمان پیشین خدا (در زمینهٔ آزمایش و اتمام حجت بر آنها ) نبود، در میان آنان داوری میشد. و آنها (هنوز )در شک اند، شکی آمیخته به بدگمانی. #تفسیر_آیه در این آیه باز، براى تسلى خاطر پیامبر(صلى الله علیه وآله) اضافه مى کند: اگر قوم تو درباره کتاب آسمانیت یعنى قرآن، اختلاف و بهانه جوئى مى کنند، ناراحت نباش; زیرا ما به موسى کتاب آسمانى (تورات) را دادیم و در آن اختلاف کردند، بعضى پذیرفتند و بعضى منکر شدند (وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ). و اگر مى بینى در مجازات دشمنان تو تعجیل نمى کنیم، به خاطر این است که: مصالحى از نظر تعلیم، تربیت و هدایت این قوم، چنین ایجاب مى کند، و اگر این مصالح نبود، و برنامه اى که پروردگار تو، از قبل در این زمینه مقرر فرموده ایجاب تأخیر نمى کرد، در میان آنها داورى لازم مى شد، و مجازات دامانشان را مى گرفت (وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ). هر چند آنها این حقیقت را هنوز باور نکرده، و همچنان نسبت به آن در شک و تردیدند، شکى آمیخته با سوء ظن و بدبینى (وَ إِنَّهُمْ لَفی شَکّ مِنْهُ مُریب). مُرِیب از ماده ریب ، به معنى شکى است که آمیخته با بدبینى و سوء ظن و قرائن خلاف باشد. بنابراین، مفهوم این کلمه این مى شود که بت پرستان نه تنها در مسأله حقانیت قرآن، و یا نزول عذاب بر تبهکاران تردید داشتند، بلکه مدعى بودند ما قرائن خلافى نیز در دست داریم. راغب در کتاب مفردات ، ریب را به شکى معنى مى کند که بعداً پرده از روى آن برداشته شود، و به یقین گراید. بنابراین، مفهوم آیه چنین مى شود: به زودى پرده از روى حقانیت دعوت تو و همچنین مجازات تبهکاران برداشته مى شود، و حقیقت امر ظاهر مى گردد. نام سوره: هود شماره آیه:《۱۱۱》 وَ إِنَّ كُلًّا لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ ۚ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و پروردگارت اعمال هر یک را بى کم و کاست به آنها خواهدداد؛ او به آنچه عمل مى کنند آگاه است. #تفسیر_آیه براى تأکید بیشتر، اضافه مى کند: پروردگار تو اعمال هر یک از این دو گروه (مؤمنان و کافران) را بى کم و کاست به آنها تحویل خواهد داد (وَ إِنَّ کُلاًّ لَمّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمالَهُمْ). و این کار، هیچ گونه مشکل و مشقتى براى خداوند ندارد; زیرا او به همه چیز آگاه است، و از هر کارى که انجام مى دهند با خبر مى باشد (إِنَّهُ بِما یَعْمَلُونَ خَبیرٌ). جالب این که، مى گوید: اعمالشان را به آنها مى دهیم، و این اشاره دیگرى بر مسأله تجسم اعمال است، و این که پاداش و کیفر در حقیقت اعمال خود انسان است که تغییر شکل مى یابد، و به او مى رسد. ✍تهیه و تنظیم : عاشوری