هدایت شده از تبلیغات
🙋♀ دعوت به همکاری
✅ کار در منزل با گوشی موبایل
✅مناسب به عنوان شغل اول یا دوم
✅مناسب برای خانمها واقایان با هر شغل و تحصیلات
✅به همراه دوره های آموزش (مجازی)
👩💻 یک فرصت فوق العاده مناسب خانم های خانه دار،کارمندان،دانشجویان،پرستاران،آرایشگران و همه افراد جویای کار هستند
برای شروع این کار چه چیزهایی نیاز نیست؟
❌سرمایه نمیخواد❌
❌تجربه و مهارت خاص لازم نیست❌
❌مدرک تحصیلی نیاز نداره❌
❌سابقه ی شغلی نمیخواد❌
❌چک و سفته نمیخواد❌
فقط کافیه روی لینک ذیل کلیک کنید و ثبت نام بکنید👇👇👇👇👇👇
https://formafzar.com/form/0671l
https://formafzar.com/form/0671l
رمان سوگلی ارباب ⸽⸽🧿💙
───• · · · ⌞🦋⌝ · · · •───
#پارت_
آخر هفته رسیده بود و باید برای نمایشگاه آماده میشدم.قبل از هر چیز به توکا زنگ زدم و با روشنا حرف زدم.فقط توکا و روشنا میتونستن توی اون فشار کاری بهم بهترین حس و هدیه بدن و باعث بشن چند لحظه از دغدغه های فکریم دور شم.
البته سعید و تیم محافظتم حواسشون بود و همه چیز رو پوشش میدادن اما با اینحال استرس عجیبی داشتم.
یه دلهره ی ویران کننده.
یه ترس کشنده.
یه نگرانی بی مورد.
نمیفهمیدم چرا باید یه نقاش اونقدر برام مهم باشه؟
من یه عمر کار خلاف انجام دادم.
آدم کشتم.
قاچاق کردم.
بدترین پرونده ها رو توی دادگاه داشتم و فقط با پول تبرئه شدم اما برای یه نقاش ناشناس تا اون حد بهم ریخته بودم.انگار یه طناب نامرئی من رو بهش وصل میکرد.
توی نمایشگاه روی صندلی ها نشسته و به یکی از تابلوها خیره نگاه میکردم.اون اثر هنری برام آشنا بود،انگار یه جایی دیده بودمش.
یه دختر بچه ی ناراحت رو نشون میداد که روی سرش یه مار بزرگ چنبره زده بود اما هر چی بیشتر فکر میکردم کمتر یادم میومد.
وقتی آریا کنارم نشست سعی کردم از حال و روزم چیزی متوجه نشه نمیخواستم کسی بفهمه برای یه نقاش استرس دارم.
آریا پوف کلافه ای کشید و گفت:
-اخه این همه آدم چی میگن اینجا؟
طرف یه جماعتی و اسکول کرده ها
-هر کی که هست امروز معلوم میشه
افرادم همه جا رو زیر نظر دارن
سعید صندلی کناریم نشست و گفت :
-اقا تا پنج دقیقه ی دیگه میاد
پارکینگ تحت نظره
نگران چیزی نباشید اولین نفر شما میفهمید که کیه؟!
───• · · · ⌞🦋⌝ · · · •──
رمان سوگلی ارباب ⸽⸽🧿💙
───• · · · ⌞🦋⌝ · · · •───
#پارت_
لعنت به زمان که هیچ وقت بر وقف مراد بشر جلو نمی رفت.
اون پنج دقیقه تبدیل شده بود به پنج سال و ساعت کش میومد. فکر اعصاب بیچاره ی من رو هم نمیکردم.
استرس عجیبی که به جونم افتاده بود منو مثل بچه محصلی میکرد که منتظر تحویل گرفتن کارنامه از مدیر مدرسه ست.
همون قدر کشنده و مسموم.
یه حسی شبیه هیجان و استرس و نگرانی تمام وجودم رو فراگرفته بود.
سعی میکردم ذهنم رو به چیزی جز پروانه ی سیاه معطوف کنم.
هر چیزی بجز اون. البته که موفق هم بودم.
