📝.....جاي هم جنس بازي را با يد مضافاً در فوت و فنهاي گشودن باب آشنايي جستجو كرد.
📌به همين دليل بعضيها آن را نوعي شگرد شناخت و قاپيدن اسرار و مهارتهاي استاد از طرف شاگرد مبتدي و زبر و زرنگ به حساب
مي آورند.
📝 هم جنس بازي بنابراين نمي تواند حق وجود پيدا كند مگر در جامعه اي كه مقام زن را به سطح برده ي ستايشگر و منفعل تنزل ميدهد، برده اي كه نقش منحصر به فرد او اين است كه فقط رحمي بارور براي حمل و زاييدن قهرمانان هم جنس گرايي آينده داشته باشد.
📝اما قاطع ترين ملاحظات پزشكي نشان ميدهند كه هم جنس بازي در بيشتر موارد با كاهلي و بطالت، با نامولد بودن و عدم خلاقيت اجتماعي و با بزهكاري ملازمه دارد:
🖋 نداشتن ظرفيت براي شكيبايي، براي تحمل محروميت ها، براي قبول مسئوليتهاي اجتماعي و خانوادگي در واقع از همان عنادهاي كودكانه اي پيروي ميكند كه زمينه ي اصلي رفتارهاي هم جنس بازانه را تشكيل ميدهد.
🖋 ناپايداري روابط هم جنس بازانه به اغتشاشي منجر ميشود كه هر نوع ارزش آبرومندانه اي را از مناسبات انساني ميگيرد.
🖋 اگر همجنس بازیي، و لو به طور نظري (در تئوري) چيزي شبيه به تاييد و عدم مخالفت دريافت ميكرد، اگر به آن اجازه ميدادند كه و لو تا حدودي از چارچوب (حيطه¬ي) آسيب شناختي خود خارج شود و نوعي بيماري تلقي نگردد، طولي نمي كشيد كه اين امر موجبات انحلال زوجهاي مختلف الجنس [زن و شوهر] و خانواده را كه شالودههاي جامعه ي باختري موجود ما هستند، فراهم ميآورد.
🖋بديهي است كه در مواردي بسيار متعدد (مگر در مورد ساديسم) اين نكته مورد توافق است كه بايد براي هم جنس بازان قائل به «معايبي با كيفيات ممتاز» بود:
📌اجتماعي بودن، روحيه ي شهري، طبع هنري، ظرافت احساس. مع هذا اين نكته به قوت خود باقي ميماند كه ملتي برخوردار از تمدن بهنجار نمي تواند براي چنين شيوه ي منحرفانه اي از تبيين جنسيت كه نهايتاً فقط يكي از فصول روان شناسي درماني است، قائل به نهاد يافتگي شود و آن را به عنوان يك نهاد به رسميت بشناسد. (۴۶)
📝.....به اين ترتيب، عصر تسطيح است، عصر محو شدن تفاوت هاست، ترسيم خطوط جدا كننده ي خير از شر، فاعل از منفعل و مردانه از زنانه را بيش از پيش مبهم ميكند تا در عوض فقط آنچه را كه براي « جامعه» قابل قبول يا غير قابل قبول است مورد تاكيد قرار دهد.
📝مي توان درك كرد كه از آن به بعد، كساني كه «منِ» آنها ضعيف است و به سرعت مرعوب ميشوند، اين از دست دادن استقلال و آزادي رأي را ميپذيرند، ماشين وار به اطاعت او در ميآيند، با تمام توان فرياد ميكشند كه از اين كه چنين باشند خوش وقت اند، ولي در همان حال به دنياي خصوصي افكار نهفته و اعمال نهاني- تنها عواملي كه قادرند اصالت ذاتي زندگي بشر را تضمين كنند- پناه ميبرند.
📝اين روزها اغلب ميشنويم كه زندگي خانوادگي دارد تغيير ميكند. زندگي خانوادگي در حال تغيير نيست، در حال نابود شدن است.
