eitaa logo
کانون بسیج پیشکسوتان شهرستان اردبیل
79 دنبال‌کننده
319 عکس
203 ویدیو
1 فایل
کانون بسیج پیشکسوتان شهرستان اردبیل
مشاهده در ایتا
دانلود
*عبرتی شگفت انگیز از گردش روزگار* ✅ در زمان به قدرت رسیدن *صدام* در عراق ، از جمله احزاب مخالف صدام حزب سوسیالیست بود که صدام دستور قلع و قمع اعضای آن را به برادر ناتنی خود *برزان تکریتی* سپرده بود . یکی از دستگیر شدگان این حزب ، *میاده* زن جوان ۲۲ ساله و شوهرش بودند که هر دو به اعدام محکوم شدند . *میاده* نُه ماهه باردار بود و روزهای آخر بارداری خود را طی می‌نمود که قبل از اعدام نامه‌ای برای *برزان تکریتی* می‌نویسد و از او در خواست می کند که اعدامش را تا زمان تولد بچه به تأخیر بیاندازند. *برزان* قبول نکرد و در جواب نامه‌ی *میاده* نوشت : *جنین داخل شکمت هم باید بمیرد و با تو دفن گردد ...* *میاده‌* که روزهای آخر بارداری را طی میکرد ، در روز موعود به پای چوبه‌ی دار رفت و التماسهای او تاثیری در تاخیر حکم *برزان* نداشت . *میاده* در حین اعدام ، بالای دار وضع حمل کرد و فرزند پسری با بند ناف به روی تخته، به پایین افتاد. *رضیه* زنِ زندانبان، با اشاره رییس زندان، طفل را در لباس‌های مادرش پیچیده و به گوشه‌ای منتقل کرد !. *برزان* پس از اجرای حکم اعدام از رییس زندان، حال و روز *میاده* و جنین‌ش را جویا شد و گزارش خواست . رییس زندان نیز در گزارش نوشت : *جنین با مادر در چوبه‌ی دار ماند تا مُرد ...* رییس و پزشک زندان و *رضیه* زنِ زندانبان، با هم ، هم‌قسم شدند که همدیگر را به *برزان تکریتی* نفروشند و توافق کردند که *رضیه* نوزاد را به خانه‌اش ببرد و با راضی کردن شوهرش شناسنامه برای کودک بگیرد ... از آن‌ پس نوزاد را *ولید* می‌خواندند ... سال ها گذشت و ولید بزرگ شد . برادر *میاده* (دایی واقعی ولید) در آلمان زندگی می‌کرد و سالها پیشتر، خبرهایی درباره خواهرزاده‌اش *ولید* از *رضیه* دریافت کرده بود. او در سال ۲۰۰۳ میلادی و پس از سقوط رژیم بعثی صدام به عراق برگشت تا یادگار خواهرش *میاده* را پیدا و با خود به آلمان ببرد و از روی آدرس و نشانیهایی که *رضیه* داده بود او را یافت ... *ولید* قبول نکرد که، به آلمان مهاجرت کند و گفت: *رضیه* مثل مادرم هست ، او جان مرا نجات داده و زحمت بسیاری برای من‌ کشیده ، هرگز تنهایش نمی گذارم ... این اتفاق زمانی بود که رضیه بازنشسته شده بود . رضیه با خواهش از مسوولین ، *ولید* را به جای خود، به عنوان زندانبان و مأمور زندان استخدام می‌کند . ملت عراق، افراد حزب بعث را یکی پس از دیگری دستگیر میکردند ، از جمله دستگیر شدگان *برزان تکریتی* برادر ناتنی صدام بود . از قضای الهی، *ولید* پسر *میاده* ، مسئول مستقیم سلول *برزان تکریتی* شد و هم آنجا بود که قصه‌ی مادر و فرزند درون شکمش را به برزان گفت . پس از صدور و تأیید حکم اعدامِ *برزان* ، *ولید* به عنوان زندانبان مأمور اجرای اعدام او شد و با دست خود *طناب دار* را بر گردن *برزان* انداخت . بدین‌سان دست حق، ستمگر بی‌رحم را از جایی که گمان نمی کرد، به سزای اعمالش رساند ... *یقیناً روزگار به گردن‌کشان و ظالمان مهلت می دهد، تا شاید برگردند، ولی فراموشی در کار روزگار و در جزاء و کیفر أعمال ستمگران وجود نخواهد داشت ...* *چه آشناست وعده‌های خداوند در جزای ظالمانی مانند نمرود که بدست نوزادی محکوم به مرگ و رها شده در آب مجازات شدند ...* *ای انسان به چه چیز خود مغروری که ظلم می کنی ؟؟؟* 🌿
