هدایت شده از کانال رسول خیاط
ولادت امام رضا دوسال پیش ،این وقت داشتیم از استرس هلاک میشدیم وقتی که اعلام کردند بالگرد رئیس جمهور دچار سانحه سقوط سخت شده 😭😭
خادم الرضا یادت بخیر ❤️
☫ برات بگم؟ ☫ | 🇮🇷
ولادت امام رضا دوسال پیش ،این وقت داشتیم از استرس هلاک میشدیم وقتی که اعلام کردند بالگرد رئیس جمهور
پس چرا من فکمیکردم ده سال گذشته؟
☫ برات بگم؟ ☫ | 🇮🇷
شما هیئت مارو زدید!
ولی ما کل خیابون محله رو
تبدیل به هیئت کردیم✨
_
ضامن آهو نشدی کنج دلم خراب کنی
آهوی بی کنج شدم ضامن این آه شوی...
#آهوی_کوچک_امام_رضا
هدایت شده از سِد صادق|تربیت با طعم رسانه🇵🇸
میخواستم مثل سگ بزنمش!🔞
✍ #کف_جنگ (قسمت دوم) 2⃣
بالاخره وارد محوطه انفجار شدم. شنیده بودم بارها شده اسرائیل، دقایقی بعد از حادثه، مجدّدا محل انفجار را زده است. کمی نگران بودم. موج انفجار به قدری زیاد بود که انگار یک چَک افسری سفت به یک ور بیمارستان خواباندهاند. بیمارستانی که فقط بیست سی متر با دکل صداوسیما که ظاهرا هدف انفجار بود، فاصله داشت. ماشینها مچاله شده و هر شیشهای تا شعاع پانصدمتری خورد شده بود. در حال فیلمبرداری از خرابیها بودم که صدایی نفهمیدم از کجا، مثل پتک بر سرم کوبیدهشد: اینجا زایشگاه هم هست... بچهها چیزیشون شده؟! تک تک هزاران خورده شیشهای که مثل شن و ماسه زیر پایمان بود را با نمای بسته در ذهنم متصور میشوم و دلم آشوب؛ که فقط یک میلیمتر از این شیشههای بیرحم لعنتی کافی است تا غنچهی امید مادری را از بیخ سر بزند. نه... نه... گمان بد نکن... شاید بچهها آنطرف بیمارستان باشند! شاید اصلا بچهای در این بیمارستان نباشد! خدایا! یعنی میشود؟! یک راست رفتم سراغ یکی از مدیران بیمارستان که در بین خرابیها با چند نفر مشغول بحث بود. ریش پرفسوری داشت و شلوار لی به تن. چند بادمجان دور قابچین هم نقش کیفکش را حتی در آن شرایط برایش ایفا میکردند. قیافه و سکناتش شبیه دکترهایی بود که سال به دوازده ماه آن ور آباند و ایران وطن دومشان است. اصلا بیمارستان گاندی، معروف بود به بیمارستان مایهدارها و باکلاسهای از دماغ فیلافتاده! و صدالبته زاویهدار با انقلاب و نظام. رفتم جلو و گفتم مستندسازم و میخواهم از جنایتی که رقم خورده بگویید. گفت مصاحبه نمیکنم. موی دماغش شدم که این جا نوزاد است و این جنایت جنگی، نمیخواید چیزی بگویید؟! گفت نه قربونت برم دنبال دردسر نیستم... این را که گفت میخواستم مثل کمال ماجرای نیمروز در آن سکانس معروف بعد از ترور دختربچه، ببرمش در یک گوشه و مثل سگ بزنمش... حسابی مگسی بودم. با خود گفتم آخر بیشرف! دهها نوزاد و کودک معلوم نیست چه به سرشان آمده، تو به فکر اعتبار و منفعت خودتی ....(از بیان فحشی که آن لحظه در ذهنم آمد شرم دارم... ذهن است دیگر گاهی ترمز میبرد! سیدها هم که میدانید کلا یه سیمشان قطع است!) گفتم الان باید بگویید که در حق این کودکان معصوم چه جفایی شده! با بیحوصلگی گفت: برادر من ما پنج میلیون جنین داریم این جا! میدونی پنج میلیون جنین یعنی چی؟!... تو پاسخ اینارو میدی اگه کوتاهی باشه یا من؟! مخم سوت کشید. پنج میلیون جنین؟!
ادامه دارد...
🇮🇷 سِد صادق | تربیت و رسانه کف جنگ👇
🆔 @Sed_sadegh_ir
- ایرانیِ برانداز ضد نظام رو در یک جمله توصیف کن:
+بندهی شکم و زیر شکم :)
_
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رابطهی من با دانش آموزای براندازم:
_