نصف شبی یاد میناب افتادم
و به این فکر میکنم که
چرا از این همه غم نمیمیریم؟
چرا از این همه هموطن بی وطن
دل نِمی کنیم؟ چرا هرکی گفت
ترامپ بزن نمیزنیمش؟
_
آرزو میکنم همه ی سطلی های
بی وجدان به بدترین شکل ممکن
هزینههای سنگین جبران نشدنی
بدن و همهی با شرفا و مردم مدافع
وطن ب بهترین شکل ممکن عزت
و پیروزی بدست بیارن:)
_
رو دلم مونده بود این حرف...
چون هنوز صدای نَکَرهی دانش آموز
وقیحم یادمه که با ذوق میگفت ایشاالااا
عمو ترامپ بزنه!!
و حالا نزدیک مدرسهمونو زدن
( خونشونم همون محدوده ست)
شیشههای کلاسها شکسته💔🪞
قسمتی از ساختمون آسیب دیده...
به این فکر میکنم الان اون وضعش چیه؟
بیدار شده؟ یا چون مدام پای اینترنشناله
با خانوادهش، از خرابه شدن محل زندگیشون خوشحاله؟
ناراحت باشم بخاطر اتفاقای دردناک هرروز...
یا خوشحال باشم از تقاص پس دادن
ضدنظامای جنگ طلب که میگفتن
مارو نمیزنه نظامی میزنه؟
حقیقتا نمیتونم...
نمیتونم خوشحال نباشم از
صدای ضجهی اونایی که از شهادت
رهبرمون و بچههای مظلوم امنیت مون
تو دی ماه و حتی شهدای عزیز الانمون
خوشحالی کردن...
اون هلهله ها اون شادیا...
موقع زنده زنده سوزوندن مامورای امنیت 💔
موقع اعلام خبر شهادت رهبر💔
موقع آتیش زدن مساجد 💔
موقع اهانت به پرچمم، کفنم💔
میخوام اول تو این دنیا به ضجههای
روانپریش گونه تبدیل بشن و بعد تو جهنم
به نالههای عظیمِ ابدی...
برای من حرف از اتحاد نزنید...
چون معنی اتحادو نفهمیدید!
اونی که مزدور اینترنشناله و مخبری میکنه
اونی که از صدای جنگنده ها و لرزیدن تن
زن و بچه مردم خوشحاله
اونی که با وقاحت محض لیوان مضحک
چاپ میکنه برا کافهش
اینا هیچکدوم شرف ندارن که بخوایم
باهاشون متحد شیم!
آدم که با مزدور متحد نمیشه اصا