📝در همان حال كه كانونهاي خانوادگي، غالباً زير فشار حاكمان از هم ميپاشند- حاكماني كه به نظر ميرسد در درجه ي اول تمام هم و غم آنها اين است كه كار خودشان را آسان كنند و با مقرر كردن قواعد مشترك براي همگان، جاي خود را در مسند قدرت محكم سازند- و در همان حال كه به اصطلاح « توده اي شدن» همه چيز- كه آن همه صحبتش را ميشنويم – پايههاي خود را محكم ميكند.
(البته با به خاطر سپردن اين نكته كه پيش گوياني كه دم از نزديكي آن «توده اي شدن» ميزنند خودشان را به واسطه ي نبوغي كه براي خود قائلند از شمول آن مستثني ميدانند)،
📌 نوعي حالت زايل شدن تفاوت جنسي به ظهور ميرسد كه هم جنسي بازي نهفته يا آشكار، انعكاس زيان بخش آن را تشكيل ميدهد.
📝گفتگو ندارد كه در يونان قديم، مدتها پيش از افول آن، هم جنس بازي نه فقط علناً انجام ميگرفت بلكه حتي عموميت داشت و يكي از «شريف» ترين و مهم ترين جنبههاي عشق را معرفي ميكرد. از روي چنين سابقه اي است كه امروز بعضيها خود را متقاعد ميكنند تا خواستار مشروعيت براي هم جنس بازي در جامعه ي كنوني شدند.
📝براي فيصله دادن مسئله ابتدا ببينيم كه نتايج عيني يك چنين جابجايي [در روابط جنسي] هنگامي كه امكان تحقق آن فراهم ميآمد از چه قرار بوده است.
📝 به طوري كه ميدانيم هم جنس بازي سابقاً
در ميان نورمانها رواج داشته و نيز بين اعراب، وقتي در اوج قدرت قرار داشتند و در دربار امپراطوري آلمان و در داخل حزب نازي متداول بوده است. «لاندائو» مينويسد:
🖋« هم جنس بازي بعداً براي اينان از سطح سكس به سطح ماوراء طبيعي ارتقاء داده شد و به صورت يك نوع عرفان تعصب آميز در آمد».
📝مسلماً خلاف روح علمي است كه چيزي از قبيل فلان تمايل بالفطره ي نژادي را در اين جا به عنوان مسبب معرفي ميكنيم و مثلاً از آن دستاويزي براي زدن برچسب آريايي گري بر پيشاني آلمانيها بسازيم، يا بگوئيم كه هم جنس بازي مختص نژاد آنگلوساكسن و در خور توصيف بريتانيايي جماعت است و يا مثلاً از سامي بودن خالص اعراب حكايت ميكند اين جا هم مانند تمام پديدههاي رواني – اجتماعي، بايد در صدد يافتن توضيح عميق روان شناختي بود.
📝ميل به قدرت و سلطه در يك جامعه با نفرتي به نمايش در ميآيد كه نسبت به امكانات ايجاد كننده ي نرمش و ضعف- به خصوص عشق زنان – احساس ميكند. اين تمايل خود را در عين حال بدين طريق نشان ميدهد كه كليه امكانات رشد و بالندگي شخصي را از روي الگويي هم جنس بازانه، به صورت امري مابه الاشتراك و همگاني در ميآورد.
بــصــیــر | Basir
مطالبی رو که در ادامه میفرستم با دقت مطالعه کنید.
همونطور که دیدید در طبیعت انسان همجنس گرایی وجود نداره.
بــصــیــر | Basir
مطالبی رو که در ادامه میفرستم با دقت مطالعه کنید.
کیپاپ تبلیغ فرهنگ فاسد غربی هست
فرهنگ اونا اینجوری هست درست ،ولی چرا باید یک ایرانی طرفدار اینا باشه؟
ایا فرهنگ اینها به فرهنگ اسلامی ما مربوطه؟
نه مربوط نیست
چیزی که اکنون شاهدش هستیم اینه که اینهمه نوجوان و جوان مسلمان (به غیر مسلمان ها کاری ندارم) الگو شون شده چند تا پسر کره ای کافر همجنس باز!
حالا فقط بی تی اس نیست
گروه های دیگه کره ای، انگلیسی و... هم هست.
یکیش واندایرکشن
بیشتر از نصف طرفدار های این گروه(نوجوان و جوان) نه تنها از LGBT حمایت میکنند، بلکه خودشون رو هم یک LGBT مینامند!!!
