هدایت شده از Αθηνά
یه سوال
شما هم وقتی داخل یه مهمونی یا جشن پر سر و صدا هستید ، انرژی روانیتون خیلی پایین میاد و حتی توی مود غم و گریه میرید؟
از لحاظ علمی شنیدم بعضی درونگراها اینطورن
نه بخاطر اینکه عصبی یا استرسی میشن.
نه اتفاقا سالم هستن
ولی انگار حجم زیاد ورودی و سرو صدا با شخصیتشون سازگاری نمیکنه ..
میخواستم ببینم شما هم توی محیط،های خیلی شاد و شلوغ اینطور میشید؟
"بصيرة"
یه سوال شما هم وقتی داخل یه مهمونی یا جشن پر سر و صدا هستید ، انرژی روانیتون خیلی پایین میاد و حتی
متاسفانه يكي از چيزاي كه باعث شد بفهمم من برونگرام دقيقا همينه
من بي نهايت از سروصداى مهمونى و مدرسه لذت مي برم در حدى كه وقتي همسايه هاى پاينيمون مهموني ميگيرن و بچه هاشون تو حياط فوتبال بازى ميكنن و حرف ميزنن و ثداى ظرف شستن و حرفاشون رو ميشنوم احساس ارامش بهم دست ميده و حس ميكنم زندگى در جريانه واقعا شاهكار ترين حسه ،بيشتر تو مهمونيا دويت دارم يا شنونده باشم يا با يه نفر كنارم حرف بزنم يا فقط باشم ،مشكل بزرگى باهاشون ندارم ولى قطعا عاشق سروصداشونم
"بصيرة"
متاسفانه يكي از چيزاي كه باعث شد بفهمم من برونگرام دقيقا همينه من بي نهايت از سروصداى مهمونى و مدرس
توى مدرسه هم همينم
زنگ هنر كه ميشه روانى سروصدا و جك هاى مزخرفيم كه يكي از اكيپ هاى كلاسمون بهم ميگن عم
تو كلاسمون يه اكيپ داريم زنگ هنر خيلي حرف ميزنن و ميخندن ،من واقعا عاشق اون صداعم و خيلي بدم مياد وقتي يكي از اون ته داد ميزنه" ساكت شيد ارامش ميخوايم " واقعا نميفهمم چيكارشون دارى
حس ميكنم صداشون شبيه پس زمينس
اينجوريم كه زنگ هنر دوست دارم تو نميكت تنها بشينم ( يا با يه نفر كه خيلي بهم نزديكه و در سكوت كنار هم باشيم يا اون راجب چيز هايي كه دوست داره حرف بزنه و من بشنوم) و صداى دلقك بازى هاى اون اكيپ و بقيه بچه ها توى پس زمينه باشه