📣 اسامی و نشانی دقیق سرویس بهداشتی های دائمی و سیار اطراف حرم مطهر امام علی علیه السلام
۱) سرویس بهداشتی درب شارع امام صادق علیهالسلام(دائمی)
حمام دارد ✅
https://nshn.ir/7b_seRQAAGks
۲) سرویس بهداشتی درب شارع امام زین العابدین علیه السلام( دائمی)
حمام دارد✅
https://nshn.ir/7b_s7qYAAFBg
۳) سرویس بهداشتی مزار صافی صفا (دائمی)
حمام دارد ✅
https://nshn.ir/sb_sPG2AA2lo
۴) سرویس بهداشتی خیابان بنات الحسن ( انتهای شارع الرسول سمت راست)
حمام دارد ✅
https://nshn.ir/Qb_riMWAAVXd
۵) سرویس بهداشتی خیابان السور(سیار) ، مابین پارکینگ طبقاتی و ستاد عتبات عالیات
حمام ندارد ❌
https://nshn.ir/sb_sCqyAA7CB
۶) سرویس بهداشتی مدینةالرضا للزائرین (دائمی)
حمام دارد ✅
https://nshn.ir/sb_s_sQAAkK5
۷) سرویس بهداشتی خیابان السور (سیار) مابین پارکینگ طبقاتی و ورودی قبرستان وادی السلام
حمام ندارد ❌
https://nshn.ir/rb_s-seAALd-
۸) سرویس بهداشتی روبروی شارع امام زین العابدین علیه السلام جنب اداره پلیس (سیار)
حمام ندارد ❌
https://nshn.ir/rb_s1v2AAicJ
۹) سرویس بهداشتی درمانگاه خیابان امام زین العابدین علیه السلام (دائمی)
حمام دارد ✅
https://nshn.ir/sb_s77pAA4na
۱۰) سرویس بهداشتی مابین پل ثورة العشىرين و مسجد شاکری (سیار)
حمام ندارد ❌
https://nshn.ir/Qb_szV_AAmq4
۱۱) سرویس بهداشتی مسجد شاکری، مابین پل ثورة العشرین و پارک بازی خانواده (دائمی)
حمام دارد ✅
https://nshn.ir/Qb_szV_AAmq4
۱۲) سرویس بهداشتی (سیار )مابین پل ثورة العشرین و درمانگاه حلال احمر
حمام ندارد ❌
https://nshn.ir/rb_sW1OAAy1e
۱۴) سرویس بهداشتی صحن حضرت زهرا سلام الله علیها (برادران)
هم از طبقه همکف و هم از طبقه پایین راه دارد
حمام دارد ✅
https://nshn.ir/rb_sSYyAAviY
۱۵) سرویس بهداشتی صحن حضرت زهرا سلام الله علیها (خواهران )
هم از طبقه همکف و هم از طبقه پایین راه دارد
حمام دارد ✅
https://nshn.ir/rb_sEXPAAvM2
📣 اسامی و نشانی دقیق درمانگاه های اطراف حرم مطهر امام علی علیه السلام
۱) درمانگاه۱ حرم
مابین درب شیخ طوسی و شارع امام زین العابدین علیه السلام
https://nshn.ir/sb_s7QWAAC48
۲) درمانگاه ۲ حرم مطهر
مابین ورودی شارع امام صادق علیهالسلام از سمت حرم و سرویس بهداشت درب شارع امام صادق علیهالسلام
https://nshn.ir/sb_sEeOAAFly
۳) درمانگاه هلال احمر ایران در نجف
خیابان سور جنب هتل نبا
https://nshn.ir/rb_s1VOAAle6
۴) درمانگاه نجف
خیابان سور مقابل درمانگاه هلال احمر ایران
https://nshn.ir/sb_sfBOAAyrN
۵) بیمارستان امام علی علیه السلام
دارای بخش های اورژانس و تخصصی و فوق تخصصی
ابتدای خیابان قادسیه
https://nshn.ir/2b_23zpACxYc
۶) بیمارستان الحکیم العام
شارع کوفه ابتدای خیابان الغدیر
https://nshn.ir/rb_7KE5ACuur
🔴 در صحن حضرت زهرا سلام الله علیها هم در قسمت زیر زمین و همکف غرفه هایی جهت حضور دکتر و داروخانه تعیین شده است .
🔴 در تمامی درمانگاه ها و بیمارستان ها مترجم ایرانی وجود دارد .
