«ماه خونین» امشب آسمان ایران را قرمز میکند
شامگاه امروز ۱۶ شهریور آسمان میزبان ماه گرفتگی کامل است که ۵.۸ میلیارد نفر از ساکنان زمین میتوانند نظارهگر آن باشند.
آغاز گرفت جزئی این رخداد ساعت ۱۹:۵۶ دقیقه و پایان گرفت جزئی مرحله دوم در ساعت ۲۳:۲۶ دقیقه است.
در ماهگرفتگی پیشرو، ماه حدود یک ساعت و ۱۵ دقیقه بهطور کامل در سایه زمین قرار میگیرد و مردم ایران از ساعت ۲۰ تا حدود ۲۳:۳۰ میتوانند این پدیده را مشاهده کنند.
♦️ شهرام دبیری رو که یادتونه
معاون پزشکیان که رفته بود قطب و بعدا برکنار شد و مدیر بیمارستان ولیعصر تبریز که بهمن سال قبل در آن بجای دارو به بیماران سرطانی آب مقطر تزریق شد و منجربه فوت۲۰ نفر شد
🔹حالا خبر اومده برای تصاحب صندلی هیئت نظام پزشکی تایید صلاحیت شده !
واقعا این زالوها از جون مردم چی میخوان !
🚨 به لشکر سایبری قدس بپیوندید
https://eitaa.com/joinchat/542441666C7e7c280a3b
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ تصویری از نظم خیرهکننده ارتش چین در رژه اخیر که همچنان وایرال شبکههای اجتماعی است
🚨 به لشکر سایبری قدس بپیوندید
https://eitaa.com/joinchat/542441666C7e7c280a3b
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️بانک اهداف باند جنایتکار و رژیم حرامزاده
🚨 به لشکر سایبری قدس بپیوندید
https://eitaa.com/joinchat/542441666C7e7c280a3b
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ وقتی محتویات گاوصندوق خانۀ شهید طهرانچی همه را غافلگیر کرد
🚨 به لشکر سایبری قدس بپیوندید
https://eitaa.com/joinchat/542441666C7e7c280a3b
🌺بخشهایی از وصیتنامه شهید سعدی موسیوند
🍃خدایا، تو شاهد باش که در کمال صحت و سلامتی و فراقت از هر گونه قید و فشاری و بدون هیچ گونه چشم داشتی، به این هجرت دست زدم.
🍃پروردگارا، از میان یاران و همسفران، عده ای نجات یافتند و به ساحل لقایت رسیدند. و عده ای زیر پای این امواج سهمگین از بین رفته اند. پروردگارا مرا به آرزویم برسان من آرزوی شهادت دارم.
🍃حسین جان، تو شاهد باش که اسلام مظلوم است، مولا جان، شاهدی ما به خاطر مظلومیت اسلام و لبیک گفتن به خمینی کبیر که بانگ هل من ناصر ینصرنی» شما را بر لب دارد به این جا آمده ایم.
🍃ای فرزند فاطمه، (حسین جان) لبیک ما را بپذیر.
🍃قدر نعمتِ بزرگِ انسان بودن را بدانید و شکرگذار باشید و شکر آن همانا گسستن از قید و بندهای دنیوی و آزادگی است. پس آزاده باشید.
🆔 @Isaar_Mag
شخصی مادرش الزایمر داشت...
بهش گفت مادر یه بیماری داری ، باید بخاطر همین ببریمت آسایشگاه سالمندان...
مادر گفت : چه بیماریی؟
گفت : الزایمر...
گفت : چی هست...
گفت: "یعنی همه چیو فراموش میکنی..."
گفت انگار خودتم همین بیماریو داری...
گفت : چطور؟
گفت : انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم ، چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی ، قامت خم کردم تا قد راست کنی..
پسر رفت توی فکر...
...
برگشت به مادرش گفت : مادر منو ببخش...
گفت : برای چی؟
گفت : به خاطر کاری که میخواستم بکنم...
مادر گفت :
"من که چیزی یادم نمیاد...."❤️🍂