روی این مطلب خیلی فکر کنیم❗
نیت خیلی مهمه
هم توی تربیت خودمون
هم تربیت بچهها
کاش برای همه کارها نیتمون رضایت و خوشنودی خدا باشه ✌🏼
ساعت ۴.۳۰ میام با شروع جلد۳ من دیگرما 🤩
#جلد3_مندیگرما در مورد آزادی هست، توی این عکس سرفصلهاش رو میتونید بخونید 👆🏼
#جلد3_مندیگرما
قبل از ورود به بحث باید به دوتا نکته مهم اشاره کنیم:
نکته اول رو امروز میخونیم
#اهمیت_7سال_اول
توی تصویر بخونیم ✌🏼
به ما بپیوندید 👇🏼
https://eitaa.com/joinchat/1422065903Cdac10fbf21
باران باش | قاضی عسگر 🇮🇷
فرض کنید میخوام لباس بچهم آراسته و مرتب باشه چه نیتهایی ممکنه داشته باشم؟ 👚👕 ✓از بقیه کمتر نباش
سوال شما در مورد بحث نیت
به نکات زیر توجه کنید:
۱. بله اختيار صددرصد مهمه و هدف بررسی تمام مسائلی که در سرنوشت انسان تاثیرگزار هست نبود. برای همین گفتم یکی از دلایل تفاوت شخصیتها توجه نکردن به این نکتهست.
۲. بحث دقیقا همین بود که نیت باید رضای خدا باشه وگرنه افراد با اعمال یکسان و نیتهای مختلف نتایج مختلف میگیرن.
۳. اینکه نیت رضای خدا باشه با اینکه تربیت صحیح رو یاد بگیریم منافاتی نداره.
۴. اینکه تربیت برای یک شخص اهمیت داشته باشه با اینکه به صورت صحیح اون رو اعمال کنه متفاوته.
۵. فکر میکنم منظور شما بیشتر این بود که ما نباید ادعا داشته باشیم و درضمن تلاش برای تربیت صحیح تربیت نهایی رو به خدا و اهلبیت بسپاریم که این کاملا درسته.
۶. در آخر شاید امتحان یک فرد (با تمام تلاشهایی که میکنه و نیتهای خوبی که داره) این باشه که بچه ناخلف داشته باشه که در اینجا دیگه میگیم ما مامور به وظیفه ایم نه نتیجه هرچه از دوست رسد نیکوست.
درست مثل کسی که مریضه و تمام تلاشش رو برای درمان میکنه اما درمان نمیشه.
#پیام_مخاطب در مورد مطلب محبت نوشتاری
اینجا مطلبش رو بخونید 👇🏼
https://eitaa.com/baran_bash/852
ان شاءالله برای شما هم مفید باشه
#کلام_آخرشب
باید به این بلوغ برسیم
کــه نباید دیــده شــویم!
آنکـــس که باید ببیـــند،
میبیـــند...!
#حاج_قاسم
🌧 @baran_bash
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راهکار برای مشکلات کودکان زیر سه سال❗
تنبیههای رایجی که فاجعهست 😱
🌧 @baran_bash
تروخشک کردن دو بچه پشت سر هم در ۲۳ سالگی برای من کار آسانی نبود. 🧒🏻👧🏻
هر دو را شیر میدادم هر دو را بغل میکردم یک بار هر دو با هم گریه کردند،
هرکاری کردم آرام نشدند، خانم کلفت هم رفته بود و نمیدانستم چه کار کنم، درمانده شدم و یک گوشه نشستم و با بچه ها گریه کردم. 😢
اما همین که آقا (همسرم) از در وارد شد، اشکهایم را پاک کردم و با دیدن چهره خندان او رنج بچهداری از یادم رفت بچه ها هم آرام شدند.😊
عادت به گلایه یا بیان سختی زندگی نداشتم. حتی زورکی خندیدم.
اما آقا انگار صدای کلماتی را که از ذهنم گذشته بود شنید و گفت: «خانم، من شرمنده شما هستم. میدانم روزهای سختی را میگذرانی اما چشم به همبزنی میگذرد و این تلخیها روزی شیرین میشود. خدا هم وعده داده که به صابران اجر عظیم میدهد. من هم سعی میکنم از سر کار زودتر بیایم.»
📚 برشی از کتاب زیبای #مهاجر_سرزمین_آفتاب
🌧 @baran_bash