خیلی ناگهانی یاد یه کار خیلی آزاردهنده یه آدم رو مخ درمورد یکی از عزیزانم افتادم.
چنان گفتم خدایا من از این کار این آدم به تو شکایت میکنم که عرش الهی به لرزه در اومد.
داشتم فکر میکردم که اه پسر من چقدر فاز بخشنده بودن برمیدارم همیشه، ولی فقط وقتی میتونم ببخشم که طرفم رو دوست داشته باشم. کافیه از یکی بدم بیاد، چنان کار بدش برام جلوه میکنه که الله اکبر.
خلاصه که حقیقت بدجوری خورد تو صورتم.
حالا هنوز هم شکایت دارم ولی امیدوارم مسالمتآمیز حل شه
نیازی به صیحه آسمانی نیست خدایا🤲
یه خواب متحول کنند ببینه هم راضیم، بوس
محکوم
خیلی ناگهانی یاد یه کار خیلی آزاردهنده یه آدم رو مخ درمورد یکی از عزیزانم افتادم. چنان گفتم خدایا م
چرا دیشب من خواب اونو دیدم
منظورت چیه خدایا؟