محکوم
انقدر بعضی چیزا رو تو خودم خفه کردم که دیگه سختمه بهشون رجوع کنم. حتی سختمه که ازشون حرف بزنم.
بالادست که میدونه دارم زر میزنم و هر آن ممکنه هوار شم پیویش:
ببینید دوستان من بررسی کردم
بهترین و منطقی ترین راه خوردن خرمالو استفاده از قاشقه.
حالا شما مسخره کن.
محکوم
بالادست که میدونه دارم زر میزنم و هر آن ممکنه هوار شم پیویش:
شما شاهدین خودش داره با گریه التماس میکنه.
بچه ها من کانالاتون رو عضو میشم.
اما همونقدر که برام اذیتکنندهست یکی تو رودروایسی دعوت تو کانالم بمونه، سختمه خودمم اینجوری جایی بمونم
فلذا اگر فردا روزی لفت دادم ناراحت نشید، به هردلیلی ممکنه نرسم پستاتون بخونم یا سبکهامون باهم متفاوت باشه.
به این دلیل نیست که کانال بدی دارید یا ازتون خوشم نمیاد یا هرچی.
محکوم
استاد سر کلاس یه داوطلب خواست که یه بخش مشخصی از این کتابو خلاصه کنه و ارائه بده دیدم یکی از برانداز
فردا صبح ارائه دارم
یکسومش رو هنوز خلاصه نکردم
زمانبندی نکردم ارائه رو
اصلا خلاصه نویسی رو دوره نکردم
سرما هم خوردم و احتمالا فردا وارد اوجش بشم
اند گسس واااتت
نشستم دارم پشتصحنه دوبله وکیل وو رو میبینم✨✨✨✨
محکوم
فردا صبح ارائه دارم یکسومش رو هنوز خلاصه نکردم زمانبندی نکردم ارائه رو اصلا خلاصه نویسی رو دوره نک
تنها راهحلی که به ذهنم خطور میکنه اینه که بهونه مریضیمو بیارم و ارائهرو بپیچونم.
یه روش قشنگ ترم هست اونم اینکه کلا فردا نرم دانشگاه🌚