⭕️ شماره تماس هلال احمر : ۱۱۲
⭕️شماره تماس اورژانس عراق : ۱۲۲
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مکالمه جالب و شنیدنی با نوجوانان دهه هشتادی که معتقد بودند تمام بدبختیهای ایران از سال ۵۷ شروع شده
امروز ساعت ۵ صبح دخترم بیدارم کرد
گفت: بابا من عروس دارم من و میبری سالن
گفتم: اره دخترم میبرم
وقتی امدم از در پارکینگ بیرون تو ماشین نشستم تا دخترم بیاد دیدم یه اقای پاکبانی داره کوچه رو جارو میکنه ولی خیلی ناشیانه و اصلا معلومه بلد نیست خب من پاکبان کوچه رو میشناختم اقای عزیزی یه پیرمرد خوش برخورد و با حال بود..
ولی نوع جارو كردن این كمى ناشيانه بود؛ تا حالا در طى صدها روز ده ها پاكبان رو ديدم و حاليم بود كه اين يارو اين كاره نيست؛ رفتم دخترم و رساندم و برگشتم
دیدم هنوز داره با آشغالها بازی میکنه.
كم كم اين مشكوك بودنش رفت رو مُخم.
در ماشین رو باز كردم و صداش كردم «عزيز خوبى؟
يه لحظه تشريف بيار.
خيلى شق و رق اومد جلو و از پشت عينك ظريف و نيم فريمش خيلى شُسته رُفته جواب داد:
«سلام. در خدمتم مشكلى پيش اومده؟»
از لحن و نوع برخوردش جا خوردم.
نفس هاش تو سحرگاه زیادی پر انرژی بود؛ به ذهنم رسید که یه کم مهربان تر برخورد کنم.
"خسته نباشی گفتم بیا تو الاچیق یه قهوه بزنیم"
بعد تكه پاره كردن يه چندتا تعارف اومد داخل و نشست.
اون يكى هدفون هم از گوشش در آورد؛ دنباله سيم هدفون رو با نگاهم دنبال كردم كه ميرفت تو يقه ش و زير لباس نارنجى شهرداريش محو مي شد.
پرسيدم «چى گوش ميدى؟».
گفت: «يه كتاب صوتى به زبان انگليسيه».
كنجكاوتر شدم : « انگليسى؟! موضوعش چيه؟»
گردنشو كج كرد و گفت: «در زمينه اقتصادسنجى».
شكّم ديگه داشت سر ريز مي شد!
« فضولى نباشه؛ واسه چى يه همچی چيزى رو مى خونى؟».
با يه حالت نيم خنده تو چهره ش گفت: «چيه؟ به يه پاكبان نمياد كه مطالعه داشته باشه؟ ... به خاطر شغلمه. »
از سرایدار ساختمان دو تا ابجوش گرفتم
دو تا علی کافه انداختم
رفتم سر میز متعجب تر پرسیدم که متوجه نميشم
اين اقتصاد و سنجش و اين داستان ها چه ربطي به كار شما داره؟».
نگاه ش را يه لحظه برگردوند و بعد دوباره به سمت من نگاه كرد و گفت: « من استاد هستم تو دانشگاه. »
قبل از اينكه بخام چيزي بپرسم انگار خودش فهميد گيج شدم
و ادامه داد: « من پدرم پاكبان اين منطقه است. اقاى عزيزى.
در مورد شما و روانشاد پسرتونم هم براى ما خيلى تعريف كرده همیشه میگفت یه پهلوون تو کوچه هست که مهربانه.
امشب تا دیدم شناختمون چون عکس تون رو با بابا دیده بودم.
جناب خمارلو من دكتراى اقتصاد دارم؛ و دو تا داداشم يكي مهندسه و اون يكى هم داره دكتراشو مي گيره.
به پدرم هر چى ميگيم زير بار نمى ره که بازخريد شه؛
ما هم هر ماه روزايي رو به جاى پدرمون ميايم كار مى كنيم كه استراحت كنه. هم كمكش كرده باشيم
هم يادمون نره با چه زحمتى و چطورى پدرمون ما رو به اينجا رسوند.»
چند لحظه سكوت فضای بین ما رو گرفت و نگاه مون تو هم قفل شده بود.
استكان رو گذاشتم رو ميز و بلند شدم رفتم سمتش.
بغلش كردم و گفتم «درود به شرفت مرد.
قدر باباتم بدون.
خيلى آدم درست و مهربونیه..
✍️ سپهرخمارلو