بعد پرسید سرنوشت اون ۱۹ هزار کشته برای شما اهمیت نداره؟ ( اصلا نمیدونم چرا ۱۹ هزار تا)
و من خندیدم گفتم معلومه که داره مگه میشه نداشته باشه
خوشحال شد رفت😐
امیرحسین ثابتیم تو خوابم بود.
آها اولش حالم خوب نبود ثابتی به این یارو گفت بهم آب بده
اونم یه ته استکان آب داد دستم و این سوالاتو پرسید.
محکوم
امیرحسین ثابتیم تو خوابم بود. آها اولش حالم خوب نبود ثابتی به این یارو گفت بهم آب بده اونم یه ته است
این که میگم ته استکان جدیهها
یعنی یه لیوان بود که اندازه یه بندانگشت آب توش بود
ولش کنید
علیالحساب بیاید یه چیزی براتون بفرستم که انقدر گوش دادمش ممکنه از گوشام خون بیاد