eitaa logo
محکوم
163 دنبال‌کننده
963 عکس
132 ویدیو
1 فایل
بیش‌از‌حد‌اندیش ناکافی انزواطلب خوددرگیر _و مرگ بر ما سایه افکنده‌است. قفسه کتاب و فیلم: https://eitaa.com/mahkoomarchive صدای مشتری: https://daigo.ir/secret/56010530 @sani135
مشاهده در ایتا
دانلود
از چی؟
هدایت شده از افاضات
📪 پیام جدید https://eitaa.com/basedontrue/8971 دیدی‌ پسرای‌ تقریبا همسن خودت تو فامیل هستنا‌ بعد کلا بچه که هستی خیلی باهاشون‌ بازی میکنیو‌ اینا بعد مثلا دیکه ۱۳ و ۱۴ که میرسی یدفه میشه هفت پشت غریبه باید رسمی صحبت کنی مثلا به داداش میشه سلام خوبین؟ یکم خیلی یجوریه‌
کلا تعیین حد و حدود روابط با پسرهای فامیل که از بچگی همبازی بودید یکی از فرسایشی‌ترین بخش‌های روابط فامیلیه‌. هرکاریش بکنی خیلی یه جوریه. می‌فهمم کاملا
هدایت شده از افاضات
📪 پیام جدید https://eitaa.com/basedontrue/8973 منظور خستگی بود خوابم میاد
وقتی نصف شب میام بحث فلسفی راه بندازم ممبرم:
هدایت شده از افاضات
📪 پیام جدید https://eitaa.com/basedontrue/8975 دقیقا مثلا شوهر خاله و شوهر عمه و اینا از عمون اول که اومدن نامحرم بودن دیگه حدش معلوم بوده ولی این نه بعضی وقتا یدفه مثلا همون خودمونی‌ که حرف میزنم یجوری میشه جو انگار کار بدی کردما‌ اینجوری
آره می‌دونم کلا داستانه
حالا من خودم خیلی داستان دارم. ما غیر از نوه‌های بزرگ‌تر و خیلی کوچیک، پنج‌تا نوه‌ بودیم همه تو یه رنج سنی. من و برادرم، دختر عمو و پسر عموم و پسر عمه‌م. سال تولدا همه پشت سر هم و کلا خیلی همه چیز در کودکی عالی بود خصوصا که من و دختر عموم هم سن هم بودیم. گذشت تا حدود ۱۵،۱۶ سالگی ما عموم اینا مهاجرت کردن و کلا از ایران رفتن. من موندم و داداشم و پسر عمه‌م و خب دیگه کاملا تو جمع‌های فامیلی تنها بودم. چون کلا هم از اول خیلی کسی منو آدم حساب نمیکرد و یه دختر عموی هم‌سن داشتم که خیلی باهم حال میکردیم اونم که رفت. این هندل کردن سطح روابطم با پسر عمه‌م از این جهت سخت بود که تو جمعای فامیلی هم‌سن‌های من داداشم و پسر عمم بودن اینام که همش پیش هم بودن و منم مثلا برای اینکه تنها نمونم دوست داشتم برم پیش اونا. خلاصه که فامیل کلا داستانه.
اینم راهکار طلایی یکی از بچه‌هاست خدمت شما
هدایت شده از افاضات
📪 پیام جدید https://eitaa.com/basedontrue/8974 باز خوبه یه سلام خوبین میگین.. من یسری داشتم یکی یکی به همه سلام میکردم تا رسیدم به پسره سریع محل رو ترک کرد.😐😂دم پله ها وایساده بود یهویی دوید رفت تو زیرزمین یا باهم چشم تو چشمم میشیم بعد انگاار نه انگار یطوری خودشونو میزنن به اون راه که.. یه بار من سریع سلام کردم ببینم چی میشه..بنده خدا جا خورده بود یهو میخکوب شد جواب سلامو که داد در رفت🤣
محکوم
پسره بی لایک: