eitaa logo
باران باش | قاضی‌ عسگر 🇮🇷
4.7هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
891 ویدیو
17 فایل
لیلاسادات قاضی‌عسگر هستم✋🏼 کارشناس‌ارشد روانشناسی‌تربیتی و طلبه قراره اینجا کنار هم رشد کنیم🌱 #کتابخوانی من‌دیگرماهارو داریم📚 و کلی مطلب مفید دیگه🚀 من اینجام: @leila_ghazi آدینه گالری @adine_gallery لینک ناشناس https://daigo.ir/secret/81275568965
مشاهده در ایتا
دانلود
روز بیست و یکم صد صلوات و یک زیارت عاشورا هدیه به شهید هادی ثنایی مقدم 📍شهیدی که عکسش در اتاق رهبر انقلاب است. آقا فرمود: «تصویر شهیدی در اتاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.» 🔰مادر شهید می‌گوید: روزی که می‌خواست عازم شود بعد از نهار بلافاصله از خانه بیرون رفت، من و برادرش به دنبال او رفتیم دیدیم رفت خانه یکی از دوستانش، وقتی که بیرون آمد اینقدر لباس پوشیده بود تا خودش را بزرگ نشان دهد نشناختمش، به طرف سپاه می‌رفت متوجه شدم که می‌خواهد به جبهه برود. بعد از 45 روز به مرخصی آمد، من برای ادامه تحصیل او را در کلاس دوم راهنمایی ثبت‌نام کردم تا به مدرسه برود. اما وقتی که کاروان محمد رسول‌الله(ص) از شهر چمخاله عازم جبهه بود، هادی آرام و قرار نداشت، آماده رفتن شد. بعد از عملیات همه بچه‌های همسایه که با او رفته بودند برگشتند اما خبری از هادی نشد. دوستانش گفتند؛ ماشین جا نداشت هادی نیامد. خیلی نگران بودم تا اینکه یکی از رزمندگان که در آن کاروان حضور داشت را به طور اتفاقی دیدم و به او گفتم اگر پسرم شهید شده به من بگوید طاقت شنیدنش را دارم، او به من گفت: هادی شهید شد و جنازه‌اش به همراه تعداد زیادی از شهدا به کنار جاده انتقال داده شد. آن روز هادی یک بارانی آبی به تن داشت و پارچه سفید به همراه چوبی در کنار او قرار داده شد تا آمبولانس‌ها راحت او را پیدا کنند و به عقب برگردانند. آنها از آن محل دور شدند، آمبولانس تعدادی از شهدا را به پشت خط آورد ولی خبری از جنازه هادی نبود. 🌧 @baran_bash
یه همسایه داشتیم عراقی بودن از اونایی که بعد از جنگ، خونه زندگی شونو از دست داده بودن و اومده بودن ایران تعریف میکرد که یه یخچال داشتیم که دیگه به درد نمی‌خورد، گذاشته بودیم دم در که رفتگر ببره یا حالا اگه کسی محتاجه یا هر چی... بعد جنگ میشه و اوضاع خراب میشه میرن یخچالشونو برمیدارن میارن خونه و میشه جهیزیه همین دوست ما 😁💍 🌧 @baran_bash
تعریف میکرد خواهرش که ازدواج می‌کنه انقدر وضع مالی شون بد بوده که تو یه اتاق زندگی میکردن، تو سرمای کرج بخاری نداشتن ولی یه سشوار داشتن (حالا نمیدونم به چه طریقی اون بهشون رسیده بوده) با سشوار خودشونو گرم میکردن اما حالا هم این خانم هم خواهرش وضعیت مالی خیلی خوبی دارن و برای ازدواج بچه‌هاشون احتمالا سختگیری می‌کنن 🤔 🌧 @baran_bash
📍می‌دونید حرفم چیه؟ حرفم اینه که تو شرایط سخت ما باید توقعمـــون رو تعـــدیل و کنترل کنیم نه اینکه ببریمـــش بالا... الان که هوا خیلی گرم شده، قاعدتا باید کولر و این چیزا بیشتر استفاده بشه دیگه، ولی به ما میگن تا می‌تونید کمتر برق مصرف کنید، به نیروگاه ها داره فشار میاد لامپهای اضافی رو خامــوش کنیــد تا میشه وسایل برقی مثل ماشین لباسشــویی و ظرفشـــویی استفاده نکنید،کولر رو یکم‌روشن کنید یکم خاموش کنید و.... توی تابستون هم که یادتونه؟ چرا؟ 🔻چون شرایط بحرانیه و ما باید درک و همدلی‌مــون رو ببریـــم بالا 🌧 @baran_bash
خب چرا برای شرایط بحرانی ای از جنــس بالا رفتن سن ازدواج‌و مشکلات اقتصادی موجود،ما درک‌‌و همدلی‌مون رو نمی‌بریم بالا؟ 😭 چرا مهریه رو نمیاریم پایین؟ بی‌خیال سرویس طلا نمی‌شیم؟ به جهیزیه ساده راضی نمی‌شیم؟ خونه اجاره‌ای یا طبقه‌ای از خونه والدین همسر چه ایرادی داره؟ شغل ثابت از کی یکی از شروط اصلی ازدواج شده؟ و.... 🌧 @baran_bash
🔻خودمون گناه داریم بچه‌هامون گناه دارن که بخاطر این فرعیات تو حســـرت تشکیـــل زنـدگی موندن و پدر و مادری که خودشون تو سن پایین ازدواج کردند و جوونشون‌رو درک نمی‌کنن گاهی اصــلا حاضر نیستند از این آرزوهای بچگانه بگذرن 😔 🔰 بیاین همین‌طور که تو فکر رفتن به برای هستیــــم، تو فکـــر تغییر و شبیه تر شدن به هم باشیم. 🌧 @baran_bash
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میشه غش نکرد برای اینهمه زیبایی و عشق؟ 😍🥺 🌧 @baran_bash
•خــدایا! مـرا پشت خـواستن آرزو‌های کوچــکم معطــل نکــن• 🌧 @baran_bash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روز بیست و دوم صد صلوات و یک زیارت عاشورا هدیه به شهید عبدالمهدی مغفوری 📍محو روضه‌ی امام حسین علیه السلام 🔰همسر شهید تعریف می‌کنند: هر هفته توی خونه روضه داشتیم، وقتی آقا شروع می‌کرد به خوندن، تا اسم امام حسین (ع) می‌اومد حاجی رو می‌دیدی که اشکش جاری شده. حال عجیبی می‌شد با روضه امام حسین علیه السلام انگار توی عالم دیگه‌ای سیر می‌کرد... یک بار وسطِ روضه، مصطفی رفته بود بشینه رو پاش متوجه بچه نشده بود، انگار ندیده بودش! گریه‌ کنون اومد پیش من، گفت: « بابا منو دوست نداره.. هر چی گفتم جوابم رو نداد ...» روضه که تموم شد، گفتم: «حاجی، مصطفی اینطوری میگه» با تعجب گفت: «خدا شاهده نه من کسی رو دیدم نه صدایی شنیدم...» از بس محوِ روضه بود ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌧 @baran_bash
باران باش | قاضی‌ عسگر 🇮🇷
🔻خودمون گناه داریم بچه‌هامون گناه دارن که بخاطر این فرعیات تو حســـرت تشکیـــل زنـدگی موندن و پدر
۰ در مورد این پیام بهم اعتراض کردید کـه چه ربطــی داره بــه ایــن مساله؟ چرا این مقایسه رو کردید؟ بیاین یکم در موردش حرف بزنیم 👇🏼 ۰