به هر چیزی که فکر می کرد، به نوعی با توکا و خاطراتش توی هم گره میخورد.
توکا مثل ریشهی درخت تنومند و کنهسالی توی لابلای گل و خاک زندگیم ریشه دونده بود.
حالا به هر دری میزدم بهش برخورد میکردم.
بی قرار پام رو تکون میدادم که آریا یه تای ابروش رو بالا داد و گفت:
-داداش چرا اینجوری میکنی؟
منم استرس گرفتم خب! آروم بگیر
بالاخره میفهمیم کیه دیگه
نگرانی نداره که
در ضمن هر کی خواست اونو بخره ما دو برابر قیمت میدیم
مگه میتونه در برابر این همه پول مقاومت کنه؟
سعید وسط حرف آریا پرید و گفت:
-اقا ماشینش توی پارکینگ وایساد
دوربین روی درا زوم شده به محض اینکه پیاده بشه فیلم میگیرن و واسه ما میفرستن
سرم رو تکون دادم و به صفحه ی گوشی سعید زل زدم.
روی ماشین شاسی بلند مشکی که پروانه ی سیاه توش نشسته بود.یه حس عجیب و آشنایی بهش داشتم.
انگار عطر خاصی فضا رو پر کرده بود.
آریا در حالیکه پوست لبش رو میجویید خودش رو جلو کشید و گفت:
-دِ جون بکن دیگه...پیاده شو
همون لحظه در ماشین باز شد و یه مرد قد بلند کت و شلواری ازش پیاده شد.
───• · · · ⌞🦋⌝ · · · •──
هدایت شده از تبلیغات
😳درمان ناباروری 😳
😱 در کمال ناباوری 😱
واااای این کانال معجزه می کنه ♨️
💢 رفع مشکلات ناباروری آقایان و بانوان:
▣⃢🅰 خسته نشدی از بس سمت روش های درمانی متعددی رفتی که به جز ناامیدی و عوارض چیزی برای شما نداشته و هیچ نتیجه ای نگرفتی.!!
☺️دیگه نگران نباش☺️
▣⃢🅱 درمان ریشه ای مشکلات ناباروری آقایان و بانوان؛ از جمله:👇🏻
🔹تنبلی تخمدان 🔸(HSV) (HPV)
🔸آزو اسپرم 🔹ضعف اسپرم
🔹یائسگی زودرس 🔸کیست های رحمی
و... تمامی مشکلات. 😅
فقط کافیه وارد کانال زیر شی؛ پس همین الان بزن روی لینک زیر:👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/543031897Ceb9e00fc8f
هدایت شده از تبلیغات
قاعدگی نامنظم یا تنبلی تخمدان کیست میتونه دچار سرطان رحم یا نابارور بشید اینجا خیلی به من کمک کرده به شما هم مطئمنم کمک می کنند:👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/543031897Ceb9e00fc8f
ثبت فرم جهت مشاوره:👇🏻
https://formafzar.com/form/eoa63
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👆یکم زیبایی ببینیم...
🌷 ۲۱ فروردین سالروز شهادت سپهبد علی #صیاد_شیرازی گرامی باد.
#صیاد_دلها #ماه_رمضان
هدایت شده از تبلیغات
چاقی صورت در خانه بدون بازگشت 😳🤯
تنها با مصرف جوانه گندم 😍😍
صورتت لاغر و شکسته شده ؟!🧐
میترسی تزریق ژل و چربی کنی یا پول
تزریق و نداری؟؟
تپلی_صورت😊
بدون_عوارض 💜
اگه میخوای صورتت زودتر تپل بشه بیا تو کانالم😍
https://eitaa.com/joinchat/577503942C27aa522a09
ارسال عدد 1 به شماره
☎️0919 625 0267
هدایت شده از تبلیغات
مامانم همیشه درد دست میشد وزیربغلش درد میگرفت خیلی دکتر رفت ولی حالش بهترنمیشد😔😔😔😔
تااینکه بایه کانال اشناشدم وعکس زبان مثل همین عکسها رادیدم متوجه شدم خانم مشاوری هست که رایگان وفقط ازطریق فرستادن عکس زبان کل مشکلات بدن تا۶ماه آینده را بهمون میگن کنجکاو شدم فقط میخواستم حال مامانم خوب بشه میدونید چی شد🤔
فقط عکس زبان مامان رافرستادم وکیست سینه را بهمون گفتن خیلی ترسیدم ولی دستش طلا فقط با روشهایی که بهمون دادن حال مامانم روز به روز بهترشد😍😍😍😍
همه رامدیونشون هستم
حیفم اومد به شمادوستان گلم معرفی نکنم
حتما به کانال زیر سربزن ورایگان مشاوره انجام بده واز سلامت بدنت باخبر شو🥰
@kamaliteb2023
https://eitaa.com/joinchat/3854369162C67d3878428
رمان سوگلی ارباب⸽🧿💙
───• · · · ⌞🦋⌝ · · · •───
#پارت_
دستام رو مشت کردم و خیره به اون هیکل بزرگ و عضله ای نگاه کردم.
