هنیئا؛
⁵⁶ روز تا شروع محرم💔...>>>
ولیاینمداحیدائمتوذهنمپلیمیشه:
میزنهقلبم؛
دارهمیاد ،دوبارهباز،
بویمحّرم؛-🥀
استوری اینستاگرام کربلایی#علیپورکاوه
پ.ن: کربلایی #سجادمحمدی به دلیل
۴۵شب خوندن تو خیابونها
حنجرهاش آسیب دیده
و دیشب عمل کرده ..
کربلایی #سجادمحمدی بعد از عمل حنجره:
رفقا برای سلامتی کربلایی یک حمد و شفا بخونید ..❤️
_
گفت:توی یه روستای دور افتاده زندگی میکردم،همیشه استادمون سر کلاس وقتی بهمون پند قرآنی میداد،
آخرش اضافه میکرد؛مثل اون قاری..
روزها گذشت و ما همش منتظر بودیم از اسم اون قاری پرده برداره ولی همچنان آش همون آش بود و
کاسه همون کاسه..
دیگه یه جورایی اون قاری که اصلا نمیدونستیم کیه شده بود الگوی ما و ویژگی هاش یه دفترچه روتوی کیف ِِهمراه هرکدوممون پرکرده بود !
یه روز رفتم پیشش گفتم: استاد
نمیخواین به ما بگین اون قاری کیه؟
استاد یه لبخند ریز زد و آروم گفت:
هرموقع ببینیش با اینکه نمیشناسیش ولی میفهمی کیه..
تو فکر فرورفتم،
[یعنی انقدبه این ویژگی ها معروفه
که نشناخته میفهمم کیه؟]
مدتها بعد حافظ کل قرآن شدم،
از مدرسه قرآنمون زنگ زدن گفتن میخوایم به عنوان تماشاچی ببریمتون تو یه برنامه تلوزیونی..
اتوبوسمون رسید دم در یه ساختمون ِگنبدآبی و پیاده شدیم و هرکدوممون روی یه صندلی توی استودیو نشستیم !
داورا یکی یکی اومدن و سرجایگاه ِخودشون..
بین ظبط اون قاری ای که اسمش حسنین بود شروعکرد به صحبت و یهو بنا رو گذاشت به تعریف از استاد شاکرنژاد!
تا تعریف کردن هاش شروع شد آخرین قاری میز از سمت چپ، دستش رو گذاشت روی گوشش و سرش رو
انداخت پایین.
همون لحظه تا این حرکتش رو دیدم شوک شدم و با خودم گفتم: اون قاری، این که همون قاریه..
و اون قاری کسی نبود جز،
حاج حامد شاکرنژاد(:🤍
اونجا برای استادم که چند ماه قبل به رحمت خدا رفته بود فاتحه خوندم و توی دلم تکرار میکردم: خدا رحمتتکنه که همچین آقایی رو برایما الگو قرار دادی"
《براساسِواقعیت..》
#حامد_شاکرنژاد | #تولد | #روایتِآیهها
➥︎@𝑳𝒂𝒔𝒉𝒈𝒂𝒓_𝑺𝒆𝒚𝒆𝒅𝑨𝒍𝒊_𝑯𝒂𝒎𝒊𝒏 |💫♡
هنیئا؛
شکار لحظه ها از لنز دوربین من🕊📸
حسین آقای حقیقی🍃
آقا حامدِ سلطانی🕊
ترکیب جذاب👒
آخه ترو خدا بغلو ببین🫂✨