عصری مربیم زنگ زد گفت امروز من بچههارو تمرین بدم.
خوشحااااالللل پاشدم رفتم باشگاه فهمیدم به یکی دیگه هم گفته.
بدتر از این نمیشد استاد مرسی🙏
چرا البته بخش بدترش اونجایی بود که یه بچه ۱۳ سال و یه بچه ۹ ساله داشتن سعی میکردن قانعم کنن من باید برم کنار اونا باید تمرین جدید بدن.
آخ چه کظم غیضی کردم امروز، جای همه اونایی که بهم میگن عصبی خالی.
محکوم
عصری مربیم زنگ زد گفت امروز من بچههارو تمرین بدم. خوشحااااالللل پاشدم رفتم باشگاه فهمیدم به یکی دیگ
حدس بزنید نفر دوم کی بود؟
بله همون تامبوی باشگاه
کمتریننن مکالمه و اینتراکشن رو من با اون دارم بین بچهها
واقعا استاد مرسی🙏
فقط یه جوجه ۸ ساله داریم اون امروز منو خیلی دوستداشت
اون که با هیچکس از بزرگترا حرف نمیزنه میومد منو صدا میکرد برم کمکش کنم، هی هم دوست داشت پیش من باشه از امروز همین مرا بس خدا نگهدار.
الان یادم اومد عصر که مربیم زنگ زد خیلی جدی بهش گفتم ببخشید شما؟
فکر کن بخوای رو یکی حساب کنی یهو ببینی عه طرف سیو ندارتت اصلا:)))))
آخ کاش بمیرم من.
من جدی یه روز میرم بازار لوازم تحریر میخرم.
روزهای آخر تابستان تنها کاری که حالمو خوب میکنه همینه.
تا آخر عمر.
محکوم
#امام_صادقی @naneebrahim
همسرای امام صادقیها عجیبترین عنوان گروهی بود که تو زندگیم شنیده بودم.