🔰 ما از آمریکا نمیترسیم ولی ...
@resaneh_hywh:پیج اینستاگرام
🆔کانال حوزه شهید احمدی روشن
https://eitaa.com/basijpnuab
هدایت شده از کانون خبر
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ فیلم دردناکی از ثانیه های ابتدای بمباران مدرسه میناب
این دو دختر ریحانه و مستانه باقریان منش هستند که بطور معجزه آسایی زنده مانده اند.
@KanoonKhbar
@resaneh_hywh:پیج اینستاگرام
🆔کانال حوزه شهید احمدی روشن
https://eitaa.com/basijpnuab
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ آمریکاییها جایی در خلیج فارس ندارند مگر در قعرِ آبهایش!
📝 به حول و قوّه الهی آیندهی درخشان منطقهی خلیج فارس، آیندهای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش. و زنجیرهی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایهی تدابیر و سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعهی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.
🗓 حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی | ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣📹 صدای مکبر آقا در رواق کشوردوست پیچید
@resaneh_hywh:پیج اینستاگرام
🆔کانال حوزه شهید احمدی روشن
https://eitaa.com/basijpnuab
"شهید علی حفیظی"
لب تر کردم که:
اجازه داریم از روند مصاحبه عکس و فیلم بگیریم؟!صداتونو ضبط کنیم؟!
مادر سرش رو همراهِ لبش تکون میده:بله کاملا.
ازشون خواستیم از اون روز برامون روایت کنند،روزی که انفجار شد:
«ساعت ۱۱:۱۵ از مدرسه به تلفنِ ما زنگ زدن که بیاید دنبال بچه ها،آبسالان رو زدن،درمونگاه کنارِ مدرسه.
اونجا همهمه بود.
پرسیدم:اون زمان زده بودند مدرسه رو ؟!
با لبخند گفت:«نه،ساعت۱۱:۲۲ زدند،فکر میکنم ما تو مسیر بودیم»
اسمِ علی که میومد،بغض کنترل شده ش،تبدیلبه اشکِ روی گونه میشد.
ادامه میده:
«میناب خیلی شلوغ بود اون قسمت!
نمیدونستم چرا؟!
من و بابای علی و آبجیش تو مسیر مدرسه بودیم.
گفتم آبسالان که با مدرسه علیِ من کمی فاصله داره،پس چرا همه تو مدرسه جمع شدند؟!
از کسی پرسیدم چی شده ؟!فهمید از خانواده ی
دانش آموزیم گفت نمیدونم!»
از اینجا به بعد رو نتونست روایت بکنه!
گفت:«ادامه روند پیدا شدن علی رو باباش باید روایت بکنه،چون ایشون رفتند برا پیدا کردنِ علی.»
علی یک روز بعد پیدا شده بود.!
قبل روایتِ بابا،مامان از شب قبل پیدا شدن علی گفت:«من اون شب با علی حرف زدم،بهش گفتم مامان تو قوی هستی،چشماتو باز کن،چشماتو باز کن علی!
امام حسین کمکت میکنه.
فردا بابا میاد دنبالت تا پیدات کنه،چشمات رو باز کن علی!»
قطره اشکی از چشمش اومد پایین،و با بغض جمله ی بعدی رو گفت:«وقتی علیِ من پیدا شد،چشماش باز بود.»
@resaneh_hywh:پیج اینستاگرام
🆔کانال حوزه شهید احمدی روشن
https://eitaa.com/basijpnuab