▪️یکی از یاران امام مجتبی (علیه السلام) نقل می‌کند: وقتى امام در مدائن (توسط عده‌ای از معترضان) مجروح شدند خدمت آن حضرت رسيدم... . حضرت فرمودند: به خدا سوگند كه معاويه براى من بهتر از اين مردم است! خیال می‌کنند كه شيعه من هستند. و حال آنكه كمر به قتل من بسته و بارم را به غارت و مالم را به تاراج بردند... به خدا اگر با معاويه جنگ كنم همين‌ها مرا دست بسته تحويل او خواهند داد! . 👈🏻 روزی پدرم امیرالمومنین علیه السلام به من فرمود: ... 🔻در حکومت معاویه حق مندرس می‌شود 🔻و باطل آشکار می‌گردد 🔻و صالحان لعن می‌شوند 🔻و هر كه در راه حق با او دشمنى ورزد، كشته مى‌‏شود 🔻و هرکه در راه باطل ولايت او را بپذیرد، صاحب قدرت می‌شود. 👈🏻 و این گونه خواهد بود تا اینکه خداوند مردی [حضرت مهدی علیه السلام] را در آخرالزمان و در دوران سختی و ناآگاهی مردم برانگیزد... 🔸در دوران او کافری باقی نخواهد ماند مگر اینکه به او ایمان بیاورد 🔹و بدکاری نخواهد بود مگر اینکه صالح و درستکار خواهد شد 🔸در حکومت او حتی درندگان رام و بی‌آزار می‌شوند، 🔹زمين، گياهانش را بيرون مى‌‏دهد 🔸و آسمان، بركتش را فرو مى‌‏فرستد 🔹و گنج‌‏هاى نهان برايش پديدار مى‌‏شوند. 🔸او شرق و غرب عالم را چهل سال (کنایه از سالهای طولانی) در اختيار خواهد داشت. 🍀 خوشا به حال كسى كه روزگار او را دريابد و سخن او را بشنود! . 📚 الاحتجاج، ج2، ص290. . . . یا محسن بحقّ الحسن عجّل لولیک الفرج
❣کات استیون از خواننده های معروف انگلستان بود كه پس از سال ها خوانندگی و آوازخوانی به سرطان حنجره دچار شد. ❣کات استیون به بیمارستان مراجعه كرد و دلیل ریزش این همه خون از گلویش را جویا شد و پزشكان متخصص بعد از انجام آزمایشات پزشكی مشخص كردند كه آقای كات استیون به سرطان حنجره دچار شده است. توصیه های پزشكان این بود كه او نباید تا آخر عمر با صدای بلند صحبت كند و هرگز نباید آواز بخواند. ❣پس از مدتی كه كات استیون از حرفه ی خوانندگی كنار رفت سلول های سرطان زا به تمام قسمت های عصبی حنجره او نفوذ كرده بود تا جایی كه به سختی می توانست صحبت كند. او میگوید بسیار نا امید شده بودم چون باور كرده بودم كه به زودی مرگ به سراغم می آید لذا تصمیم گرفتم این مدت محدود باقیمانده عمرم را به كشورهای دیگر سفر كنم و خود را مشغول شناخت فرهنگ و آداب و رسوم ملت های دیگر كنم. ❣دراولین سفر خودم به كشور مصر كه كشوری تاریخی و كهن سال است سفر كردم به نمایشگاه كتاب در شهری رفتم که در این نمایشگاه كتاب های قدیمی از نویسندگان برتر مصر و دیگر نویسندگان مطرح دنیا آنجا موجود بود كه ناگاه چشمم به كتابی افتاد كه هر چقدر آن را نگاه كردم اثری از نویسنده نیافتم.كتاب تقریبا پرحجم و به زبان عربی نوشته شده بود و من هم توانایی مطالعه ی آن را نداشتم لذا نگهبانی را صدا زدم و سراغ نویسنده كتاب را گرفتم گمان میكردم كتاب آن‌قدر قدیمی است كه نویسنده ی آن معلوم و مشخص نیست. ❣نگهبان نگاهی به من كرد و گفت: نویسنده ی این كتاب خداوند آسمان ها و زمین است با شنیدن این سخن حس بسیار غریب و غم انگیزی به من دست داد و به قول معروف تمام موهای بدنم راست شد گفتم: امكان دارد من یك نسخه ی انگلیسی از این كتاب را ببینم؟ آن نگهبان یك نسخه از ترجمه قرآن را برایم آورد من هم وقتی آن را بازكردم میانه های كتاب بود اولین نگاهم به سوره ی یوسف افتاد وقتی آن را خواندم آنقدر برایم لذت بخش بود كه سه بار دیگر پشت سر هم آن را خواندم و با اشتیاق تمام به فراگیری زبان عربی پرداختم و با تلاش بسیار اندكی از متن عربی را هر روز میخواندم و برایم خیلی عجیب بود كه احساس می كردم گلو درد من شدت روزهای قبل را ندارد و كم كم از درد آن كاسته میشود تا اینكه روزی در اتاقم قرآن می خواندم كه خون بسیار زیادی از گلویم بیرون آمد من هم بسیار ترسیدم و گمان كردم سرطان تمام گلوی من را از بین برده است به سرعت من را به بیمارستان رساندند و پزشكان به بررسی آزمایشات و معالجه من پرداختند كه پس از مدتی همه ی آنها بهت زده و در نهایت تعجب و شگرف ساكت بودند و به من نگاه می كردند من هم اشك از چشمانم جاری شد گمان كردم اتفاقات بسیار بدی افتاده است ولی پزشكان من را در آغوش كشیدند و با صدای بلند گفتند: مژده ای بدهید آقای كات استیون اثری از سرطان باقی نمانده است من هم بلافاصله دانستم ✨كتاب خدا برای من شفا بخش بوده است و از آن روز به بعد قرائت قرآن را ترك نكرده ام و مردم رابه دین اسلام دعوت می كنم همیشه خدا را شاكرم چون قبل از اینكه مسلمانان را بشناسم قرآن را شناختم. ❣كات استیون بعد از اینكه مسلمان شد به ساخت مسجدهای زیادی در اروپا پرداخت و مردمان زیادی را خداوند به سبب ایشان هدایت كرده است وی نام خود را به یوسف اسام تغییر داد چون شفای خود را از سوره ی یوسف می داند و هم اكنون همراه پسرش(سامی یوسف) به خواندن سرودهای اسلامی به زبان عربی و انگلیسی مشغول هستند. 👈کسی هست ✨ این معجزه قرآن رامنتشر نکند؟!💖
بسم الله الرحمن الرحیم *چرانماز صبح از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است* : «در حدیثی از امام صادق -علیه‌السلام- آمده است : سؤال شد «چرا کعبه را کعبه نامیدند؟» فرمودند: «چون مربع است و چهارگوش » پرسیدند: «چرا مربع شد؟» فرمودند: «چون مقابل بیت‌المعمور در آسمان چهارم است و آن نیز چهارگوش است.» پرسیدند:«چرا بیت‌المعمور مربع شد؟» فرمودند: «چون محاذی عرش خداست که آن نیز چهارگوش است» پرسیدند: «چرا عرش چهارگوش شد؟» فرمودند: «چون از ۴ کلمه ای که این کلمات ۴ ستون و ارکان بنای اسلام است، تشکیل شده.: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» می‌دانید وقتی داریم نماز می‎خوانیم، موقع ذکر تسبیحات اربعه، مرتبه‌ی اولش در واقع داریم دور خانه‌ی خدا طواف می‌کنیم؟ و دومین باری که تکرار می‌کنیم دور بیت‌المعمور؟ و مرتبه سوم رسیدیم به عرش خدا و داریم عرشش را طواف می‌کنیم!؟ و اما کی می‌داند چرا آخر نماز سلام می‌دهیم؟ چون توی رکعات قبل نمازمان، رسیدیم به عرش خدا! حالا آن‌جا، توی عرش داریم پیامبر -صلی‌الله علیه و آله- و بندگان صالح خدا را می‌بینیم و سلام می‌دهیم! السلام علیک ایها النّبی و رحمة الله و برکاته.....السلام علینا و علی عبادلله الصالحین.....السلام علیکم و رحمة الله و برکاته «حالا می‌خواهم آن راز اصلی را بشما بگویم!» در نماز ظهر، ۲ مرتبه؛ نماز عصر، ۲ مرتبه؛ نماز مغرب، ۱ مرتبه؛ نماز عشاء، ۲ مرتبه. جمعا ۷ مرتبه. یعنی یک طواف کامل! در شبانه روز یک مرتبه دور خانه‌ی خدا طواف می‌کنیم! هر طوافی هم که با نماز بعدش کامل می‌شود. این‌جاست که آن دو رکعت نماز صبحمان، می‌شود همان دو رکعت نمازی که بعد از طواف، پشت مقام ابراهیم می‌خوانیم و اَعمال‌مان تکمیل می‌شود انشاءالله عزیزان! مراقب باشیم نمازصبحمان قضا نشود هرکس نماز صبحش عمدا قضا شود جزو غافلین محسوب میشود منتظران صاحب الزمان ۱و۲و۳