eitaa logo
باران باش | قاضی‌ عسگر 🇮🇷
4.7هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
891 ویدیو
17 فایل
لیلاسادات قاضی‌عسگر هستم✋🏼 کارشناس‌ارشد روانشناسی‌تربیتی و طلبه قراره اینجا کنار هم رشد کنیم🌱 #کتابخوانی من‌دیگرماهارو داریم📚 و کلی مطلب مفید دیگه🚀 من اینجام: @leila_ghazi آدینه گالری @adine_gallery لینک ناشناس https://daigo.ir/secret/81275568965
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 امام رضا جانمون یه حدیث زیبا و راهگشا دارند، توی این حدیث ده تا ویژگی بیان می‌کنند و می‌فرمایند هر مسلمانی این ده ویژگی رو نداشته باشه عقلش تمام نمیشه، یعنی عقلش ناقصه 🙈 حالا دوتا از این ویژگی‌ها رو می‌خوام امروز بگم و در موردش باهم حرف بزنیم: يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ ✓ خير اندک ديگران را زیاد حساب می‌کنه. ✓ خير بسيار خودش را اندک حساب می‌کنه. 🌧 @baran_bash
‼️این یه قانون اساسیه برای داشـتن زندگی سالـم همه جا باید این قانون حکمفرما باشه تــوی خانواده توی محل کار تــوی جامعــه و... ❗سعی کن❗️ خیری که خودت می‌رسونی به چشمت نیاد. اما خیری که بقیه بهت می‌رسونن خیلی به چشمت بزرگ بیاد. حالا بگید ببینم... ما این طوری هستیم یا دقیقا برعکس این مدل عمل می‌کنیم؟ 🙄🤔 🌧 @baran_bash
توی اکثر خانواده ها می‌بینیم که حرف اعضای خانواده اینه: ✓ همه کارا رو دوش منه ✓ همسرم کارهای منو نمی‌بینه ✓ مگه اون چکار می‌کنه تو زندگی ✓ کی این کارایی که من می‌کنم برای بچه‌هاش می‌کنه؟ ✓ مگه مامان و بابام برای من چکار کردن ✓ این کارا رو همه پدر و مادرا انجام میدن و.... این مکالمه‌ها به نظر شما آشنا نیست؟ 🥲 به نظرتون این طرز فکر دقیقا برعکس اونی نیست که امام رضا جانمون از ما خواستند؟ 😥 هـــر کسی کلاه خــــودشـــو قاضی کنه و به ایـــن ســـوال، صادقانه جـــواب بـــده: من چقدر با یک آدم عاقل فاصله دارم؟ 🌧 @baran_bash
‼️حالا چرا پایین این بحث خانوادگی هشتک می‌زنم؟‼️ برای اینکه حواســمون رو به روابط اعضای خانواده بزرگتری که توش زندگی می‌کنیم هم جمع کنیم... 😉 توی جامعه هم ما باید کارهای دیگران رو بزرگ ببینیم... 🤗 🔹وقتی یه تروریستِ مســلحِ آموزش دیده اومده جایی که مردم عادی حضور داشتند و یک تـرور نامـوفــق یا به اصــطلاح داشته... ❌نشینیم بگیم پس این نیروهای امنیتی چکار می‌کنن و... امنیت کشورمون رو ببینیم و سپاسگذار این امنیت باشیم، به جای اینکه همـیشـه غر غر کنیم و شاکی باشیم...تحقیر کردن‌خودمون هیچ وقت نتیجه مطلوب نداره... اگر هـم کسی این وسط زحمات نیـروهای امنیتی که توی این مدت این همه شهید دادند رو نمی‌بینه ما بهشون گوشزد کنیم. 🌧 @baran_bash
بررسی ضعف‌ها ✓ انتقــاد ســازنده ✓ مطالبه پیشرفت هرچه بیشتر هم کارهای عاقلانه‌ای هست که باید انجام بشه... ولی من شخصا فکـر می‌کنم بیانش این زمان و توی این فضا درســت نیست، و باعث ناامیدی مردم میشه فقط... پس نقد هم اگه می‌کنیم عاقلانه و قدرشناسانه باشه لطفا 😉 ❌کارهای دشمن شادکن رو ترک کنیم❌ 🌧 @baran_bash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⛳️ ویژگی‌های بازی مفید تنوع اهمیت تنوع در بازی برای بچه‌ها رو توی تصویر بخونید 🤓 می‌تونید بازی‌های متنوع رو توی کتاب بخونید. 🌧 باران باش (تربیت فرزند) https://eitaa.com/joinchat/1422065903Cdac10fbf21
موزیکدلKarevanha Miravand Asheghan Ra Mibarand (1).mp3
زمان: حجم: 4.5M
کاروان‌ها کاروان‌ها می‌روند عاشقان را می‌بـــرند مقصــد ایـــن قافــله دشت عشقم کـربلا مداحی دلنشین 🥺 🌧 @baran_bash
حقّ كودک، مهربانى به او در آموزش و گذشت از وى و عيب‌پوشى و همراهى و يارى اوست. امام سجاد علیه السلام تحف العقول، ص ۲۷۰ 🌧 @baran_bash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام روزتون منور به نور اهلبیت ✨ شهید بیست و هشتم: هر سال با دوستانش برای شرکت در و زیارت آقا به کربلا می‌رفت. آخرین بار نذر کرد با پای پیاده برود تا شاید نذرش که شهادت باشد، پذیرفته شود. این سفر همان شد که او می‌خواست یک روز پس از بازگشت از کربلا تلفنش زنگ زد و چند دقیقه بعد با خوشحالی به نزدم آمد و گفت مامان کارم جور شده و باید ساکم را ببندم برای سفر به سوریه. اول رضایت ندادم اما با اصرار و پافشاری او قبول کردم. گفت مادر باید برویم و از حریم حرم مطهر اولاد پیامبر در برابر داعشیان بدصفت حفاظت کنیم. 🔹خاطره‌ای که شهیددر دفتر خاطراتش نوشته: در جلسه‌ای که با نیروهای حزب‌الله داشتیم، دور میزی بزرگ نشسته بودیم که ذوالفقار، مسئول و یکی از فرماندهان نیروهای حزب‌الله وارد شد. به من اشاره کرد و پرسید:‌ اسمت چیه؟‌ همه تعجب کرده بودند. من گفتم: کمیل. بعد چیزی به مترجم گفت که متوجه آن نشدم. مترجم رو به من گفت:‌ ایشون می‌گن تو شهید می‌شی! بعد به عکس‌هایی که روی دیوار اتاق بود اشاره کرد و گفت: من به همه اینا گفتم شهید می‌شن و شدن. من از خجالت سرم را پایین انداختم. بعد هم پرسید: توی تیم هجوم هستی؟ مترجم گفت: آره، از بچه‌های شناساییه. دوباره گفت: مطمئن باش در هجوم اول شهید می‌شی! با شنیدن این حرف‌ها دیگر دل توی دلم نبود. جلسه که تمام شد رفتم پیش ذوالفقار. به‌اش گفتم: اگه شهید نشم، میام پیشت و ازت شکایت می‌کنم و یقه‌ات رو می‌گیرم! مترجم که حرف‌هایم را برایش ترجمه کرد، خندید. گفت: من و تو هر دو شهید می‌شیم... 🌧 @baran_bash