بسیج دانشجویی دانشگاه زنجان
#پویش | قلم ماندگار یادداشتهای خود را با محوریت: _ جانم فدای ایران _ مجازات سخت _ اتحاد مردم و ر
مکتب خون
ای عالم به این جرثومه های فسق و فساد بگو که بعد از ۱۴۰۰ سال از عاشورا هنوز هم سر مشق این مکتب هَیهَات مِنَّا الذِّلَّة است.
در میان شعلههای سوزان، در لحظهای که آسمان با زمین میآمیزد، هیهات منالذله سر میدهد، فریادی از اعماق وجود، سرود آزادی و ایستادگی. اینجا، در این میدان پر از خون، شهیدی میافتد، نه به معنای پایان، بلکه آغاز رستگاری.
خون شهید، رنگینکمانی میشود بر فراز سرزمین، یادگاری جاودانه از عشق و فداکاری. هر قطرهاش، داستانی از ایمان و شجاعت را روایت میکند، داستانی که نسلها را الهام میبخشد. در این فداکاری، اسارت و ذلت معنایی ندارد، تنها آزادی و عزت است که بر همه چیز چیره میشود.
هیهات منالذله، شعاری است که در رگهای تاریخ جاری میشود، یادآور لحظهای که انسان، زنجیرهای بندگی را میشکند و بالهای غرور و شرف را میگشاید. شهادت، مرهمی است بر دردهای میهن، چراغی در تاریکیها که راه را برای آیندهای روشن نشان میدهد.
در این حماسه، مرگ نیز رنگی دیگر میگیرد، نه پایان زندگی، بلکه گذرگاهی به سوی جاودانگی. شهیدان، با جان خود، پلی میسازند میان زمین و آسمان، تا یادآور باشند که هیهات از آنِ ذلت و تسلیم است.
✍مهدی قره باغی، دانشجوی علوم و مهندسی خاک
#قلم_ماندگار
#جانم_فدای_ایران
#بسیجدانشجوییدانشگاهزنجان
بسیج دانشجویی دانشگاه زنجان
#پویش | قلم ماندگار یادداشتهای خود را با محوریت: _ جانم فدای ایران _ مجازات سخت _ اتحاد مردم و ر
جمعه نصر !
وقتی به نزدیکی مصلی رسیدم ، دلم می خواست مثل بقیه وارد مصلی بشم و نمازم رو داخل بخونم.
به سمت ورودی ها رفتم و برای گذاشتن کفش هام نایلون گرفتم ، اما از هر طرف خواستم وارد بشم انقدر جمعیت زیاد بود که پشیمون شدم.
هوا هم به شدت گرم بود و تصمیم گرفتم پارک روبروی مصلی تو سایه نماز بخونم.
وارد پارک که شدم دیدم نه مثل اینکه واقعا شلوغه ، چون تعداد زیادی مثل من تو پارک نشسته بودن و تعدادی هم زیر نور آفتاب و کف زمین نماز شون رو پیوسته و با امام جمعه خونده بودند .
شروع کردم به خوندن نماز که دوتا دختر تقریبا ۱۶ ساله اومدن و نزدیکی من نشستن.
مثل دوتا کارشناس جنگ تو دل شلوغی هاشون ، مسائل جنگ تحلیل می کردن.
اون ور تر سه تا خانم چادری هم اومدن یک چیزی انداختن و مثل من شروع کردن به خوندن نماز ، مثل اینکه مسافر بودن از تهران و اینجا حضور داشتن ، این را از لحجه فارسی که داشتن و مدام از حال و هوای نماز جمعه تهران می گفتن فهمیدم .
یکم منتظر بودم که یک لحظه توجه ام سمت یک دختر جلب شد ، یک دختر تنها نشسته بود روی ویلچر برقی و داشت به سمت مصلی میومد ، جالب تر اینکه پرچم ایران و وصل کرده بود به ویلچرش .
سرم رو که چرخوندم دو نفر رو دیدم که با وجود معلولیت خودشون و رسوندن بودن به مصلی .
خیلی ها اومده بودن ،اکثرا هم با خانواده
تقریبا هیچ کس فکرش را نمیکرد این جمعیت را ببیند .
بعد از نماز اخبار را از گوشی چک کردم
تمام کانال ها و خبرگذاری ها از حجم حضور مردم گذاشته بودن .
