هدایت شده از ‹ وصلھۍناجور ›
برای یکی از دوستام که فوت کردن
یه فاتحه بخونید ممنون میشم :)
هدایت شده از یک سناریوی نامنظم
سعید رو تو شیراز خیلیا میشناختن؛ حداقل کسایی که تو حرم علی بن حمزه (ع) رفت و آمد داشتن میشناختنش. یه جوون خیلی ساده و خوشمزه که هر روز میومد و به خادما کمک میکرد و سعی میکرد کارای حرم رو انجام بده. بعضی وقتا هم برا نماز میرفت و مکبر میشد. بعضی خارجیهایی که میومدن تو حرم رو به خاطر اینکه بلد نبودن از دستشویی ایرانی استفاده کنن مسخره میکرد؛ مدیر حوزهمون رو با اسم کوچیک صدا میزد و خیلی هم امام رضا (ع) رو دوست داشت. یه سریا بهش میگفتن «سعید دیوونه» ولی دیوونه نبود! هر چی که بود خیلی شیرین و دوست داشتنی بود. سعید دیشب رفت؛ رفت پیش خدا؛ رفت پیش امام رضا (ع). یه فاتحه براش بخونید لطفاً 🖤
هدایت شده از اعوجاج
بچهها این سید رو من از مستند خاطرات موتور سیکلت شناختم و حقیقتا از همون موقع هم شیفتهاش شدم و دلم بدجوری براش رفت...
از اون لوطیها و خوشمرامهای روزگار بود، از همون موقع هم که مستند رو دیدم خاطراتش رفت تو لیست خریدم و الان تو کتابخونهاس.
امروز که این اعلامیه رو دیدم ده دقیقه ایستاده بودم و فقط زل زده بودم بهش، به زیباییش، به خندهاش، به ...
ازش خواستم که شفاعتم رو پیش رفقای شهیدش بکنه.
حالا که سید ابوالفضل رفت و جاشم خیلی قشنگه، پیش بچههای گردان میثم و شهید چمران. یه فاتحه بخونید به نیت اینکه اون دنیا شفیعمون بشه.
هدایت شده از • میـڪـده •
بچهها حالم خیلی بده،
میشه برام دعا کنید...
انشاءالله جبران کنم براتون🌸