📣 دانشجوی انرژی اتمی، اولین شهید انقلاب اسلامی در مراغه
🔸رضا شکاری، دانشجوی سال دوم انرژی اتمی، اولین شهید انقلاب اسلامی در مراغه است، وی ۱۸دیماه سال ۱۳۳۶ در محله هفت دربند مراغه به دنیا آمد ، وی پنجمین پسر یک خانواده ۱۰ نفری بود.
🔸همزمان با آغاز شکلگیری تظاهرات در ۱۷ شهریور و ۱۳ آبان ۵۷ در تهران شرکت میکند. با اوج گیری راهپیماییها دیماه سال ۵۷ به مراغه بازمیگردد و در تظاهرات حضور فعال داشته است، سرانجام رضا در روز جمعه ۸ دیماه ۱۳۵۷ مصادف با ۲۸ محرم و ساعت ۱۰ صبح با اصابت گلوله از ناحیه سر قبل از رسیدن به بیمارستان در بیست و یکمین بهار زندگی به شهادت رسید.
#جارچی🔻
@jaarchi_AzarbayjanSharghi
کانال بزرگ استان آذربایجانشرقی🔺
هدایت شده از مسجد آیت الله شهیدی (تبریز)
عقیلة العرب الگوے عشق و عزٺ ماسٺ
ڪنار مرقد او مڪتب #شهادٺ ماسٺ
بہ این دلیل همیشہ بہ خویش مےبالیم
جوار رحمٺ او مایهٔ سعادٺ ماسٺ
#یا_زینب_ڪبرے_س🥀
#وفات_حضرت_زینب(س)💔
#تسلیت_باد🥀
#هیئت_وارثان_ثارالله_شاهد_تبریز
@masjed_ayatolla_hshahidi
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑شهید رییسی: حکمقصاص درمورد قاتل شهید سلیمانی باید اجرا شود.
زینب زینب - سلیم موذن زاده.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
⚫️ «زینب زینب»؛ نوحه معروف مرحوم سلیم موذن زاده اردبیلی
🏴 سالروز وفات حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) تسلیت باد
📣 سرپرست حوزه استاندار آذربایجان شرقی منصوب شد
🔸با حکم استاندار آذربایجان شرقی، رحیم قاسمزاده به عنوان سرپرست حوزه استاندار منصوب شد.
🔸استاندار آذربایجان شرقی همچنین عزیز جوانپور را طی حکمی به عنوان مشاور فرهنگی خود منصوب کرد.
#جارچی🔻
@jaarchi_AzarbayjanSharghi
کانال بزرگ استان آذربایجانشرقی🔺
📣 دستگيری سارقان منزل و کشف طلاجات ۹۰ میلیارد ریالی در تبریز
🔸سردار علی محمدی،جانشين فرمانده انتظامی استان:در پی وصول پرونده سرقت طلاجات از منزل به ارزش ۹۰ ميليارد ريال در تبريز موضوع در دستور کار کارآگاهان اداره عمليات پليس آگاهی قرار گرفت.
🔸در اين پرونده کارآگاهان توانستند متهمان را شناسايي و با هماهنگی قضايی هر ۳ سارق و يک نفر مالخر در يکی از استان های غربی دستگير و به مقر پليس دلالت دادند.
🔸مأموران از متهمان دستگير شده، بازجويی به عملآورده که به بزه منتسبه اعتراف و با تکميل پرونده به مرجع قضائی معرفی و با صدور قرار مناسب روانه زندان شدند.
#جارچی🔻
@jaarchi_AzarbayjanSharghi
اخبار ریزُ درشتِ آذربایجانشرقی🔺
هدایت شده از قطب نما ۱۴
.
❇️ امان از دل زینب ❇️
✍ پورخردمند
⚫️ سالروز وفات عقیله بنی هاشم ؛ پیام آور عاشورا ؛ اسوه صبر و شکیبایی ؛ به لرزه در آورنده کاخ یزید و خالق منشور «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا حضرت زینب کبری سلام الله علیها را محضر همه محبان و پیروان آل الله تسلیت می گویم .