سکانس دوم
ماشین شعار کم کم داشت آماده میشد
جمعیت به خیابان آمده بودند
شروع کردن ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر منافق
مردم با تمام توان و با مشت های گره کرده فریاد میزدند چهره هاشون پر از خشم و نفرت ولی امید بود .
آقایی که داشت شعار میداد هم مردم رو هدایت میکرد و هم شعار ها و شعر ها رو میخوند.
چشمم خورد به در ورودی مصلی
از شدت حجم زیاد مردم قفل شده بود
راستش را بخواید هیچ کس فکرشو نمیکرد امروز این جمعیت عظیم و تو مصلی ببینه
تصوری که داشتند این بود که چند نفری بیشتر از سری های قبل می آیند .
همه با تعجب به جمعیت نگاه میکردند .
فوج جمعیت بود که از در های مصلی بیرون می آمد
۱۰دقیقه ، ۲۰دقیقه با سرعت گذشت ولی همچنان جمعیت زیادی داخل صحن مانده بودند .
خیابان مملو از جمعیت شده بود
آن طرف تر ورودی خانم ها هم همین وضعیت بود
فکر میکردم همه خانم ها داخل ماندن و منتظر ولی جلو تر که رفتم جمعیت خانم ها در خیابان مشغول شعار بودند
تعداد کثیری از خانم ها و آقایان لباس رنگ روشن پوشیده بودند
معنی همان جملهٔ عزا بماند بعد از پیروزی
صدای بچه ها بیشتر از هر موقع به گوش میرسید .
داشتم فکر میکردم که چطور میشود مردم ما با خانواده و بچه بیان پای کار انقلاب
اونوقت رژیل جعلی و اشغالگر توس پناه گاه ها باشن .
این نشان از ایمان مردم ماست.
✍دانشکده علوم ته راهرو
#قلم_ماندگار
#جانم_فدای_ایران
#بسیجدانشجوییدانشگاهزنجان
@basijznu
بسیج دانشجویی دانشگاه زنجان
#پویش | قلم ماندگار یادداشتهای خود را با محوریت: _ جانم فدای ایران _ مجازات سخت _ اتحاد مردم و ر
"جانم فدای ایران"
ایران، سرزمینیست با قدمتی بسیار طولانی و تاریخی زیبا و مشاهیرِ مختلف که همواره به آن افزوده میشود.
الان که این متن را مینویسم ساعت 00:07 و اول تیر ۱۴۰۴ است و هر لحظه به قدمت و تاریخ و مشاهیر افتخار آفرینِ این سرزمین اضافه میشود.
یکی از آن مشاهیرِ افتخار آفرین این روزها که به زیباترین شکل ممکن تاریخ ایران را مینویسد کسی نیست جز سیّد علی حسینی خامنهای عزیز.
بلی! این بخش از تاریخ ایرانِ جانمان به دست ما به امانت سپرده شده است و ما باید به رهبری سیّدِ عزیزمان این روزها را به زیباترین شکل ممکن رقم بزنیم، چرا که گذشتگان و آیندگان نظارهگر ما هستند و وظیفهی ما چیزی جز این نیست.
در این میان، ما مردمان ایران زمین، سربازان این سرزمین هستیم.
گاهی با قوت به زندگی ادامه دادن دینمان را باید ادا کنیم و گاهی با جان دادن برای این مرز و بوم...
(باشد که با یاری حق تعالی مقاومت ما ثمر بخش باشد و نسل بعدی درگیر مسئلهای به نام رژیم صهیونیستی نباشند.)
✍فاطمه بایگان، دانشجوی آمار
#قلم_ماندگار
#جانم_فدای_ایران
#بسیجدانشجوییدانشگاهزنجان
@basijznu
هدایت شده از مسیر دانشجویان زنجان🇮🇷
در حملات امروز رژیم خونخوار صهیونیستی، دلاوران جان برکف و مخلص زنجانی
مجید قاسمی، علی توری و محمدرضا فروغی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
با ما در "مسیر" بمانید.
✅ @masir_zn
هدایت شده از باشگاه فکر پارسا 🇮🇷
🚀 موشکِ خودتو بزن ...
سنگر تو کجاست؟
🆔 @zanjanpress
نشانی باشگاه فکرواندیشه:
https://eitaa.com/joinchat/2355233134C6723240e13
**درباشگاه فکرواندیشه، باماهمراه باشید **
#زندگی_جریان_دارد
#آزاداندیشی