♦️برای دیدن پدر و مادر میرفتم؛ بین راه نیت کردم برای خشنودی قلب امام زمان عجلاللهتعالی فرجه الشریف دست پدر و مادرم را ببوسم.
♦️تپش قلب گرفتم، رسیدم و خم شدم و دست مادرم را بوسیدم. دست پدر را هم بوسیدم... چقدر گستاخانه منتظر پاداش الهی بودم. شب در عالم خواب رویایی دیدم...
♦️آنچه در ذهنم ماند پیراهن مشکی نوکریام بود که مادرم در عالم خواب به من گفت: ان شاءالله شهید شدی این پیراهن را برایم میآورند. من هم گفتم ان شاءالله.
(📚 دست نوشته شهید محسن حججی یادگار ۱۳۹۵)
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_مدافع_حرم_محسن_حججی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
♦️كلهاش داغ بود. چند وقتی بود که زده بود توی کار رباتیک و ورزش و ادبیات و سه چهار چیز دیگر. کلکسیونی از فعالیتهای مختلف و غیر مرتبط به هم. آن موقع من مسئول انتشارات عماد بودم.
♦️با جمعی رفته بودیم دیدار حضرت آقا. آنجا من گزارشی از فعالیتهای مؤسسه شهید کاظمی دادم، به آقا گفتم: ما جاهای زیادی در سراسر کشور نمایشگاه کتاب زدهایم، توی دبیرستان ها مصلاهای نماز جمعه، گلزارهای شهدا و جاهای دیگر، مردم هم خیلی خوب استقبال کرده اند و بسیار کتاب خریده اند.»
♦️آقا خیلی خوشش آمد. کلی تعریف کرد از این کار حتی توی آن جلسه گفت که بقیه ناشرها هم از این کارها بکنند. وقتی آمدم نجف آباد، بچه های مؤسسه را جمع کردم و بهشان گفتم که آقا این حرفها را زده.
♦️محسن تا صحبت هایم را شنید همانجا پا شد و رو کرد به بچه ها و گفت: «آقا من دیگه نه کلاس رباتیک میرم و نه کلاس ورزش و نه هیچ چیز دیگه میخوام برم تو کار کتاب. میخوام همه وقتم رو بذارم برا اون.» مکثی کرد و بعد خیلی معنادار گفت: «آقا گفته!»
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_مدافع_حرم_محسن_حججی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
«باران شدت گرفته بود
بیرون از سنگر را نگاه میکردم،
ناگهان چیزی در میان باران
توجه مرا به خودش جلب کرد.
دقت که کردم دیـدم
یک نفر درحال نماز خواندن است!
زیر باران ؟!!!
با دقت بیشتری که نگاه کردم
از تعجب دهانم باز مانده بود
مصطفی بود ...!
که زیر باران داشت نماز میخواند!
بعدها ازش پرسیدم
که چرا زیر باران نماز میخواندی؟!
گفت:
میخوام خودم را،
برای خدا لوس کنم ..»
🌷«شهید مصطفی رحمانی»
از رزمندگان اطلاعات عملیات لشکر۲۱
امام رضا(علیهالسلام) در ۲۵ مرداد ۱۳۴۳ در بجنورد
متولد شد و سرانجام در ۱۹ دی ۱۳۶۵ در
خرمشهر به فیض شهادت نائل آمد.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_مصطفی_رحمانی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
♦️یک بار وارد مسجد شدم میخواستم به دستشویی بروم. چون دیدم چاه دستشویی گرفته، تصمیم گرفتم برای نماز به خانه بروم که ابراهیم وارد شد. وقتی ماجرا را فهمید آستینش را بالا زد و درب سرویس بهداشتی مسجد را بست.
♦️بعد از ربع ساعت بیرون آمد. بعد دیدیم که توی این ربع ساعت چاه را باز کرده و همه جا را تمیز شسته و... بعد هم مشغول شستن دستان خودش شد. ابراهیم برای رضای خدا نفس خودش را میشکست. هیچگاه در این موارد برای خودش شخصیتی قائل نبود.
📚 برگرفته ازکتاب: سلام بر ابراهیم ۲
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_ابراهیم_هادی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
♦️آخرین سفری که خانوادگی به مشهد مقدس داشتیم، تقریباًدو ماه قبل شهادتش بود که تا روز تاسوعا مشهد بودیم و قرار بود روز عاشورا برگردیم
♦️شب آخر که برای خداحافظی رفته بودیم، جای همیشگی آرمان "صحن گوهرشاد" را انتخاب کردیم و تا اذان صبح همانجا نشستیم.
♦️ آن شب آرمان با پدر و محمد امین و داییاش در مراسم عزاداری و دستههای سینهزنی و مداحی حاضر بودند.
♦️وقتی زیارت همه تمام شد، در مسیر برگشت مدام آرمان را میدیدم که هر چند قدمی که بر میدارد به رسم ادب مدام برمیگردد و رو به گنبد با امام رضا(علیهالسلام) نجوا و دعا میکند و اشک میریزد...
♦️ این کار را تا هنگامی که دیگر از حرم دور شده بودیم و گنبد معلوم نبود، ادامه داد؛ باز اشک میریخت و دعا میکرد...