اگه اون مرد پروانه ی سیاه بود که به سختی میشد باهاش ارتباط گرفت.
اصلا همچون هیکل بزرگ و غول پیکری چطور میتونست روح لطیفی داشته باشه؟
چطور میتونست همچون نقاشی های پر احساسی رو روی بوم طرح بزنه که روح رو به چالش بکشه.
نگاهم روی مرد قفل بود که ماشین رو دور زد و طرف دیگه که رسید در رو باز کرد و درست مثل یه بادیگارد کنار وایساد.
همه جا توی سکوت فرو رفته بود و من صدای بلند قلبم رو میشنیدم.
جوری پر صدا میکوبید که انگار یه طبل بزرگ توی قفیه ی سینه م کار گذاشتن و بوم بوم صدا میکرد.
وقتی که یه اندام ظریف زنونه از ماشین پیاده شد سرم رو جلو بردم و به صفحه ی گوشی خیره شدم.
یه زن سیاه پوش که کلاه بزرگی روی سرش قرار داشت و با تور مشکی که پر از پروانه ی سیاه بود تزئین شده و تور کاملا صورتش رو پوشونده بود.
اون تور لعنتی اجازه نمیداد صورتش دیده بشه.
نفسم رو که ازش سرما ساتع میشد بیرون فرستادم و به زنه نگاه کردم.
مانتوی کتی کوتاه مشکی پوشیده با بوت بلند چرمی و دست هاش رو هم با دستکش پوشونده بود تا هیچ نقطه ای از بدنش دیده نشه.
آریا گوشی رو از سعید گرفت و گفت:
-شیطونه میگه برم یه بلایی سرش بیارما
آخه زنیکه...عضو سازمان سیا هم باشی این همه جاسوس بازی لازم نیست
چشمام رو بستم و سعی کردم آروم باشم.
توی اون شرایط عصبانیت سم بود و کار رو خراب میکرد.
باید صبر و حوصله به خرج میدادم و اون راز سر به مهر رو کشف میکردم.
من خطرناک ترین دفینه ها رو رمز گشایی کرده بودم ،اونکه چیزی نبود.
───• · · · ⌞🦋⌝ · · · •──
هدایت شده از تبلیغات
❌خسته شدی از درمان نشدن دیابت ؟
❌هر روز داری انسولین میزنی ؟
❌خسته شدی از عوارض دیابت ؟
یه راه برای درمان ریشهای که برای همیشه از شر دیابت خلاص بشی و باهاش خداحافظی بکنی❗️
🔻برای درمان ریشهای و قطعی دیابت عضو شو و برای شروع درمان پیام بده
لینک کانال درمان👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/4221240037Cffac787aed
لینک دریافت مشاوره تلفنی👇🏻
https://app.epoll.ir/37689825
https://app.epoll.ir/37689825
💐سلام صبحتون بخیر
♦️با هم دعای فرج را برای سلامتی و فرج آقا #امام_زمان (عج) میخوانیم
═অঠই ⇩✯✯ ⇩ ইঠঅ═
8.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔊 چگونه با امام زمان مرتبط شویم؟
🔘دستورالعمل ویژه آیت الله بهجت رحمة الله علیه 👌
📌حجت الاسلام و المسلمین دسمی
#امام_زمان