eitaa logo
بسیج دانشگاه ملی مهارت دختران قم
539 دنبال‌کننده
3هزار عکس
495 ویدیو
21 فایل
بِسمـ‌اللّٰه!🇮🇷 . . 🖇 بسیج دانشجویی دانشگاه ملی مهارت دختران قم . . 🇮🇷وطن دوستی ، مهارتِ ملیِ ماست🇮🇷 . . 💭راه ارتباط: @Zahra_Barzehkar 🌍بسیج‌دانشجویی‌استان‌قم: @Bso_kh_qom
مشاهده در ایتا
دانلود
📣 روایت حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای از تاکید پیامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله بر اقامه نماز روزهای یکشنبه ماه ذی‌قعده ➕ نحوه خواندن نماز 💬 رهبر شهید انقلاب: روزهای یکشنبه‌ی ماه ذی‌قعده ایّام توبه و انابه است و عملی دارد که مرحوم عارف بزرگوار حاج میرزا جواد آقای ملکی در المراقبات نقل میکند از رسول مکرّم اسلام که خطاب به اصحاب خود فرمود: 🌷 کدامِ از شماها مایلید توبه کنید؟ همه گفتند ما میخواهیم توبه کنیم -ظاهراً ماه ذی‌قعده بوده است- طبق این نقل و این روایت حضرت فرمودند که در روزهای یکشنبه‌ی این ماه این نماز را -یک نمازی با یک خصوصیّتی در مراقبات ایشان ذکر میکنند- انجام بدهید. ۱۳۹۴/۰۶/۱۸ 🗓 انتشار به مناسبت یکشنبه‌های ماه ذی‌القعده ۱۴۴۷ 🖥 Farsi.Khamenei.ir
از غدیر تا عاشورا ✨ سلام خوبین؟🖐🏻👀‌ قراره چله بگیریم،یعنی چهل روز از شب اول ذی‌الحجه🌖(همین امروز) تا روز عاشورا🕯 برنامه داریم📚 برنامه مون در کنارهم👥: 🔸 حکمت‌خوانیِ روزانه (فرازهای کوتاه و دلنشنین نهج‌البلاغه) 🔹آشنایی با وقایع مهم ماه ذی‌الحجه (از دهه ولایت تا روز مباهله) 🔸 مدح و بیان فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام 🔹دشمن شناسی (یهود دشمن سرسخت اسلام!) 🔸 زیارت عاشورا 🏳از ولایت علوی تا حماسه حسینی🏴 تاریخ شروع: یکشنبه۲۷اردیبهشت‌ پایان چله: پنجشنبه۴تیر همراه ما باشید♥️: 💛✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱 https://eitaa.com/joinchat/855573775Cea4cb1f335 ✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱💛
«وقتی فرعون خواب بود»|ماجرای خانه ها ،آدم ها و خیابان ها طولِ علمِ توی دستش دو برابر و نیمِ طولِ خودش است. با حساب وزنِ پرچم که از پارچه های پُر تراکم است سنگین در می آید. تا مادرش یواش جایی از پرچم را می گیرد که تعادلش حفظ شود شصتش خبردار می شود و جیغ می کشد. همراه پرچم تِلوتِلو می خورد . آن رفیق بی کلک هم تسلیم می شود و عقب می نشیند که به رگِ استقلال آن پنجاه، شصت سانت آدم بر نخورَد. زورِ باد به پرچم می رسد و زور پرچم به او. آخرش فِزِرتَش قَمصور می شود و می چرخد و تِلِپ با صورت زمین می خورد و با گُلِ قالی میدان قاتی می شود. روی لپ ها و پشت دست هایش خراشیده . دردش آمده. زار می زند و همان موقع باز هم می خواهد آن قصه را تکرار کند... دیدن این قاب ها برای ما عادی شده. میدان داری با بچه ها آن هم با پای پیاده عذاب اَلیم است خاصه بچه ای که هنوز عقل در نیاورده، دارد سر و کله«احساسِ مالکیتش»پیدا می شود. می روم دست هایش را می گیرم توی دست هایم. کوچکست. سرد است. هنوز بوی بچه می دهد. مسیرِ گریه با خراش روی صورتش قاتی شده. می گویم:«خوبت شد؟ برای انقلاب خش برداشتی!» ساکت می شود و تقلا می کند که از بغلِ آن رفیقِ بی عار پایین بیاید و علم را بردارد. ساعت از دوازده شب گذشته. یعنی این وقتِ شب مردم چی از جانِ میدان و خیابان می خواهند که دل نمی کَنَند. فرعون شب ها کَپه مرگش را می گذارد. سرد و گرم نمی شود. ولی آدم های میدان..... انگار این شصت سانت آدم که دست هایش یخ است و هنوز بوی بچه می دهد، همین بچه که می خواهد تنهایی علم را بردارد و دست و پِلَش توی میدان خش برداشته ،موسی ست. آن علمْ عصا و میدان وادی مقدس طوی.... او هم قاتی بقیه مبعوث شده و خدا دارد او را می بیند! جوان بیست ساله ای که بشود چشم باز می کند و می بیند میان خشکی نیل ایستاده و فرعون روی امواج پشت سرش بالا و پایین می رود و نفس نمی کشد. 🖋 طیبه فرید 📲راه ارتباطی: ↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
عصر حجر امشب در تجمع حاج آقایی مردم را دعوت می‌کرد به نوشیدن چای آتیشی. دیدم بنی قابیل ما را از عصر حجر می‌ترسانند، خبر ندارند ما با طبیعت مأنوس تر از این حرف‌هاییم. ما در تعطیلاتمان پناه می بریم به دشت و دمن و زندگی به سبک عصر حجر . خود من همیشه آرزو داشتم مثل پرین برای خودم از چوب قاشق و بشقاب بتراشم. اصلا این چه تهدید مسخره ای‌ست برای کسانی که هر سال اربعین تکنولوژی های مدرن را رها می‌کنند و می‌زنند به دل بیابان تا مسیری که با ماشین کمتر از سه ساعت است، سه روز پیاده طی کنند و اگر سعادت حضور پیدا نکنند اشک می‌ریزند برای خاک و خلی که نخورده‌اند، برای آفتابی که نسوزاندشان ، برای تاولی که ننشست روی پایشان.... ما را از چه می‌ترسانید؟ ما از اینهمه واسطه‌ای که مدرنیته چپانده میان ما و طبیعت خسته‌ایم، بیایید شرشان را از سر ما کم کنید تا چند صباحی خدا را میان آفریده‌هایش تنفس کنیم. بعد خودمان سر فرصت بهترش را می‌سازیم. ما عاشق ساختنیم. نمی بینید دخترانمان را که در عصر ماشین آلات غول پیکر، ماه‌ها گره گره ابریشم می چینند کنار هم تا یک فرش ببافند. فرشی که مثل طبیعت می‌بیند، می‌شنود و حرف می زند. گیرم نیروگاه های برق را زدید، عوضش «شب» را به ما برمی‌گردانید. شب با همه هیبتش و سکوتش و ستارگانش و عروجش... ما از زندگی حجری نمی‌ترسیم، از زندگی بقری می‌ترسیم. بقری که همه هم و غمش علفش باشد و‌ آسایشش و در راستای رسیدن به اینها پیش هر پستی سر خم کند و به هر خفتی تن دهد. ما را از عصر حجر نترسانید که از تبار صخره ایم و جز در برابر خداوند نه می شکنیم و نه سر خم می‌کنیم. 🖋 فاطمه موسی 📲راه ارتباطی: ↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
| 🇮🇷 🔺️ریز جزئیات از شــــب های موکـــــــــــب بسیج دانشجویی دانشگاه ملی مهارت. 📍 📲راه ارتباطی: ↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]