♦️ من هم که همچنان چشمم به آرمان بود که چرا اینطور بیتابی میکند، رو کرد به من و گفت: مامان! میدونی سختی زیارت امام رضا (علیهالسلام)چیه؟ گفتم: چی؟
♦️گفت: اینکه هرچه که ذوق زیارت داری و خوشحالی که به حرم مشرف شدی، موقع برگشت و خداحافظی از این اماکن متبرک، همونقدر سخت و دلتنگ میشی...
♦️من هیچوقت آن صحنهی زیارت و خداحافظی و اشک او را که مدام جلوی چشمانم هست را از خاطر نمیبرم و نمیدانم آرمان در آن زیارت از امام رضا(علیهالسلام) چه خواست و چه راز و نیازی در آن شب داشت که دو ماه بعد شهادت روزیش شد...
✍ راوی: مادر شهید
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_آرمان_علی_وردی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
یک روز آقای اندرزگو را در بازار «سرشور» مشهد دیدم که با یک موتور گازی میآمد. موتور را که نگهداشت، دیدم چند خروس در عقب موتور خود دارد. از او دربارهٔ خروسها پرسیدم، جواب داد که این خروسها استثناییاند و تخم میگذارند!
زنبیل را که کنار زدم، دیدم زیر پای خروسها پر از نارنجک و اسلحه است.
✍ راوی:رهبر معظم انقلاب(به نقل از فرزند شهید اندرزگو)
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#حجتالاسلام_شهید_سید_علی_اندرزگو
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
بعد از عملیات خیبر، فرماندهان را بردند زیارت امام رضا (علیهالسلام).
وقتی مهدی باکری برگشت برایم سوغاتی جانماز و دو حبه قند و نمک تبرکی آورده بود. نمکش را همان روز زدیم به آبگوشت ناهارمان.
مهدی حال همیشگی را نداشت. گفتم: «تو از ضامن آهو چه خواستهای که این چنین شدهای؟ نابودی کفار؟ پیروزی رزمندگان؟ سلامتی امام؟». چیزی نمیگفت. به جان امام (ره) که قسمش دادم، گفت: «فقط یک چیز...»، گفتم: «چه؟»، گفت: «دیگر نمیتوانم بمانم. باور کن. همین را به امام رضا (علیهالسلام) گفتم. گفتم واسطه شو این عملیات، آخرین عملیات مهدی باشد».
عجیب بود. قبلا هر وقت حرف از شهادت میشد، میگفت که برای چه شهید شویم؟ شهادت خوب است؛ اما دعا کنید پیروز شویم. صرف اینکه دعا کنیم تا شهید شویم یعنی چه؟ اما دیگر انقطاعی شده بود. امام رضا (علیهالسلام) هم خیلی معطلش نکرد و بدر شد آخرین عملیاتش.
✍ راوی:مصطفی مولوی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#سردار_شهید_مهدی_باکری
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
وقتی پیکر بیسر اَحد را آوردند
همه اشک می ریختند ؛
امّا مادر احد نقل میپاشید
و زینب وار دعا میکرد :
خدایا ، این قربانی را قبول کن
این شهیدِ حسین (علیهالسلام) است...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهیداحدمقیمی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
مهران به روح الله گفت:
این تقوا که میگن دقیقا یعنی چی؟
روح الله گفت: چیزی که من از تقوا میدونم یعنی: [ ایمان مستمر،عمل مکرر ]
آدم با یه شب دو شب به جایی نمیرسه .
باید ایمانت دائم باشه و عملت مداوم .
اینکه یه شب بری هیئت و کلی گریه کنی ،
بعدش انتظار داشته باشی نفس مسیحایی پیداکنی،اینجوری نیست . . .
دوروز بعد میبینی تو منجلاب دنیا گرفتار شدی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_مدافع_حرم_روح_الله_قربانی
شما را چه شده است که همدیگر را یاری نمیکنید؟!!!
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
♦️حال معنوی عجیبی داشت. بهم گفت: «از امام رضا فقط یه چیزی رو خواستم اونهم اینکه تو راه امام حسین و مثل امام حسین شهید بشم.»
♦️بهش گفتم محسن خیلی سخته آدم مثل امام حسین شهید بشه خیلی زجرآوره!» گفت: «به خودِ امام رضا قسم که من حاضرم، خیلی لذت داره.»
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_مدافع_حرم_محسن_حججی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
میگفت:
مطمئن باش
هیچ چیزی مثل
برخوردِ خوب
روی آدم ها تٵثیر ندارد.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهیدابراهیمهادی
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯
فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم عبدالله باقری:
میان پیرهن دلبرم مرا دفن کنید
که بهترین کفن یک شهید لباس عزاداری اوست.
برایم شب هفت و چهلم نگیرید
و هزینه اش را به فقرا بدهید...
پیراهنی که با آن برای امام حسین (علیه السلام) عزاداری کرده ام را روی پیکرم داخل قبر بگذارید.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهید_مدافع_حرم_عبدالله_باقری
🕊⃟🇮🇷@baradar_shahidam •••❥⊰🥀↯