eitaa logo
انتشارات برترین آرزو💛
5.1هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
273 ویدیو
34 فایل
ناشرِ کتاب‌هایی برای حال خوب موندگار! این‌جا دغدغه های «نسل نو» مهمه... بررسی و خرید آسانِ کتاب‌ها: https://bartarinarezu.ir ‌ پنجره‌های ارتباط با ما: 📞 ایتا ۰۹۳۸۳۰۳۳۲۳۳ @Bartarin_admin 💬 -موسسه جوانان آستان قدس رضوی
مشاهده در ایتا
دانلود
انتشارات برترین آرزو💛
‌ ‌امـروز ســوم مـحــرّمـه؛ دسـت در دسـتِ کـتـاب #نور_خدا ، مهمونِ سه‌ساله‌ی سیّدالشهدا بشیم؟ یه 🖤 ب
‌ ‌یعنی ۸۰ نفر دل‌شون نمی‌خوا‌د دردونه‌ی امام‌حسین علیه‌السلام به باباش بگه که «بابا، این شـیـعـه‌ت به یاد من بوده، براش دعا کن»؟ ‌
انتشارات برترین آرزو💛
‌ ‌امـروز ســوم مـحــرّمـه؛ دسـت در دسـتِ کـتـاب #نور_خدا ، مهمونِ سه‌ساله‌ی سیّدالشهدا بشیم؟ یه 🖤 ب
‌ ‌به جاریِ رود که وصل شوی، عازم دریایی؛ خروشانِ رود، از تو قد و جثه نمی‌پرسد؛ هر چه هستی، تنها باید به حرکت و جریانش دل بدهی. عشق، کارش بردن و رساندن است، اگر بنا بود نرسی، دیگر خلقت عشق بی‌معنا بود. ‌
‌ ‌محک، این‌جا قدر دلدادگی است، نه قدِ جسـمانـگی؛ هر قدر که دلـداده‌تر باشی، به مقـصد نزدیک‌تری... برای همین است که سه‌ساله‌ی اباعبداللّٰه، می‌شود کلیددار حرم دلدار؛ ‌
‌ ‌برای همین که درس بدهد: راه، راه لحوق است؛ باید دل داد و ملحق شد... کناره‌ها که ایستادند و نرفتند، باختند؛ آن‌ها که با پای خود رفتند، حجله‌ی فراق ساختند؛ آن‌ها که گرفتار زلف یار شدند و دل به دریای چشم محبوب دادند و بی‌قرار جذبه‌ی دلدار شدند، تاختند و تاختند و تاختند... ‌
‌ ‌فقط حواست باشد وقتی صحبتِ سه‌ساله می‌شود، یادت برود دخترها بابایی‌اند.. اگر هم یادت نرفت، فراموش کن که سر، روی نیزه بود و رقیّه، روی مركب... اگر هم یادت نرفت، فراموش کن که سر را به تنور خولی دادند، اما به آغوش رقیّه، نه... اگر هم یادت نرفت، فراموش کن دختران یزید در خواب بودند که پدرشان با خیزران به لبِ بابای رقیّه زد... ‌
‌ ‌فقط یک چیز را خوب به یادت باشد؛ عشق‌های صورتی اگر با وصل، آرام‌آرام فراموش می‌شوند، عـشـق‌های سـرخ، با وصال، خاموش نمی‌شوند؛ که تازه زبانه می‌کشند، می‌سوزانند و از هرچه غیرِ محبوب، پاک می‌کنند! ‌
‌ ‌اگر خیلی دلداده باشی، آن قدر تو را پاک می‌کنند که ناگاه از کنج خرابه پر می‌کشی؛ درست وقتی جسمت شبیه حضرت مادر شده، می‌روی و می‌روی و تماماً حسین می‌شوی... آن‌وقت از تو، تنها خيال مناجات‌هایی می‌ماند که شب‌ها با پدر داشتی... ‌ یک‌روز بودم یاسِ باغِ آرزویت؛ حالا بیا با خود ببر نیلوفرت را... ‌
‌ ‌چند خطی که خوندید، گـزیـده‌ای بود از کـتاب ؛ روضه‌ی سی‌ویکم، «صـنوبرِ خمـیده». ‌ این چند دقیقه سوگواری و هم‌اندوهی، قبول باشه از دلای غم‌زده‌تون... برای هم دعا کنیم! ‌
‌ ‌بـرتـرین‌آرزو از مدت‌ها پیش، به فکرِ این تـابسـتون که با روزهای عـزاداری امام‌حسین علیه‌السلام همزمان شده، بـوده؛ و برای هـمـراه‌های درجـه‌یک‌ و پایه‌ش، یه برنامه‌ی ویژه تدارک دیده... ولی اول بگید حدس‌تون چیه در موردش؟ ‌