/www.3NASL.comداستانی از آقا شیخ محمد کوفی.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
#تشرف مرحوم شیخ محمد کوفی
آیت الله ناصری
@basaeer14
الإحتجاج مُرْسَلًا بِزِیَادَةِ قَوْلِهِ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَ فَنَبِیٌّ أَنْتَ فَقَالَ وَیْلَکَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ ص.
به امیرالمومنین علیه السلام گفته شد آیا شما پیغمبر هستید؟ فرمود: وای بر تو من بنده ای از بندگان محمد صلیالله علیه و آله هستم!
📚بحارالانوار جلد ۳ صفحه ۲۸۲
💠 @basaeer14
ما أنَا بِمُذِلِّ المُؤمِنينَ ولكِنّي مُعِزُّ المُؤمِنينَ ، إنّى لَمّا رَأَيتُكُم لَيسَ بِكُم عَلَيهِم قُوَّةٌ سَلَّمتُ الأمرَ لأِبقى أنا و أنتُم بَينَ أظهُرِهِم ، كَما عابَ العالِمُ السَّفينَةَ لِتَبقى لأِصحابِها و كَذلِكَ نَفسِي و أنتُم لِنَبقى بَينَهُم ؛
امام حسن عليه السلام :
من نه خواركننده مؤمنان ، بلكه عزّت بخش آنانم . وقتى ديدم شما در برابر دشمن قدرتى نداريد ، كار را به او واگذاشتم تا من و شما در ميان آنان باشيم . همچنان كه آن فرزانه [خضر] كشتى را سوراخ كرد تا براى صاحبانش باقى بماند ، و اين چنين است حكايت من و شما تا در ميان آنها باقى بمانيم .
📚ميزان الحكمه ، ح ۱۰۵۱
💠 @basaeer14
رُوِيَ أنَّهُ مَرَّ الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليهماالسلام عَلى فُقَراءَ وقَد وَضَعوا كُسَيراتٍ عَلَى الأَرضِ وهُم قُعودٌ يَلتَقِطونَها ويَأكُلونَها ، فَقالوا لَهُ : هَلُمَّ يَا بنَ بِنتِ رَسولِ اللّه ِ إلَى الغَداءِ . قالَ : فَنَزَلَ وقالَ : إنَّ اللّه َ لا يُحِبُّ المُستَكبِرينَ ، وجَعَلَ يَأكُلُ مَعَهُم حَتَّى اكتَفَوا وَالزّادُ عَلى حالِهِ بِبَرَكَتِهِ ، ثُمَّ دَعاهُم إلى ضِيافَتِهِ وأطعَمَهُم وكَساهُم
روايت شده كه حسن بن على بر گروهى از فقرا گذشت كه تكّه نانهايى بر زمين نهاده و گرد يكديگر نشسته بودند و از آن بر مى داشتند و مى خوردند. اين جماعت به امام عليه السلام گفتند: اى پسر دختر رسول خدا! بفرماييد. راوى مى گويد: حضرت عليه السلام فرود آمد و فرمود: خداوند مستكبران را دوست ندارد و همراه آنان به خوردن نشست تا از خوردن دست كشيدند و اين در حالى بود كه به بركت وجود امام عليه السلام ، چيزى از نانها كم نشده بود. امام عليه السلام سپس آنها را به مهمانى دعوت كرد و اطعامشان نمود و جامه شان بخشيد.
📚المناقب لابن شهرآشوب : 4 / 23
💠 @basaeer14
💠 امام خمینی (ره):
امام حسن قیام کرد تا آن وقتی که می توانست. وقتی که یک دسته علاف نگذاشتند که کار را انجام بدهد، با آن شرایط #صلح کرد که مفتضح کرد معاویه را. آن قدر که حضرت امام حسن #معاویه را مفتضح کرد، به همان قدر بود که سیدالشهدا یزید را مفتحض کرد.
#امام_حسن (ع) آن قدر گرفتاری که از این دوستان و اصحابش داشت، از دیگران نداشت؛ اصحابی که توجه نداشتند که امام زمانشان روی چه نقشه ای دارد عمل میکند. با خیال کوچکشان، با افکار ناقصشان، در مقابلش ایستادند و غارتش کردند، اذیتش کردند، شکستش دادند، معاهده با دشمنش کردند و هزار جور بساط درست کردند.