مگر می شود در وفات آن بانوی مکرمه ؛ لب به سخن گشود اما قصه کربلا را مرور نکرد ؟ اصلا کربلا شناسنامه زینب است ؛ رنجنامه زینب است ؛ غمنامه زینب است . چه دلی داشت زینب که سوگنامه تاریخ را ورق به ورق خواند ؛ دلش آنگاه شکست که حادثه در و دیوار را به چشم دید و پهلوی شکسته مادر را به تماشا نشست و در کودکی طعم یتیمی را چشید . دلش خوش بود به اینکه سایه پدر بالای سرش هست اما خبر محراب مسجد و شهادت پدر ؛ داغ مصیبتش را تازه کرد . اینجا بود که همچو مرغی که بال و پرش شکسته باشد به برادرش حسن تکیه کرد و با شهادت مظلومانه او ؛ حسین یگانه حامی و غمخوار خواهرش شد اما گویی این داستان باید به آخر برسد ؛ دیگر طاقت زینب طاق شده بود ؛ آخر حسین ؛ جان زینب بود و زینب ؛ جان حسین . تازه ؛ غم حسین یک طرف ماجرا ست اینبار باید به تنهایی ؛ بار غم را به دوش کشد و خود تکیه گاه اهل بیت حسین گردد .
با شهادت حسین ؛ اسارت زینب آغاز می شود ؛ حسین با شهادتش و زینب با اسارتش هر دو یک ماموریت را دنبال کردند و آن کسب رضایت پروردگار بود .
ماموریت تمام نشده فقط صحنه و صحنه گردان عوض شده بود ؛ حسین جام شهادت سر کشید و زینب جام اسارت .
حسین گفت « هل من ناصر ینصرنی » اما زینب این را نگفت چون نیک می دانست کسانیکه بر شهادت حسین رضایت دادند بر اسارت زینب سر و دست خواهند شکست .
در مورد حسین گفته شد : «ان الله شاء ان یراک قتیلا » در مورد خاندان او خاصه زینب کبری (س) گفته شد : « ان الله شاء ان يراهن سبايا »
حسین در گودال قتلگاه بر حرامیان التماس نکرد زینب چگونه در میانه آتش خیمه ها ؛ چون برادر عمل نکند و غرور زنانه اش را در میانه هلهله و شادی ناکسان به حراج بگذارد ؟
گویند بر پیکر حسین چهار هزار زخم نشسته بود اما کیست که نداند بر روح زینب ؛ زخم زبانها نشسته بود .
حسین دلش قرص بود به این که خواهری چون زینب دارد اما بمیرم برای عمه سادات که تنها تکیه گاهش را از دست داده بود دیگر نه حسین بود و نه علمدار .
زینب و حسین هر دو به یک اندازه در شهادت مادرشان زهرا ؛ پدرشان علی و برادرشان حسن ؛ زانوی غم بغل گرفته بودند اما زینب غم مضاعف داشت و آن اینکه عزای حسین را نیز به باید به تنهایی بر دوش می کشید .
حسین همه اعوان و انصارش در کنارش بود اما زینب نمیدانست دخترکان و کودکان پراکنده در بیابان نینوا را چگونه دور هم جمع کند که هر کدام از ترس حرامیان و در میان خار مغیلان پنهان شده بودند .
حسین دو پسرش علی اکبر و علی اصغر را از دست داد و زینب نیز دو پسرش عون و محمد را از دست داد . هر دو برادرشان عباس را از دست دادند اما زینب علاوه بر عباس ؛ همه هستی خود یعنی حسینش را از دست داد .
نمیدانم بخاطر شهادت حسین باید بگرییم یا بخاطر اسارت زینب ؟ در گودال قتلگاه بیتوته کنیم یا منزل به منزل با زینب همراه شویم ؟ برای باب الحوائج علی اصغر سینه چاک کنیم یا برای باب الحوائج رقیه اشک ماتم بریزیم ؟ به صوت قرآن حسین در بالای نیزه دل بسپاریم یا در مجلس ابن زیاد و یزید لعین به خطابه آتشین زینب گوش فرا دهیم ؟
هر چه هست قصه این خواهر و برادر را با هم نوشته اند ؛ سرنوشتشان را با هم سرشته اند . بیایید در وفات زینب کبری (س) با معرفت برایش بگرییم چرا که حسین تنها یک عاشق دارد که آنهم زینب است .
اگر آنروز حسین و زینب تنها بودند
نگذاریم که آن واقعه تکرار شود
« وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ »
https://eitaa.com/ghotbnama1