eitaa logo
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان
1.1هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
912 ویدیو
62 فایل
✨این جا قرار است با هـم معلم بودن را تمرین ڪنیم... روابط عمومے @FKarimi82 ارتباط با مسئول بسیج مرڪز شهـید رجایی @zeinabs313 💠 جهـت ثبت نام در بسیج بہ آیدے زیر مراجعہ ڪنید. ترددی @R_Nasrollahii خوابگاهی @ZeinabMobasheri 🔸️https://zil.ink/bsrajaii
مشاهده در ایتا
دانلود
47.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمه بابا آمده برخیز تا کاری کنیم آبرو داری کنیم ... با لباس پاره باید میهمان داری کنیم آبرو داری کنیم ... آبرو داری کنیم... 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان
عمه بابا آمده برخیز تا کاری کنیم آبرو داری کنیم ... با لباس پاره باید میهمان داری کنیم آبرو داری کنی
جاده‏های بیابانی، حرمتِ پاهای زخمی را نگاه نداشته‏ اند. تازیانه‏ها پیکرِ سه‏ ساله را خوب می‏شناسند... و خورشیدی که آتش می‏گرید و عطش را در حنجره‏ها سنگین‏تر می‏کند. و اینک، شبِ شام، سنگین بر شهر لمیده است؛ چنان که سقفِ ویرانه را توانِ تحمّل نیست. لهیبِ ماتمی که از خرابه می‏ترواند، قصرِ ابلیس را به آتش کشیده است. بادها زوزه می‏کشند و ابرها، سیاه اشک می‏ریزند. امّا میان این همه غوغا، ضجّه‏ای کودکانه، ستون‏های متزلزل شام را به لرزه نشانده است. کسی پیش‏تر اگر رفت، خواهد شنید و خواهد دید دخترکی سیاه‏پوش که هر لحظه، نامِ پدر بردنش، عطوفت را در دلِ حتّی سنگ‏ها، به آتشفشانی بدل می‏کند... 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
4_5891145127954485988.mp3
22.26M
کربلایی حسین طاهری 🥀کربلا🥀 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
فتح خون، کوفه.mp3
16.38M
🎼 🏴 امت اسلام، کجا هستند..؟ 📖 برش‌هایی از کتاب «فتح خون»، نوشته سیدمرتضی‌ آوینی... تدوین : اسما نقیبی گوینده : زینب مباشری 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
5.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️خدایا اگر در وجود من یک مانعی از درک فیض ابی عبدالله هست برطرف بفرما. 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
من حر گنه کار تو هستم..؛ من یار وفا دار تو هستم✨ -توبه‌حر- 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان
من حر گنه کار تو هستم..؛ من یار وفا دار تو هستم✨ -توبه‌حر- #محرم #معاونت_رسانه 💠بسیج دانشگاه فرهن
چرخی زد و شمشیر را دایره کرد. چرخید و چرخید و چرخید. با شتاب از خویشتن برون زد؛ خالی از خویش شد و تهی از حضور پریشان و آشفته‏اش. گریزان از خویش، پندارهای پوچ و پریشان را چون غباری پشت سر نهاد و رو در روی آفتاب، تمام شرمساری و پشیمانی‏اش را به خاک افتاد. حادثه در آستانه اتفاقی تازه‏تر از خون رگ‏های غیرت حرّ بود. حادثه در تماس تبسم‏های حسین علیه‏السلام و اشک‏های حر، سرشار از شکوه شده بود... حادثه، چشم به راه یک اتفاق بارانی بود. نگاه حسین علیه‏السلام چونان آفتاب، بر نگاه جاری حرّ تابید. حرّ بی‏قرار و بی‏تاب، سر به زیر انداخت که آیا از این هزار توی شرمساری مرا توان گریزی هست؟! آیا از این همه بی‏قراری، به اندازه یک لبخند مهربانی، سهم من خواهد شد؟! در اندیشه «آیا»ی دوباره‏ای بود که شکفتن شانه‏های خوش را در ناگهانی از گل و لبخند احساس کرد... هنوز به خویش نیامده بود که حسین علیه‏السلام ، مهربانی خویش را به او بارید. حر هنوز باور نکرده بود که عاشق شده است! حر هنوز باور نکرده بود که سرافراز شده است! حر هنوز باور نکرده بود که غرق در آغوش مواج حسین علیه‏السلام شده است! آفتاب روز عاشورا در امواج حرارت جنون بود، و شمشیر برهنه حرّ، چونان آینه‏ای زلال و صیقل خورده، غیرت خروشان حرّ را به سماع برخاسته بود. آفتاب روز عاشورا در اوج حرارت جنون بود و فرات، سرشار از نگاه سرشارِ حرّ...