قصه امام حسن و قضیه صلح، #صلح_تحمیلی بود. برای اینکه امام حسن، دوستان خودش؛ یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلی بود.
💎 منابع:
صحیفه نور جلد 1 ص 173
صحیفه نور جلد 8 ص 89
صحیفه نور جلد 20 ص32
#صلح_امام_حسن
💠 @basaeer14
ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام
احمد مستنبط - 1384
لینک: http://www.ghbook.ir/Book/4762
رسول خدا صلی الله علیه و آله شبی در خانه همسرشان امّ سلمه بود. نیمه شب از خواب برخاست و در گوشه تاریکی مشغول دعا و گریه زاری شد.
امّ سلمه که جای رسول خدا صلی الله علیه و آله را در رختخوابش خالی دید، حرکت کرد تا ایشان را بیابد. متوجه شد رسول اکرم صلی الله علیه و آله در گوشه خانه، جای تاریکی ایستاده و دست به سوی آسمان بلند کرده اند. در حال گریه میفرمود:
خدایا! آن نعمتهایی که به من مرحمت نموده ای از من نگیر!
مرا مورد شماتت دشمنان قرار مده و حاسدانم را بر من مسلط مگردان!
خدایا! مرا به سوی آن بدیها و مکروههایی که از آنها نجاتم داده ای برنگردان!
خدایا! مرا هیچ وقت و هیچ آنی به خودم وامگذار و خودت مرا از همه چیز و از هر گونه آفتی نگهدار!
در این هنگام، امّ سلمه در حالی که به شدت میگریست به جای خود برگشت. پیامبر صلی الله علیه و آله که صدای گریه ایشان را شنیدند به طرف وی رفتند و علت گریه را جویا شدند.
امّ سلمه گفت:
- یا رسول الله! گریه شما مرا گریان نموده است، چرا میگریید؟ وقتی شما با آن مقام و منزلت که نزد خدا دارید، این گونه از خدا میترسید و از خدا میخواهید لحظه ای حتی به اندازه یک چشم به هم زدن به خودتان وانگذارد، پس وای بر احوال ما!
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
- چگونه نترسم و چطور گریه نکنم و از عاقبت خود هراسان نباشم و به خودم و به مقام و منزلتم خاطر جمع باشم، در حالی که حضرت یونس علیه السلام را خداوند لحظه ای به خود واگذاشت و آمد بر سرش آنچه نمی بایست!
📚(بحار، ج ۱۶، ص ۲۱۷)
💠 @basaeer14
#صلح_امام_حسن
🔻به نظرتان این سخنان از کیست؟‼️
🔹در مدائن، امام مجتبی «ع» مردم را در مسجد شهر جمع کرد و وقایع را برای آنها توضیح داد. خیانتها را گفت و افرادی را که در صحنه جنگ با دشمن، خیانت کرده بودند، معرفی کرد. رو به مردم کرد و اتمام حجت کرد. به مردم گفت: آیا برای ایثار و فداکاری و جانبازی و دادن خون، که برای شما عزت دنیا و آخرت است، آماده هستید؟ فرمود: اگر بایستید، خداوند شما را یاری می کند و ما پیروز میشویم و اگر آمادگی نداشته باشید، دنیای شما توأم با غم و اندوه و آخرت شما با مشکلات زیادتری توأم خواهد بود.
🔹مردم چه جوابی به امام حسن «ع» دادند؟ گفتند: ما میخواهیم زنده بمانیم و زندگی کنیم. ما آمادگی برای جنگ و فداکاری نداریم. این پاسخ مردم در مسجد مدائن در محضر فرزند رسول خدا و عقب نشینی از صحنه فداکاری و ایثار بود که دست روی دست گذاشتن امام مجتبی «ع» را رقم زد.
🔹 آنچه بعد به نام #صلح لقب گرفت، چیزی بود که به دست مردم، در مدائن حاصل شد و نه به دست امام مجتبی در کوفه. ایثار مردم و فداکاری مردم و جهاد ميتوانست سرنوشت دیگری را رقم بزند.
#حسن_روحانی
#مقدمهای_بر_تاریخ_امامان_شیعه
[سخنرانی در سال ۱۳۵۶]
انتشارات مرکز تحقیقات استراتژیک
صفحه ۲۰۵.
💠 @basaeer14