آری!
اینجا آمریکاست.
مرکز جهان اول
جایی که نعره آزادی بیانش گوش فلک را کر کرده و ما خاورمیانهایهای جهان سومی، باید در حسرت ایدهآلهای حقوق بشری آن روزگار سپری کنیم.
ایالات متحده آمریکا!
بهشت آزادی و الگوی توسعه
اما خب آزادی هم حدی دارد!
نمیشود که دانشجو درسش را رها کند و برود تحصن کند که چه؟
که چرا پولهای دولت، بمب میشود بر سر زنان و کودکان آواره و گرسنهی زندان محصورِ جهان.
اصلا چه معنی میدهد که سر و گوش دانشجو برای زندگی بچههای خاورمیانه بجنبد و طلبکار دولت شود؟
خط قرمز که آزادی بردار نیست!
هرچند جایی که بحث گرایش جنسی باشد خط قرمزی وجود ندارد اما دانشجوی اَموری و کلمبیا را چه به نقد کردن حمایت از اسرائیل؟
جهان اول است دیگر
لابد عقلش به جاهایی میرسد که عقل ما جهان سومیها نمیرسد!
من مدتها پیش یه تیکه از یکی از آهنگای قدیمی شروین رو گذاشتم بیوی تلگرامم که میگفت: وگرنه من که خندهدار میمیرم.
حالا چند روزه فهمیدم که آهنگه تو تلگرام ترند شده.
ای درد بگیرید نمیذارید یه چیز اختصاصی برا ما بمونه
الان تلگرامم بیو نداره.
واقعا زشته.
من جدی برام سواله چی میشه یهو یه چیز قدیمی اینطوری بلد میشه.
مثلا همین ماهی اوزونبورون مال چهار پنج سال پیش بود.
یا همین آهنگ شروین.
واقعا هدف دستهای پشتپرده از اینکار چیه
بعضی اوقات ما دلتنگیها و غمهامون رو بخیه میزنیم.
کامل درزش رو میدوزیم که دیگه نه خونریزی کنه و نه عفونتی واردش بشه.
ولی یهو یه کاری، یه حالی، یه روزی برامون تبدیل میشه به بشکاف، یا چمیدونم، تبدیل میشه به تحرک زیاد برای کسی که پهلوش بخیه خورده.
درز رو باز میکنه.
دوباره از اول میافتی تو یه دردی که نمیدونی از کجا شروع شد غافل از اینکه این همون زخم قدیمیه که سر باز کرده.
کاش دانشجویی بودم در بلاد کفر، چفیه به دوش میانداختم و عربده میکشیدم پلستاین ویل بی فری.
بچههایی که برای من کانال میفرستین.
من کانالاتونو میخونم و اگر چیز خوبی ببینم فوروارد میکنم.
ترجیح میدم همینطوری آیدی نذارم اینجا.