4327412022(1).mp3
8.07M
🥀 💠پرچم‌سرخ‌حسین‌ابن‌علی‌را‌ببین! 🎤 😭🤲 💔 کربلا 🕋 دلهاست... 🥀کربلا🥀 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
7.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥نماهنگ|کجا ایستاده ایم؟ چرا هیئت؟ هدف از تشکیل هیئت چیست؟ ☝️نکته مهمی که رهبر انقلاب درباره هدف تشکیل هیئت های ذکر اهل بیت (ع) گفتند. 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
طاقت ندارم لحظه ای تنها بمانی من باشم و در حسرت سقا بمانی من عبد تو بودم که عبدالله گشتم نعم الامیری، عالی اعلا بمانی فریاد هل من ناصرت بیچاره ام کرد من مرده ام آقا مگر تنها بمانی؟! قلبم، سرم، دستم همه نذر دو چشمت من می دهم جان در ره تو تا بمانی... 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان
طاقت ندارم لحظه ای تنها بمانی من باشم و در حسرت سقا بمانی من عبد تو بودم که عبدالله گشتم نعم الامیر
ای برادر جان لایَوم؛ کَیَومِک! غربت عمو در میان خیمه‌ها قرارش را ربوده بود... او تمام قد، غربت عمو را به تماشا ایستاده بود، از همان روزی که نامه برایش نوشتند و گفتند نهرها و باغ‌هایمان چنین است و چنان. روزی که عمو دست نوازش بر سرِ یتیمان مسلم بن عقیل (ع) کشید و گریه کرد؛ زمانی که گفت لااقل بگذارید برگردم و نگذاشتند... تا ظهر همان روز، موعودی که پدرش لحظه آخر فرمود «لایَوم کَیَومِک...» خود را رها کرد از دستان عمه. عمه فریاد می‌زد که برگرد عزیز دل! ولی زینب سلام‌الله‌علیها قسم جلاله‌ای که از زبان نوه امیرالمومنین (ع) بیرون بیاید را نمی‌تواند بشود! بسوی عمو می‌دوید و فریاد می‌زند «والله لا اُفارِقُ عَمّی ...» به سمت عمو می‌رفت عمویی که پدر بود برایش. خود را رساند به او، عموی غریبی که میهمانِ کوفیان بود؛ ولی حالا تشنه و بی رمق از زخم شمشیرها و نیزه‌ها و سنگ‌هایشان در گودال افتاده است. بحر بن کعب لعنت‌الله‌علیه شمشیر را بالا آورد تا با آن امام (ع) را هدف قرار بدهد. عبدالله فرزند کریم است کریمی که سه بار تمام اموال خود را بخشیده... سپر ندارد؟! مهم نیست! دستش می شود سپر! آری دستش سپر شد و فریاد برآورد «عموجان مرا دریاب...» امام (ع) او را در آغوش خود محکم می‌فشارد و مثل همیشه او را به صبر دعوت کرد. همان صبری که استخوان بود در گلوی پدر بزرگش و لحظه لحظه‌های عمر پدرش بود... بار دیگر حرمله رسید برای گلوی فرزندی دیگر از فرزندان حسین (ع)... و سرانجام سر از تنش جدا کرد! برای این که شبیه پدر باشد لازم نبود زیر دست او پروش یافته باشد... خون، همه چیز را منتقل کرده بود. آری خون کریم اهل بیت (ع) در رگ و پِی اش جاری بود و دعای پدر بدرقه راهش... او خودش از زبان پدر، با آن غربتِ نفس گیرش نشنیده بود که «ای برادر جان! لایَوم؛ کَیَومِک!»
فتح خون، قافله عشق در سفر تاریخ .mp3
17.59M
🎼 🏴 حُرّ، به خود باز می‌گردد... 📖 برش‌هایی از کتاب «فتح خون»، نوشته سیدمرتضی‌ آوینی...