«مَنْ کَانَ مَقْصَدُهُ الْحَقَّ أَدْرَکَهُ وَ لَوْ کَانَ کَثِیرَ اللَّبْس»؛[4]
هر کس در جستوجوی حق باشد آنرا درخواهد یافت، هر چند حقیقت بسیار پوشیده باشد؛
یعنى هرگاه هدف شخصی در کاری این باشد که آنچه در آن مسئله حق است به آن برسد، آنرا خواهد یافت هر چند پوشیدگى زیاد داشته باشد.
«قَدْ وَضَحَتْ مَحَجَّةُ الْحَقِّ لِطُلَّابِهَا»؛واضح و روشن است شاهراه حق از براى جویندگان آن؛
یعنى اگر کسى در جستوجوی حق باشه حقیقت برایش روشن است، و برایش ظاهر مىشود به گونهای که تردید و شبههای برایش باقی نمیماند، و کسى که راه حق را نیابد البته خواهان و جویاى او نبوده است
چون شما نمیخواین واقعیت رو ببینید و به همین دلیل نمی تونید چیزی رو که حق هستش رو بپذیرید...
در ضمن ما به صحت تمامی مطالب گفته شده درباره بی تی اس و... اطمینان داریم
و هر مطلبی که گفته شده با سند و مدرک بوده و فقط بر اساس ظاهرشون گفته نشده...
ما براساس ظاهر قضاوت نکردیم بلکه با سند و مدارک اثبات کردیم...
شما به دلیل علاقه افراطی و وابستگی شدیدی که به این گروه دارید نمی تونید بدی هاشون رو ببینید..
لطفا چشماتون رو باز کنید قبل از اینکه دیر بشه و افسوس عمر از دست رفته تون رو بخورید...
افسوس این رو بخورید که تو بهترین دوران عمر و زندگی تون،وقت تون رو صرف چه چیزهایی کردید...
اگه الگو می خوای کلی الگوی برتر و بهتر از اینا هست که میتونی با اون ها راه و مسیر زندگیت رو پیدا کنی
اونا مثل عروسک های خیمه شب بازی هستن که حتی اختیار کارهای خودشون رو هم ندارن و همه چیز شون کنترل شده ست.
بــصــیــر | Basir
«مَنْ کَانَ مَقْصَدُهُ الْحَقَّ أَدْرَکَهُ وَ لَوْ کَانَ کَثِیرَ اللَّبْس»؛[4] هر کس در جستوجوی
بله منم میبینم کسایی رو که با این وضع میگردن.
اما از نظر شما چه کسی یا چه چیزی روی اونها تاثیر رو گذاشته که اینطور باشن؟
آیا اونها از اول همینطور بودن؟ قطعا خیر
پس یه چیزی روشون تاثیر گذاشته
یکی از این عوامل بی تی اس و گروه های شبیه اون هست.
بله درسته تتلو هم داره رو نوجوان ها و جوان ها تاثیر مخرب میزاره
همچین افرادی کم نیستند.
من کسایی رو میشناسم که خیلی بهتر از آیدل هاتون به ما امید میدن!
#ناشناس
درست میگید.
ما از این به بعد سعی میکنیم ملایم تر برخورد کنیم.
ممنون از تذکر به جاتون♡
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ پست ویژه
✡☠ وقتی میگن هوش مصنوعی وحشتناک تر از بمب هسته ایه، دقیقا منظورشون چیه؟
🎬 با دیدن این کلیپ کاملا متوجه میشید
👌 حتما ببینید و نشر دهید
⭕️ جهان تحت سلطه شیطان تک چشم
✡☠ برچسبهای NRO و NASA متوجه سمبلهای ایلومیناتی شدید؟ یک منبع ستاره یا چشم بالای یک هرم
❌ تمام بسته بندی ها اعم از مواد خوراکی یا صنعتی و کارخانجات و... و ساخت ساز ساختمان ها و... یک آرم تک چشم دارند و معنیش این است که شیطان این جهان را طلسم کرده است و فقط این طلسم به دستان مبارک حضرت بقیة الله اعظم مهدی عج صورت میپذیرد
🤲 اللهم عجل لولیک الفرج